تو موسسه زبانی مشغول زبان خوندنم چند ماهی میشه از پسری که هر روز تو موسسه میبینمش خوشم اومده
یه جورایی از علاقش به خودم خبر دارم ولی متاسفانه از آدمایی هست که خیلی مغروره و سطح خودش رو خیلی بالا میدونه ...
یه مدتی از فکرش اومدم بیرون چون واقعا نمی خوام رابطه دیگه ای رو شروع کنم ولی هر سری که میبینمش با کاراش یا نگاهاش دوباره میشم همون میترای قدیم
مشکل هم اینجاست که کسایی که باهاش رابطه دارن و میشناسنش میگن آدمی نیست که دوستی رو شروع کنه اگه خوشت میاد ازش باید تو بری جلو منم که از این کارا نمی کنم
نمیدونم واقعا این چه جور مدلشه؟؟؟؟
فعلا نه میتونم بیخیالش شم چون همش جلو چشمه و نه می تونم کاره دیگه ای کنم
شما بودین چیکار میکردین ...










علاقه مندی ها (Bookmarks)