به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30

موضوع: چرا خدا.....

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 88 [ 16:11]
    تاریخ عضویت
    1387-1-22
    نوشته ها
    192
    امتیاز
    4,425
    سطح
    42
    Points: 4,425, Level: 42
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    188

    تشکرشده 191 در 101 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا خدا.....

    سلام دوست عزیز

    دوستان حرفای خوبی زدن. اما حالا این چند تا جمله رو هم از من گوش کن و به معنی شون خوب دقت کن :

    هر وقت خدا تو رو لب پرتگاه برد به اون اعتماد کن چون یا تورو از پشت می گیرد یا به تو بال پرواز می دهد.

    خداوند هر دو چشم ما را در جلوی سرمان قرار داده است تا به جلو بنگریم نه پشت سر.

    همیشه فکر می کردم چون گرفتاریم از خدا دوریم ولی در واقع چون از خدا دوریم، گرفتاریم.

    روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره نه به خاطر اینکه خداست به خاطر اینکه دستتو بگیره.

    آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه. خدا یادش نمی ره ولی تو یادت می ره که چیزی که امروز داری ، آرزوی دیروزت بود.

    برایت دعا میکنم تا ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه که خدا را از تو می گیرد. دکتر شریعتی

    حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست . خداوند در هر حضور رازی نهان کرده برای کمال ما. خوشا روزی که دریابیم راز این حضور را.

    آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد ، به یاد من باش که من همیشه به یاد تو هستم.(از طرف بهترین دوست تو" خدا") سوره بقره آیه 159
    شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
    تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
    تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...

  2. 5 کاربر از پست مفید rose تشکرکرده اند .

    rose (چهارشنبه 02 اردیبهشت 88)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    Red face RE: چرا خدا.....

    bloom عزیز من با ani موافقم. ذهن و فکر تو خسته است خواهر مهربون من. مثل یک نفر که درگیر تنش و بیماریه . اون زمان براش از دلایل بیماری توضیح دادن فایده ای نداره. جز اینکه خسته ترش می کنه، چون ذهنش کانالیزه شده به سمت درد و رنج. بهت قول می دهم وقتی دوباره آرامشتو پیدا کنی، می تونیم یه تاپیک برای بررسی این سوالات بذاریم.
    فقط سعی کن جلو رو ببینی. چی کار داری چرا این بیماری رو گرفتی. ببین چطوری می شه خوبش کرد. این بهتر نیست فعلا؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید sorena_arman تشکرکرده است .

    sorena_arman (چهارشنبه 02 اردیبهشت 88)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 11:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-06
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    2,960
    سطح
    33
    Points: 2,960, Level: 33
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا خدا.....

    سلام
    من هم در بعضی شرایط همچین افکاری داشته ام و نتیجه ای که تا حالا گرفتم اینه :
    ما انتظار داریم بعد از هر تصمیم منطقی بهترین نتیجه ( اونجوری که خودمون تصورش را داریم )رو بگیریم مخصوصا زمانی که در این میان به خدا توکل کرده باشیم . وبنابراین زمانی که تصورات ما همون شکل پیش بینی شده رو به خودش نمیگیره اول به خدا خرده گرفته بعد هم از دیگرون و روزگار بعد هم از خودمون. ولی چند سال بعد ..........
    دوست من اگه دلت صاف باشه ،( که هست ) با کمی تفکر همین شک های موقتی به خدا ، خود و دیگران زمینه ساز اصلاح دیدگاه انسان نسبت به خدا و خود و دیگران میشه که من اونو همون روند تکاملی انسان میدونم .

