به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 50
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    سلام
    دوست عزیز منم با نظر دوستان راجع به اینکه همسر شما واقعا" آلزایمر نداره موافقم. آیا همسر شما فردی خجالتی و کمروه ؟ اصلا" اهل مهمونی و شلوغی هست یا نه ؟ وضع مالیتون چطوره ؟ در مقابل درخواست نابجای دیگران قدرت نه گفتن رو داره یا نه؟

    به نظر من ایشون از یه موضوعی خیلی زیاد ناراحت هستن اما نمی دونم چی ...شاید مربوط به شما باشه اما به دلیل اینکه روش نمیشه به شما بگه یا اینکه خیلی شما رو دوست داره و نمیخواد ناراحتتون کنه (البته به شکل دیگه داره ناخواسته ناراحتتون میکنه) یا اینکه از لحاظ اقتصادی تحت فشاره و اینها روی اعصاب و روانش تاثیر منفی میذاره .شاید هم بیرون از خونه چیزی عذابش میده مثلا" مافوقش یا اینکه..........کس دیگه تو زندگیش نیست ؟
    در نهایت شما به رفتار و گفتار و اخلاق خودتون در مقابلش رجوع کنید ببینید از چه رفتار شما خوشش نمیاد حداقل و به خاطر زندگیتون موقتا" مطابق میل اون رفتار کنید حتی اگه به دیگران بر بخوره و حتی اگه خونوادش باشن چون در حال حاضر همسرتون به شما احتیاج داره و رضایت ایشون مهمتر از فک و فامیلتونه .
    این که گفتید بعد از بحث اومده و گفته پاشو سر جات بخواب یعنی اینکه خیلی زود از رفتارش پشیمون میشه و دست خودش نیست .خواهر خوبم شما یخه مدت دندون رو جگر بذارید و رابطه تون رو باهاش صمیمی تر از قبل بکنید .اصلا" وقتی گفت شما چیزی رو فراموش کردید بگید« حق با توه ببخشید یادم رفت » اینجوری آروم میشن چون میدونن که خودشون مشکل دارن اما شما به خاطرش فداکاری می کنید .
    راستش من فکر میکنم ایشون به عمد وانمود می کنن که فراموشکارن و جالب اینه که قبول هم ندارن.
    انشاء الله که مشکلتون حل بشه

  2. 2 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (جمعه 10 مهر 88)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    مرسی از وقتی که برام گذاشتی موعود عزیز
    همسر من اصلا آدم خجالتی نیست اتفاقا خیلی هم مردم دارو اجتماعیه
    تا کسی باهاش زندگی نکنه به رفتارای ریزش پی نمی بره تو فامیل همه فکر می کنن من هیچ مشکلی با همسر ندارم چون رفتارش تو جمع عالیه
    وقتی فشار کاری داره قاطی می کنه و 180 درجه تغییر رفار داره طوری که گاهی خودمم نمی شناسمش
    این طور وقتا از جاهای شلوغ و جمع مهمونی فاصله می گیره حتی اگه اون کار 3 ماه طول بکشه ترجیح میده اون مدت جایی نره
    اصلانم براش مهم نیست که کسی از نرفتنش ناراحت می شه
    الانم یه کاری دستشه که اگه به موقع تحویلش نده باید 3 میلیون ضرری بده من همش فکر می کنم مشکلش این باشه
    ولی بازم نمی فهمم این مشکل چه ربطی به رفتاری که می کنه داره

    وضعیت مالی مون بد نیست موعود عزیز چون هم من کارمنم هم خودش اوضاع کاریش خوبه
    ولی وقتی مشکلی داره به جای اینکه دردودل کنه دور خودش یه حصار می کشه کسی رو هم اون داخل راه نمی ده حتی منو

  4. کاربر روبرو از پست مفید mamfred تشکرکرده است .

    mamfred (سه شنبه 31 شهریور 88)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    [align=justify]mamfred عزیز،

    ممکنه نظر پزشک با مشاور متفاوت باشه ها!

