سلام.من هم 4 ماهه عقد كردم و يه سال هم دوست بوديم.و گاهي احساس شما رو دارم.ولي هيچوقت اين احساس ها رو جدي نمي گيرم.به نظرم تو دوران عقد اين مسايل طبيعي باشن.و مهم اين كه هر آدمي ايراد داره و كامل نيست.نامزد من هم منو خيلي دوست داره و ابراز محبت مي كنه ولي بعضي ايراد هاش گاهي باعث مي شه ازش دلسرد بشم.من هم فكر مي كنم اصلا باهاش همفكر نيستم مثلا با دوستام راحت تر صحبت مي كنم.ولي وقتي ميام تو اين سايت و مشكلات حاد دوستان رو مي خونم به خودم ميام و به اشتباهم پي ميبرم.وقتي ميبينم زندگي شون لبه پرتگ
اه بوده ولي باز از صبر و تلاش دست برنداشتن از خودم خجالت مي كشم.
عزيزم دقيقا درك مي كنم چي ميگي چون من هم همين احساس ها رو تجربه كردم .گاهي با خودم مي گم اشتباه كردم . گاهي ميگم كاش بيشتر صبر مي كردم و يكي همفكر خودم رو انتخاب مي كردم.ولي باز سعي ميكنم خصوصيات مثبتش رو براي خودم بزرگ كنم چون مطمئن هستم كه خيلي ها حسرت زندگي مو مي خورن.
هر وقت علاقه ات كم شد و احساس كردي دوستش نداري و پشيموني از انتخابت ، به اين فكر كن كه خداي نكرده شوهرت تو راه تصادف كرد و يه بلايي سرش اومد و براي هميشه از دست داديش.ديگه هيچوقت نميتوني ببينيش.نميتوني سرتو رو شونه هاش بذاري.نميتوني نگاهش كني و...
اونوقت ببين چه احساسي بهت دست مي ده.آيا خوشحال ميشي يا اينكه نمي توني دوريشو تحمل كني.
اگه ديدي ناراحت مي شي پس بدون اين حرفهايي كه زدي يه احساسه و بايد از خودت دورش كني.
و اينم مطمئن باش اون مرد هايي رو هم كه ميبيني(مثلا شوهر دوستات)كه فكر ميكني خيلي از شوهرت بهترن و يا طرز فكرشون بيشتر بهت مي خوره ،اون ها هم يه ايراداتي دارن كه شايد تو نميدوني و اگه باهاشون زندگي ميكردي واقعا غير قابل تحمل مي شدن.
اينو هم مطمئن باش كه هيچكس اونطور كه به نظر مياد خوشبخت نيست و هر كي تو زندگشي مشكلات داره...







علاقه مندی ها (Bookmarks)