    3-یادمه اولین موردی که این افکار به سراغم اومد دو سال بعد از ازدواجم بود . همه چیز در انتخابم به اندازه لازم منطقی بود . هر روز با خدای خودم درد دل میکردم که "خدایا من با توکل به تو و با پیش بینی های لازم و علاقه انتخاب کرده ام . اگه این انتخاب به صلاح من یا اون نیست تو بر هر چیزی توانایی و من راضی به رضای توام"
    یادمه که با برخورد به مشکلاتی که تاب تحملشون رو نداشتم به خدا گیر میدادم ( فک کنم مثل الان شما )
    ولی الان که کمی خودم و خدا رو بهتر از قبل شناختم ( نتیجه همون مشکلات ) با توجه به اخلاق خودم میبینم که همسرم گزینه بسیار مناسبی واسه تکامل منه .
    4. من الان بسیار خوشحالم که خدایم و عشقم واقعیه نه یک تصور خام ، همینجام ازخدا و همسرم تشکر میکنم
    موفق باشین

    در مورد رابطه خدا و دیگرون هم فکر کنم ما نمیدونیم که دیگرون واقعا چه جور آدمایی هستن .
    ما ادما خودمون رو هم زمان میبره تا بشناسیم چه برسه به دیگرون . پس نمیتونیم قضاوت کنیم . خداوند میخواد ترو به خودت بشناسونه .
    نصیحت که نبود ؟:P

  6. 2 کاربر از پست مفید adam_ensan تشکرکرده اند .

    adam_ensan (چهارشنبه 02 اردیبهشت 88)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مهر 88 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1387-11-26
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    8,997
    سطح
    63
    Points: 8,997, Level: 63
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    331

    تشکرشده 338 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا خدا.....

    سلام گلم ، بهتری مهربونم؟
    می دونی وقتی این سوالات برام پیش می یاد اینا رو به خودم می گم:
    - چرا خدا به یه سری آدما آسون هرچی می خوان می ده ولی به یه سری سخت؟
    هر کدام از ما متفاوتیم و خدا خودش گفته پس حرفی نیست مگر نه اینکه ما بنده ایم. بنده اسمش روشه.

    - اگه اون بنده دیگه توان نداشته باشه چی؟؟
    یه حدیث فکر کنم از امام علی: درد و رنج هر کسی به اندازه بزرگی و صبر و تحملش بر او فرود میاد.
    پس حتما توانش را داشتیم.
    ...
    در ضمن گلم:
    دل بی غم در این عالم نباشد
    اگر باشد به جز بنی آدم نباشد.

    - همه می گن خدا داره امتحان می کنه مگه خدا بنده هاشو نمیشناسه مگه نمی دونه که اون بنده دیگه نای امتحان پس دادن نداره ؟؟پس چرا داره به امتحان گرفتناش ادامه می ده ؟؟
    مگه نمی بینه که تو همهی امتحاناش رد شده چرا دوباره ادامه می ده؟؟
    خدا ما بنده ها رو خیلی خوب می شناسه فقط می خواد بهمون بفهمونه کی هستیم و می خواد ما هم خودمون را بشناسیم.
    خدا با این کارش در واقع داره به ما فرصت میده، این امتحان هایی که برای مردودی ها برگزار میکنه چون خدا هنوز امیدواره که این بنده می تونه جبران کنه...
    - چرا خدا می زاره اونی که ظالمه به کاراش ادامه بده مگه نمی بینه که داره خراب کاری میکنه پس چرا کاری نمی کنه؟؟
    میگن خدا مثل ما انسانها نیست خیلی صبوره، می گذاره آخر کار اونوقت در موردمون قضاوت میکنه، بعد از اینکه فرصت های زیادی بهمون داد و تا آخر صبر میکنه ببینه چکاره ایم. خداوند آخر اخر کار قضاوت میکنه.