    به هرحال اگه من از عمد خودم رو به فراموشی زده باشم، مطمئنا ناخوشایند ترین واکنش همسرم اینه که متوجه فراموشی من نشه. و فکر کنه که حتما خودش دچار فراموشی شده.

    این هم شاید مثل تظاهر به خودکشی و ... اقدامی در جهت جلب توجه و محبت باشه. پس اگه فکر می کنید فراموشی همسرتون عمدیه، نظر من اینه که بپذیرید که فراموش کار شده، و نشونش بدید که نگران وضعیتش هستید و با محبت و ملایمت بخواید که به پزشک مراجعه کنه یا پیشنهاداتی از این دست بهش بدید، و اگه مقاومت کرد باز هم بپذیریدش اما نگرانیتون از وضعیتش رو کتمان یا مخفی نکنید.

    در ضمن یه سوالی که مطرح می شه اینه که آیا همسر شما همیشه لج باز هستند؟ یادمه در رابطه با مشکلی که بعد از زایمان براتون پیش اومده بود، ایشون در بازگشت شما به وضعیت سابق پافشاری می کردند و در مقابل واکنش های تصنعیتون خیلی مقاومت می کردند.

    راستی ممکنه دلخوریش از اون موضوع باشه و در خودش احساس ضعف کنه که نمی تونه اونطور که باید توجه شما رو جلب کنه؟

    به هرحال شما که اون مسئله سابق رو تونستید حل کنید، این یکی رو هم به زودی برطرف می کنید. خوشبختانه صبور هم هستید و این حسن بزرگیه. [/align]

  6. 2 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (جمعه 10 مهر 88)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    ممنون ازت philosara
    بله همسره من شدیدا لجبازه خیلی زیاد روی رفتاری که در پیش می گیره اصرار می کنه
    من با نظر شما کاملا موافقم که باید به پزشک مراجعه کنیم چون من کاملا مطمئن نیستم که عمدی باشه و باید این احتمال رو هم بدم که همسرم ممکنه مشکلی پیدا کرده باشه
    حتی پیش یه پزشک مغز و اعصابم رفتم ولی گفته حضور خودش ضروریه ولی خودش اصلا زیر بار دکتر اومدن نمی ره
    ولی من تمام تلاشم رو برای بردنش می کنم
    مشکل قبلی من کاملا برطرف شده و ما به حالت طبیعی برگشتیم
    و من برای جبران اون دوران الان سعی می کنم برای همسرم چیزی رو کم نزارم
    بازم ممنون

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 مهر 88 [ 06:21]
    تاریخ عضویت
    1388-6-24
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    2,595
    سطح
    30
    Points: 2,595, Level: 30
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    94

    تشکرشده 95 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    سلام

    دوست عزيز ببين وقتي مشاور به شما ميگه كه ايشون مشكل خاصي نداره پس براي شما هم محرز شده كه ايشون بيماري رواني نداره و شما بايد سعي كنيد كه منشاءمشكل را پيدا كنيد يادتان باشد كه هر معلولي از علتي خاص سرچشمه ميگيرد هيچ فردي بهتر ازخود شما نميتواند آن مشكلش را كشف كنه چرا كه شما نزديكترين فرد به او هستيد و هر گاه كه با او مشكلي پيدا ميكني سعي كن شما جهت آشتي كردن پيشقدم بشي شايد مشكل همسر شما از درون اداره و با همكارهايش و يا مشغله فكري باشدسعي كنيد درون خانه جو را آرام نگهداريد و از تنش هاي احتمالي پرهيزكنيد يه هر تقدير يه مدت زماني سعي كنيد با او دست به عصا حركت كنيدو در كنارش باشيد بجاي رو در رويش قرار گرفتن تا اعتماد لازم را براي گفتن مشكلش به شما بدست آورد

  9. کاربر روبرو از پست مفید kolbeh تشکرکرده است .

    kolbeh (سه شنبه 31 شهریور 88)

