با سلام
خواهر عزیزم کیمیا خاتون با عمده صحبتهای شما تا حدودی موافقم. بنده بدبینانه شاید به موضوع نگاه می کنم. البته بنده تجربه تلخ خود را وارد نکرده ام. چون اصلا تجربه ازدواج نداشته ام!
اما دلیل این دیدگاه خود را خدمت شما عرض می کنم. امیدوارم با یک بحث درست با کمک شما دوستان مشکلات گفتاری خود را شناسایی نموده و بهتر بتوانم کمک کنم.
واقعیت به این صورت است که من از زمانی که وارد این تالار شده ام بیشتر بدبین شدم. علت این است که گاهی اوقات می بینم خانومها متاسفانه از هر چیزی در زندگی ایراد می گیرند و این با برداشتی که من از زنان داشتم مبتنی بر اینکه زنان چون عاطفی تر هستند و عشق درجه مهم تری دارد برای آنها نسبت به مردان، پس مشکلات زندگی خود را با صبر بیشتری نسبت به مردان تحمل می کنند و سعه صدر بیشتری دارند. اما از زمانی که دوستانم را دیدم که ازدواج کرده اند و موارد این تالار را، احساس می کنم واقعیت خلاف آن چیزیست که تصور می کردم. بسیاری از مشکلاتی که من در این تالار دیدم که مطرح می شوند به مسائل بسیار جزئی در زندگی مشترک بر می گردد که نشان دهنده کم صبری فرد و توقعات فراوان اوست از زندگی.
در تعریف شخصیت بارور داریم " شخصی که خود را قطعه ای از جهان می داند و نه برتر و کمتر از دیگری. او همان اندازه ای از دیگران انتظار دارد که خود انتظارشان را پاسخ می دهد" و شخصیت نابارور و گیرنده " کسی که در روابط خود بیشتر انتظار دارد بگیرد، نوازش بشود، حمایت بشود و محبت به او بشود و دیدگاه او در مورد خودش تحریف شده و غیر واقعی است و تا حدودی دیگران و بوِیژه همسر را موظف به جواب دهی به انتظاراتش می داند"
بزرگترین مشکلی که من می بینم کسر بالای اشخاص نابارور و گیرنده و طلب کننده در بین مراجعین خانوم است ( و بدتر از آن آوردن مقالاتی به اشتباه و از منابع غیر معتبر که این گیرنده بودن شخصیت زنان را ذات آنها می داند و تایید می کند!! در حالیکه افراد نابارور از نظر سلامت روانی مشکل دارند) .
قبول دارید هنگام مراجعه این افراد به تالار، نمی توان گفت " این حق توست ولی یخورده مراعات کن." چون واقعا حق او نیست و او تصور می کند اینجا اگر مراعات کند ،از حقش گذشته که مثلا ساعت 2 نصف شب دیگر برای یک مشکل کوچک به نامزدش زنگ نمی زند!!
تعدد این افراد نابارور و جوابهای بعضا کلیشه ای تا حدودی مرا آزرده می سازد که البته شاید بگویید به تو مربوط نیست. واقعا هم به من مربوط نیست که بر سر زندگی دیگران چه می آید. می توانم بگویم مسیر شما درست است و 5 سال دیگر این همسر اوست که این بار خیانت، آزار و اذیت و ... را پیش آورده است و این بار مشکل وخیم تر شده است. ببینید از این جوابها به من عایدی نمی رسد. من هم مانند شما قصد کمک دارم. تنها و تنها می خواهم دوستان رو در حل ریشه ای مشکلشون که به رفتار نادرست خود اونها هم ممکنه بر گرده کمک کنم.
شاید اینجا جایش نباشد اما من به دوستان دیگر انتقاد وارد می کنم که مواردی را به خاطر خوش آمد مراجعه کننده چشم پوشی می کنند. این که رفتار نادرست یک نفر را تایید کنیم شاید او را جذب کند ولی ممکن است او را در ادامه مسیر نادرست ثابت قدم تر کند.
البته شاید این دید اشتباه من است که اگر دوستان این نظر را دارند صحبتهای من را تصحییح کنند.
بنده اقرار می کنم که در برخی تاپیکها به دلیل این دیدگاه بدبینانه ای که بوجود آمده است ( و ان شالله از بین می رود)، جواب نامناسبی داده ام که البته پوزش می طلبم از همگان .
در مورد لحن حتما لحنم رو تصحیح خواهم کرد.
estar عزیز شما درست می فرمایید. تنها می خواهم از دوستان طلب کنم اندکی از این بار همدردی کاسته و واقعیت تلخ زندگی دوستان را هم بیشتر گوشزد کنند. این هم به انها کمک می کند. لحن خودم رو اصلاح می کنم.
پونه گرامی از شما هم ممنونم. حتما.
بال تکین شما خیلی به من لطف دارید . ممنونم.
m_d گل پسر از شما هم ممنونم.
m_d گل پسر از شما هم ممنونم.








پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)