    -چرا خدا ازت انتظار داره صبور باشی ولی سخت ترین راه رو پیش روت می زاره؟
    خدا به ما اختیار و عقل داده هیچ راهی را برامون اجبار نکرده، اون ماییم که انتخاب می کنیم از راه آسون بریم یا سخت.
    و باز در این شرایط به خودم می گم:
    خب همه انسان ها با درد و رنج هایی روبرو می شوند، غم و رنج هر کسی هم برای خودش به اندازه کافی بزرگ هست. اما آدما از اونجایی که متفاوتند، بالاخره راهی مختص خودشون برای کنار آمدن با آن پیدا می کنند . البته این در طول زمان ممکنه، واسه همینه میگن گذر زمان همه چی رو درست می کنه و اینی که امروز اشک تو را درآورده فردا باعث خندت میشه، و انوقت می بینی که خیری هم با خود داشته.
    البته که اینا نصیحت نبود. ولی من در این شرایط با همین افکار سادم می تونم باز بخندم و آرامش داشته باشم. خداروشکر

  8. 2 کاربر از پست مفید estar7 تشکرکرده اند .

    estar7 (چهارشنبه 02 اردیبهشت 88)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: چرا خدا.....

    خدایا یه سر به این تاپیک بزن...ببین چقدر دوستدار و عاشق داری.....خدایا..
    امیدوارم "بلوم" عزیز مشکلت به زودی حل شود

  10. کاربر روبرو از پست مفید حسین پور تشکرکرده است .

    حسین پور (شنبه 05 اردیبهشت 88)

  11. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: چرا خدا.....

    ممنونم ازت نقاب عزیز
    مشکل منم که خدا به این تاپیک سر نمی زنه
    خدا از ناله های من خسته شده همونطور که بقیه خسته شدن
    خدا از التماس هاس من خسته شده همون طورکه بقیه خسته شدن
    از دلایل تکراری خسته شده همونطور که بقیه خسته شدن
    خدا از دست من دیگه خسته شده و منو به حاله خودم گذاشته
    خیلی خوبه که اینجا هست تا من حرف بزنم

  12. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: چرا خدا.....

    بلوم عزيز
    اگه جاي خدا نشسته بودم هم ممکن بود به اين سوالهات جواب بدم ممکن بود بازم جواب ندم.
    يعني چي که چرا ازم خسته شده؟ چرا جواب سوالهامو نميده؟!
    اگه ايمان داريم که خدا حکيمه ،‌پس مطمئنيم کاري بدون حکمت نمي کنه.
    ببخشيد دارم اينجوري حرف مي زنم اما مگه چقدر برا خودمون در اين بارگاه ارزش قايليم که اينجوري حرف مي زنيم.
    خدا به ابراهيم دستور ميده سر پسرش رو ببره (بايد بگيم چقد ظالمه ، نه!!!!)، ازون بالاتر خدا بريده شدن سر عزيز اين کائنات رو مي بينه ، اما مانع از انجام اين عمل نميشه. دقيقا برا اينکه امتحان کنه.
    اين افکار رو از خودت دور کن وبه هدفت از زندگي فکر کن.
    منم برا حل مشکلاتت دعا ميکنم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید baby تشکرکرده است .

    baby (شنبه 05 اردیبهشت 88)

  14. #8
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: چرا خدا.....

    ممنون babyعزیز
    امیدوارم بتونم اونطوری که شما گفتین عمل کنم

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 تیر 88 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1388-1-15
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    3,182
    سطح
    34
    Points: 3,182, Level: 34
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 55 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا خدا.....

    در کتب آسمانی آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."

    اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اینقدر رنج و بدبختی وجود دارد؟

    چرا با عمل وحشیانه طبیعت اینهمه آدم در سال می میرند و چرا برای سیر کردن شکم صدها هزار انسان که از گرسنگی رنج می برند، غذای کافی وجود ندارد و چرا اینقدر ظلم و ستم بر مردم اعمال می شود؟ چرا اتفاقاتی مثل تراژدی که در شهر اوکلاهاما شاهد بودیم روی میدهد که دیوانه هایی به جان مردان، زنان و کودکان بی گناه بیفتند؟