  10. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    دیشب بعد از این که دخترمو خوابوندم رفتم دید همسرم بیداره دستشو گذاشته بود رو پیشونیش به سقف نگاه می کرد آروم کنارش دراز کشیدم گفتم چیزی شده
    اگه مشکلی پیش اومده به من بگو شاید یکم خالی بشی برگشت به شمت من گفت می شه یه خواهشی کنم
    امشب نه چیزی بپرس نه حرفی بزن فقط می خوام آروم بخوابم بعد بغلم کرد و در کسری از ثانیه مثه یه بچه خوابش برد اولش فکر کردم داره اذیتم می کنه ولی بعد دیدم خوابش خیلی عمیقه
    تکون نخوردم تا مبادا بیدار بشه همونطور که خواسته بود گذاشتم آروم بخوابه
    صبح زودتر از من بیدار شد خیلی سرحال بود گفت سلام خانوم خانوما تو کی دیشب اومدی خوابیدی من نفهمیدم !!!!!!!!!!!!!!!
    یه لحظه نگاهش کردم گفتم تقریبا با هم خوابیدیم
    نخواستم سر حال بودنشو خراب کنم ولی باور نمی شد که یادش نیست آخره شب چی بهم گفته بعد یهو گفت
    فکر کنم آخرین لحظه بغلت کردم یه چیزیمم بهت گفتم ولی یادم نیست چی گفتم تو خواب داشتم باهات حرف می زدم
    گفتم خسته بودی زود خوابت برد
    احساس می کنم همه ی این رفتارهای همسرم از یه مشکلیه که منه احمق ازش بی خبرم

  11. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    سلام

    اگه خدا بخواد داری بهش نزدیک میشی خواهر گلم .بیشتر سعی کن مطمئن باش اول خدا میتونه کمکش کنه و بعد خودت دیگه هیچکس . اون هر چی میگه قبول کن نزن تو ذوقش همه چی درست میشه به خدا توکل کن و براش دعا کن .قول میدم منم براتون دعا کنم
    خوب میشه انشاء الله

  12. کاربر روبرو از پست مفید m.mouod تشکرکرده است .

    m.mouod (چهارشنبه 01 مهر 88)

  13. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    با سلام
    mamfred عزیز
    من از جنبه پزشکی و جسمی این موضوع خیلی مطلع نیستم
    ولی برای هر فردی تو یه برهه زمانی ممکنه فراموشی پیش بیاد و البته معمولا فراموشی ها در پی فشار عصبی و کاری شدید هست
    البته گاهی افراد تمارض به فراموشی رو وسیله ای میدونند برای سبک کردن مسئولیت هاشون و عدم درگیری در مسائلی که در حال حاضر واسشون ناخوشاینده
    ولی با توجه به پست آخر شما شوهرتون به نظر من قصد تمارض نداره و درگیری ذهنی و مشغله کاریشون باعث شده که دقت ایشون نسبت به مکالماتی که بین شما و ایشون ردوبدل میشه به یک دقت سطحی و موقت تبدیل شده و فقط از حافظه کوتاه مدت و لحظه ایشون واسه ارتباط با شما کمک میگیرندو این در حالی هست که در همون زمانی که ایشون با شما صحبت میکنند حافظه فعالشون همچنان درگیر موضوع کاریشون هست به خاطر همین حرفای شما رو در همان زمان می پذیرند و تایید می کنند ولی 2 ساعت بعد ازشون سوالی پرسیده بشه اظهار بی اطلاعی میکنند

  14. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (چهارشنبه 01 مهر 88)

  15. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    [align=justify]mamfre عزیز،

    تا حالا برات پیش اومده که تو خیابون وقتی عجله داری، از کسی ساعت رو بپرسی و تشکر هم بکنی اما بعدش هرچی فکر کنی یادت نیاد طرف گفته ساعت چنده؟ (ذهنت خیلی آشفته ست)

    دقت کردی وقتی توی اتاقت نشستی و موسیقی از کامپیوترت پخش می شه، چقدر برات سخته که ریتم موسیقی ای که از تلوزیون بیرون از اتاقت پخش می شه رو تشخیص بدی؟ (ظرف ذهنت از موسیقی کامپیوترت پر شده، مثل کسیکه ظرف ذهنش از مشغله های شغلیش پر شده)

    عزیزم هرچه بیشتر از همسرت می گی، بیشتر به این نتیجه می رسم که ایشون تظاهر نمی کنند، عمدی در کار نیست، و شاید حتی فراموشی ای هم در کار نباشه چون به نظر می رسه ایشون از اول نمی تونن صحبت های شما رو بخاطر بسپارن.

