سلام عزیزان من، امیدوارم همتون خوب باشید...
راستش من یه مشکل بزرگ دارم... حدود 3 سالی هست که دختری رو دوست دارم که با هم 10 سال اختلاف سنی داریم و خودم الان 30سال سن دارم... البته ما همدیگر رو خیلی دوست داریم... من تحصیلات خوبی ندارم حتی دیپلم هم ندارم ولی اون میخواد لیسانش را هم بگیرد... اما من قول دادم که هر وقت کارم جور شد درسم را ادامه بدم و اون هم قبول کرده و مشکلی از این بابت نداریم... من بیکارم و دنبال کار هم خیلی رفتم ، البته چند وقتی هست که قرار شده یه وام خوب بهم بدن و اگه جور بشه کارم هم درست شده... و مشکل دیگه اینه که خانواده دختر ناراضی هستند... البته بیشتر مادر دختر رضایت نمی ده و نارضایتی او از اختلاف سن و بیکار بودنم هستش پدرش هم از این موضوع مطلع نیست. ناگفته نماند ما با هم نسبت فامیلی هم داریم...
الان منهم به امید اون دارم همه کار میکنم تا بلکه به او برسم. آخه میدونید واقعا از ته قلبم دوستش دارم. بعد از اینکه خدمت سربازی من تمام شد به خودم قول دادم که با هیچ دختری رابطه نداشته باشم و به همسر آینده ام خیانت نکنم و همینطورهم شد... تا اینکه با این دختر آشنا شدم و فهمیدم واقعا این تنها دختری میتونه باشه که منو خوشبخت میکنه... و ترس من از روزی هست که همه چیز جور بشه و خانواده دختر بازهم قبول نکنند و به این موضوع رضایت ندهند...
از همه شما عزیزانی که به این تاپیک آمدید و زحمت خوندن این مطلب رو کشیدید ممنونم وخواهش میکنم به من کمک کنید و منو راهنمایی کنید
از همه شما عزیزانم تشکر میکنم و امیدوارم شما هم به مراد دلتون برسید و بدون هیچ مشکلی توی زندگیتون سالهای سال کنار همسرتان به خوشی و سلامت زندگی کنید... ممنون![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)