    در یکی از رمان های هیو والپول، یک مرد جوان می گوید، "میدانی وانسا، خدا نمی تواند وجود داشته باشد. باید به این مسئله ایمان پیدا کنی...از خودت بپرس، چطور می تواند خدا وجود داشته باشد و زندگی اینطور باشد؟ اگر خدایی بود باید از خودش دلگیر می شد."
    یک نفر که موضوع سخنرانی این هفته ام را دیده بود می گفت، "اینم عجب سوالیه." و واقعاً هم همینطور است. چند شب پیش همسرم سوال کرد که موضوع سخنرانی این هفته ام چیست و وقتی به او گفتم که موضوع "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟" است، گفت، "آره واقعاً چرا؟"

    حتی وقتی نگاهی به این "چرا؟" می اندازم، صداهایی را می شنوم که در گوشم زنگ می زنند، "مال ما این نیستیم که متعجب باشید چرا، مال ما این است که فقط انجام دهید یا ........."

    اولین مشکل در مواجهه با مشکل رنج کشیدن، نظریه قدیمی متداول بین خیلی از مسیحی هاست که اشتباه است بپرسیم، "چرا؟" نباید در مورد وجود انسان و مشکلات او از خدا گله کنیم.

    اما پیشنهاد من برعکس این است. پرسیدن "چرا" نه تنها اشکالی ندارد بلکه اولین قدم به سمت آشتی با پروردگار درخلال درد و رنج است و کاملاً با سنت کتب آسمانی هماهنگ است:

    حضرت موسی با قوم خود در بیابان به جانب خدا فریاد می زند، "خدایا چرا در حق این مردم بدی می کنی؟"
    جدعون در زمان غم و ناراحتی می گوید، "اگر خدا با ماست، پس چرا این اتفاقات برای ما می افتد؟"
    حضرت ایوب که نماد مواجهه با مشکلات و رنج هاست می گوید، "من زندگی خودم را دارم، آزادانه گله وشکایتم را ابراز می کنم و به تلخی روحم سخن می گویم. به خدا می گوید، آیا ستم دادن به من به نظرت درست است؟"

    و اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، سخنان خود حضرت عیسی را بشنوید: "خدای من، خدای من، چرا من را به خودم واگذاشته ای؟"

    پس حالا که اینطور است، اجازه بدهید ما هم پیش برویم و بپرسیم، "چرا؟" "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟"

    پرسش "چرا" به چهار نوع مشکل و سختی نمود دارد که منجر به رنج و بدبختی می شود. اجازه بدهید نگاهی اجمالی به آنها بیندازیم:

    1. بلایای طبیعی
    گردبادی به یک شهر حمله ور می شود، سیل جامعه ای را نابود می کند، آتش قومی را در هم می کشد، و تصادفات که ھر سال جان تعداد بیشماری از مردم را می گیرد. مثلاً خدا نمی توانست وقتی یک هواپیما درحال سقوط کردن است، نیرو جاذبه را نگه دارد؟
    ایده خیلی خوبی به نظر می رسد اما اگر نیروی جاذبه ناگهان قطع شود، همه جهان بر هم می ریزد.
    شاید بتوان با مشکلات و سختی های ناشی از بلایای طبیعی کنار بیاییم اما درمورد این چطور:

    2. بیماری ها
    چرا خدا زندگی را طوری خلق کرده که بعضی از سلولهای بدن تخریب می شوند؟ آیا نمی توانست زندگی انسانها را طوری خلق کند که هیچوقت به بیماری و مریضی گرفتار نمی شدند؟
    این هم در نظر اول ایده خوبی به نظر می رسد مخصوصاً وقتی صحبت از بیماری جوانها و کودکان باشد. اما وقتی زندگی واقعیت می شود همه انواع و اشکال زندگی نیز ممکن می شود، حتی سلولهای بیمار. خیلی از بیماریها متعلق به گذشته است و با پیشرفت علم پزشکی درمان آن پیدا شده است. به نظر می رسد که انسان باید همراه با خدا برای از بین بردن مشکلات و دشواری های انسان تلاش کند. بااینکه دردآور است اما گاهی اوقات فشار و چالش و درد زندگی است که باعث می شود بیشترین تلاش خود را به کار گیریم.
    بیماری و مریضی با همه بدی که دارند اما بخشی از انسانیت و مرگ و میر انسان هستند. خداوند قصد نداشته است که در این جهان به انسان عمر جاودانه بدهد.