    برای من خیلی پیش میاد که از اتاقم می رم بیرون و می بینم بقیه شام خوردن. اعتراض می کنم که حداقل من رو یه صدا می زدید، و با چهره حق به جانب مادرم مواجه می شم که خودم اومدم کنار میزت گفتی سیرم شما بخوردید من بعدا می خورم! و در جواب اصرارم گفتی مامان خواهش می کنم تمرکزم رو به هم نزنید!

    ولی خودم اصلا نمی دونم که اینها رو گفته باشم. در اون لحظه خیلی حیرت می کنم اما مثل همسر شما مقاومت نمی کنم چون من برخلاف ایشون می دونم که وقتی در کارم غرق می شم خیلی به مسائل اطرافم بی توجه می شم.

    و احتمال بوجود اومدن این حالت برای آقایون خیلی بیشتره چون درصد بیشتری ازشون single task هستند.

    "اگر" همسر شما دچار این مشکل شده باشه که ظرف ذهنش اونقدر پر و لبریز شده که دیگه جایی برای مسائل جدید نداره، شما فقط باید ملایمت پیشه کنید. بهش احساس امنیت بدید، تا این دوره بگذره و فشار کاریش کم بشه.

    اگه ایشون اینقدر بی پناه و هراسان شده باشه، بهتره تا جایی که می تونید از وظایفش در منزل کم کنید و با ایجاد شادی های غیر مستقیم، استرسش رو کاهش بدید.

    البته این که گفتم باز هم مثل پست قبلیم یک احتماله، و شما خودتون با نگاه کردن به عمق نگاه همسرتون می تونید تشخیص بدید که آیا تظاهری در کاره یا نه.

    [/align]

  16. کاربر روبرو از پست مفید THEN تشکرکرده است .

    THEN (پنجشنبه 02 مهر 88)

  17. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: شوهرم فراموش می کنه

    ممنون از صبا و فیلوسارا
    همسرم کاملا آشفته است و اصلا حوصله ی چیزی رو نداره دیشب مامانم اومد بچه مو برد چند روز پیش خودش چون همسرم گفت حوصله ی صدای گریه شو ندارم
    دخترم 18 ماهشه و نو پاست دوست داره همش تو خونه راه بره و به همه چیز دست بزنه و حرفا و کلمات بی معنی به زبون میآره
    ولی همسرم اصلا تحمل نداره ازم خواست تنها باشیم منم بچه رو دادم خونه ی مامانم با اینکه خیلی برام سخت بود
    بهش می گم چرا انقدر بهم ریختی می گه وقتی خودمو با همکارام مقایسه می کنم می بینم من خیلی در گیر زندگیم ولی اونا همش دارن خوش می گذرونن
    در در صورتیه که همسرمم با دوستش هفته ای 3 روز باشگاه و سونا و استخرشون براه و گاهی مجردی بیرون میرن و من سخت نمی گیرم
    بهش گفتم خوب تو که باهاشون میری همه جا گفت آره ولی اونا ذهنشون آزاده مثل من درگیر نیستن
    با اینکه شنیدن این حرفا برام خیلی سخت بود ولی بازم آروم بغلش کردم و گفتم این شادی ها و خوشگذرونی ها لحظه ایه بجاش تو سر خیلی چیزها ازشون جلو تری خونه داری ماشین داری ازدواج کردی
    مستقلی گفت آره ولی به چه قیمتی به قیمت از دست رفتن همه جوونیم گفتم تو فقط 28 سالته می گه خوب بیست و هشت سال یعنی سالای آخره جوونی دیگه
    یکم سربه سرش گذاشتم تا از اون حال و هوا بیرون بیاد بعد بهم گفت حرفایی که زدم به خودت نگیر من با خودم به مشکل بر خوردم بایدم با خودم کنار بیام


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.