با درود؛
عزیزان من!پسران و دختران گرامی!متأسفانه و شاید هم خوشبختانه باید خیلی از مطالب را خودتان تجربه نمایید.کسی نیست که به شما بگوید یا اگر تک و توکی نیز بگویند ماجرا آن اندازه تلخ و از نظر شماها غیرقابل باور است که گوش نخواهید کرد.البته فیلمها و سریالها و داستانهای کاذب از یک سو و فرهنگ پر از اشتباه ما از سوی دیگر،سبب تجربه های خودبخودی شما می شوند،چه بخواهید چه نخواهید.
من همواره این گوشزد را داشته ام که مفاهیم اجتماعی روانی و نیز مهارتهای رفتاری را باید از دبستان تا دانشگاه به شماها آموخت.پس از این مقدمه که لازم هم بود به مصداق می پردازم.
شما گلهای جوان باید درباره دوستی های خود با جنس مخالف و همچنین ازدواج یک سری نکته ها را بدانید.شماها دردسر بزرگی دارید.شما جوانید و لاجرم روشن است که احساسات بسیار در دختران و نیاز جنسی زیاد و احساساتی کمتر از دختران در پسران جزو جدانشدنی بدن،وجود و شحصیت شماست.این را داشته باشید . . .
شما بیشترتان در فرهنگ سنتی ایران بزرگ شده اید که بنا بر باورهایی ویژه خود ارتباط میان شماها را از هر گونه و درجه ای بجز ازدواج مردود می شمارند که ضمانت قانونی هم دارد و در صورت دوستی و رابطه مجازات خواهید شد و از سویی یک دوستی ساده را به دوستی برای فقط ازدواج تعبیر می کنید و این خطای بزرگی است.چرا؟ . . . چون اولا:مخالف با فرهنگ،عرف و قانون رفتار کرده و ثانیاً با این اوضاع اقتصادی،فرهنگی و با سنین کمتر از ازدواجی که شما دارید،فاقد پیش نیازهای فردی جهت بلوغ فکری هستید،این دوستی ها به ازدواج ختم نخواهد گشت.
در حالت دوم به دلیل نخستین هدف هر پسری که رفع نیاز جنسی است و این را در دوستی با دختری جستجو می کند،دختران که در سنینی هستند که زود وابسته می شوند؛در این میان آسیب می خورند؛زیرا توقع آنها از این دوستی ازدواج است.در برخی موارد هم که رابطه از نوع جنسی است،باز هم دختر که بکارتش زایل شده و هم پسر به دلیل تجاور مجازات قانونی و عرفی و خانوادگی خواهند شد.فرهنگ ما به بکارت اهمیت بسیار می دهد و نیز دید بدی نسبت به دخترانی با تجربه رابطه جنسی دارد.
این درباره دوستی ها دختر و پسر؛و اما . . . . .
در مورد ازدواج نیز باید این را بدایند که مراحل یک ازدواج نسبتاً موفق از هر 1000 تا در یکی دو مورد انجام پذیرفته و چون دختران و اندکی از پسران به دلیل کمبود عاطفی و عدم رابطه با جنس مخالف تا زمان ازدواج دچار وابستگی به طرف در جهت ارضای نیازهای روانی و جسمی خویش می گردند،در صورت جدایی به هر دلیلی آسیلب جدی و بیشتر از حد معمول خواهند شد.
تجربه دیگری که باید آن را بدایند و من به شما پندش را می دهم آن است که عزیزانم!همه انسانها بدون استثناء تنها و تنها برای لذت و سود خویش دارند زندگانی می کنند.اگر سخن از عشق است به دلیل این است که یکی دیگری را چون دوست دارد و از آن کیف می کند عاشق اوست و گریه و زجر هم برای او در فضای عاشقی دارای لذت بسیار است و چنان است ایثار یا شهادت که برای مثلاض دفاع از میهن یا پاسداری از ارزشهایی است که مقدس شمرده شده و وجود و بقای آنها باعث شادی و خرسندی و در نتیجه لذت طرف می شوند و این هر دو در ذات خود مانند غذا خوردن هستند که برای رفع گرسنگی و رضایت از احساس سیری است.رودربایستی هم ندارد،این لذت جویی نمدهای گوناگونی دارد که نماهی بسیار بر آن می گذارند.بسبیار خوب . . . . .