    3. درد روحی و احساسی
    چرا باید متحمل دردها و ناراحتی های روحی شدید بشویم؟ چه از دست دادن عزیزی باشد یا شاهد درد کشیدن یکی از عزیزان بودن، گاهی اوقات دردهای احساسی است که باعث می شود آن "چرا"ها به زبانمان بیاید.

    خیلی خوب یادم می آید شبی را که با چشمهای گریان رو به آسمان نگاه می کردم و از خدا می پرسیدم، "چرا؟ چرا بایداینطوری شود؟" و خوب یادم می آید که همان موقع سوال دیگری به ذهنم آمد که "آیا برای فرار از این فقدان، دست از تجربه عشق می کشی؟"

    4. بدی های انسانی
    یک آهنگ معروف بود که می گفت، "چطور آدما میتونن اینقدر بی احساس باشن، چطور میتونن اینقدر سنگدل باشن؟"

    نامهایی مثل جان واینه و جفری داهمر بعنوان نمونه هایی از بدترین نوع شر در زمین در ذهن همه ما حک شده اند. تیم مک ویگ هم به آن لیست اضافه شده است.

    خوب گوش کنید. من کاملاً متقاعد شده ام که در صورت شر انسانی است که می توان شیطان واقعی را دید.
    و هنوز هم... حتی در صورت شر انسانی مثل آنچه که شهر اوکلاهما دیدیم دقیقا آنچه سنت پاول نوشته را می بینیم: "همه چیز برای آنها که خداوند را دوست دارند، خوب پیش می رود." که می تواند تصویر آن مرد آتش نشانی را در شهر اوکلاهما فراموش کند که کودک یک ساله ای را از لاشه هواپیما بیرون می کشید. آن کودک به طرز تاسف برانگیزی جان سپرد. اما تصویر مرد آتش نشان و مادر آن کودک که شریک در غم از دست رفتن کودک همدیگر را در آغوش گرفته بودند به یاد ماندنی است. یعنی غریبه ها درمیان رنج و بدبختی با هم همدردی می کنند.

    اینجا نکته مهمی است که درمواجهه با درد روحی و احساسی باید به یاد داشته باشید. وقتی آسیب روحی دیده ایم، به دنبال پاسخ های عقلانی و منطقی نیستیم. تصور کنید که به حادثه اوکلاهما نگاه می کردید و می پرسیدید، "خدایا چرا؟" و بعد یک فرمول علمی جادویی در آسمان با پاسخ ظاهر می شد... "به خاطر این است که x+y بر جذر y و...." آیا این راضیتان می کند؟ نه. راه حل اینجاست:

    ما دنبال پاسخ برای مغزمان نیستیم بلکه به دنبال مرحمی برای زخممانیم.

    وقتی آسیب روحی دیده ام، آسیب با مغزمان در ارتباط نبوده و روحمان را خدشه دار کرده است. بیشتر از اینکه به دنبال پاسخ چراهای خود باشیم، زجه می زنیم و از دردمان می گوییم. از این گذشته، آخرین باری که اتفاق فوق العاده ای برایتان افتاد و از خدا پرسیدید، "چرا من" کی بود؟

    اجازه بدهید درسهایی برایتان عنوان کنم که شما را در دردها و ناراحتی ها به خدا نزدیکتر می کند.

    1. پرسیدن "چرا" از خدا اشتباه نیست.
    به آخرین قسمت انجیل نگاه کنید....حتی پیامبر خدا نیز در رنج و بدبختی از خدا می پرسد، "چرا؟" و احساس تنهایی می کند.

    2. خدا برای تنبیه ما رنج و ناراحتی نمی فرستد.
    انجیل متی مسیحی به ما نشان می دهد که روح او بر غم و اندوه غالب شده بود. "روح من تا حد مرگ انباشته از درد است." تابه حال آنرا حس کرده ای؟ مسیح هیچ کار اشتباهی انجام نداده بود. درواقع، او کسی است که در هماهنگی کامل در بهشت با خدای خود زندگی می کند. اگر کسی در دنیا باشد که به هیچ وجه شایسته تحقیر، طرد شدگی و درد نباشد، اوست. پس خدا برای تنبیهمان درد و ناراحتی نمی فرستد.

    3. خدا در رنج و تنهایی ما را تنها نمی گذارد، او هم کنار ما رنج می کشد.
    کمی به آن فکر کنید. وقتی زجه می زنید که "چرا؟" برای کسی زجه می زنید که می داند این چرا چرا کردن ها، احساس تنهایی و طردشدگی و احساس درد فیزیکی و احساسی یعنی چه.

    نه، خدا وقتی ما درد می کشیم غایب نیست و درست کنار ماست. یکی از دوستانم می گفت که در بدترین و دردآورترین تجربه زندگیش به سمت خدا زجه زده است که "وقتی پسرم مرد کجا بودی؟" بعد صدایی نرم و آرام را شنیده که می گوید، "من همانجا بودم که تو بودی وقتی پسرم مرد."

    چرا درد و رنج و بدبختی زندگی ما را نابود می کند؟ چرا خدا اجازه همچنین چیزی را می دهد؟ هر پاسخ عقلانی به این سوال قاصر خواهد بود. فقط پذیرفتن اینکه خدا در همه دردها کنار ماست باعث می شود که از تاریکی بیرون بیاییم.

    و آخر اینکه انجیل به ما یاد می دهد که خدا هر اشتباهی را درست می کند، هر قلب شکسته ای را ترمیم می کند و هر دل خالی که به سمت او آمده را پر می کند. "...خدا خودش با آنها خواهد بود. هر اشکی را از صورت ها می زداید. مرگ دیگر وجود نخواهد داشت. درد و زجه و ناراحتی دیگر وجود نخواهد داشت."
    آنکه گفت، "به خاطر همه آن چیزهایی که دیده ام، برای چیزهایی که ندیده ام به خدا اعتماد میکنم" حقیقتاً راست گفته است.

    منبع مردمان

  16. 2 کاربر از پست مفید سپیده ی عشق تشکرکرده اند .

    سپیده ی عشق (یکشنبه 06 اردیبهشت 88)

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 آبان 89 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-19
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    4,432
    سطح
    42
    Points: 4,432, Level: 42
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    90

    تشکرشده 94 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا خدا.....

    سلام بلوم جان
    خدا گفته:

    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
    براستى كه انسان را در رنج آفريده‏ايم

    که در تفسیر این ایه که همراه با ایه های دیگه اومده بود جایی خوندم که نوشته بود
    ... و ما انسان را از رنجها خواهيم ساخت.
    فکر کنم خدا جواب تمام سوالامون رو داده باشه
    هر چند که از نظر میزان رنج ادما با هم تفاوت دارن اما شاید این به دلیل این باشه که انتظار خدا هم از ادما متفاوت باشه (نمیدونم این تعبیر درسته یا نه؟)
    اما درک میکنم این خستگی تو رو و از خود خدا برا هممون ارامش میخوام
    موفق باشی دوست عزیزم

  18. کاربر روبرو از پست مفید کاترین تشکرکرده است .

    کاترین (یکشنبه 06 اردیبهشت 88)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.