حال اگر کسی درای بلوغ فردی باشد،نخست خودش از خودش کیف می کند زیرا اعتماد به نفس دارد و نبود چیزی یا کسی هر چند به او عادت کرده باشد،سبب آزردگی بیش از حد او نمی شود؛آزردگی همواره هست،اما شدت و زمان معقولی دارد.اگر نه در ازدواج یا دوستی بلکه در یک معامله-هرچند این دو نیز خودشان معامله ای بیش نیستند-آن فرد کلاهش برداشته شود و گولش بزنند دچار عصبانیت شدید و تعطیلی تفکر و غلیان احساسات نمی شود،هرچند منطقاض ناراحت خواهد شد.
شماها در ازدواج در یک معامله صرف هستید و همواره باید خودتان این اندازه متکی به نفس و زرنگ باشید که در صورت ادامه ازدواج خود را نیازمند طرفتان نسازید.اگر نیازمند شدید،وابسته خواهید شد و این یک لذت جویی خطرناک است،زیرا مرگ یارو یا ترک شما از سوی وی،سبب رنج شما خواهد شد.شاید شگفت زده شوید،اما ماجرا همین جوری است.
اگر همان نخست به خود احترام گذارده و در دوران مجردی با بلوغ کامل از زندگی و خودتان رضات قلبی داشتید؛می توانید به یک ازدواج کوفق بیندیشید.این حرف نادرست و فریبنده است که انسان باید دنبال نیمه گمشده اش باشد یا با ازدواج کامل می شود،اتفاقاً آدم باید کامل و راضی باشد تا توان ازدواجی نسبتاً موفق را داشته باشد.بله به همین دلیل است که نباید در هیچ حالتی وابسته احساسی به همسرتان شوید.اگر هر کسی اعم از خانواده تان،همسرتان،دوستتان و شریکتان به شما دروغی گفت یا در حق شما ستمی روا داشت و یا نامردی کرد،باید کمی ناراحت شده و سپس درس گرفته و شاد و متکی به خود زندگی را بدون کینه ورزی یا پشیمانی ادامه دهید.
در یک معامله بسیار مهم که شاید همه عمرتان را در برگیرد،باید حواستان جمع باشد.شما هیچگاه،هرگز،هرگز و مطلقاض نمی توانید از درون و اندیشه هاو خیالات نزدیکترنی کسان خودتان و از جمله همسرتان سر در بیاورید.باید خیلی خیلی بکوشید و گزینش درستی همان اول داشته و تازه پیش از آنهم خودتان کامل و بالغ فکری و بویژه احساسی باشید و در حین زندگی با همسرتان نیز مدام و لحظه به لحظه مراقب و هشیار باشید.خواستگاری الکی و دوه بیست جلسه حرف از هر نوعش زدن و تحقیق از دیگرانی که بسته به دوستی و دشمنی شان همیشه قضاوتی نادرست درباره طرف دارند و نیز ازدواج با این شکل ناقص و زندگی با کار کردن و بچه پس انداختن و مهمانی و روز را شب کردن و در یک کلام روزمردگی،خودکشی احساسی و ریسکی خطرناک است.
دوست دارم بیشتر به سخنان من که از دل تجربیات و پژوهش و پردازش زندگی مجردی و متأهلی بسیاری برآمده بیندیشید و درباره شان فکر کنید و اگر می خواهید نظر دهید.
بدرود./





پاسخ با نقل قول

. مواظب خودت باش گلی
.

(البته این لبخندا تلخه !)

علاقه مندی ها (Bookmarks)