به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 71
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اردیبهشت 87 [ 08:24]
    تاریخ عضویت
    1386-11-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    4,269
    سطح
    41
    Points: 4,269, Level: 41
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 83 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام حامد عزيز من كاملا مشكل شما رو درك مي كنم چون منم با 1 سال تجربه كمتر از شما هميشه از نبودن عشق و محبت توي زندگي مشتركمون رنج كشيدم بيشتر وقتي از شرايط شما متاثر شدم كه ديدم از شدت ناراحتي و تنهاييت تو چند تا اتاق مختلف مشكلت رو بيان كردي به عنوان يه همدرد ازت خواهش مي كنم كه مايوس نشي و باز هم براي حفظ و تداوم زندگي مشتركتون تلاش كني من راه حلي بلد نيستم تا بتونم كمكت كنم اما به خاطر پسرت هم كه شده باز هم سعي كن مطمئنم كه خده هم كمكت ميكنه من به عنوان خواهر كوچيكت ازت ميخوام كه باز هم تلاشت رو بكني. ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید neda-ghazal تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 04 خرداد 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    4,786
    سطح
    44
    Points: 4,786, Level: 44
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 164
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 38 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام ندا جان
    اگه بدونی چقدر خوشحالم کردی که ابراز همدری کردی و البته متاسف که شما هم تو برزخی چون من گرفتاری.
    میتونی بگی اگه من تحمل کنم چند سال بگذره و هم اون و هم من پیر تر بشیم بعد این مشکلات تحملمونو تموم کنه اون موقع افسوس نمیخوریم که کاش تا جوانتر بودیم جدا میشدیم شاید شانس زندگی بهتری داشتیم هم من هم اون؟آیا ادامه یه جورایی ظلم به دوتامون نیست؟
    .

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اردیبهشت 87 [ 08:24]
    تاریخ عضویت
    1386-11-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    4,269
    سطح
    41
    Points: 4,269, Level: 41
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 83 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    اقا حامد عزيز مشكل من رو قبلا با موضوع دلم به اندازه دنيا گرفته خونديد و حتي راهنماييم هم كرديد حتما يادتون رفته !همونطور كه احساس مي كنم چيزهاي قشنگ و عزيز ديگه اي رو هم تو زندگيتون فراموش كرديد فكر كنيد و منصفانه جواب بديد اين طور نيست؟

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    4,786
    سطح
    44
    Points: 4,786, Level: 44
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 164
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 38 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام ندا جان درست میگی
    اما فقط اسم شما را فراموش کرده بودم رفتم و خوندم یادم بود موضوع شما بازم اونجا نظر دادم .
    باور کن زندگی من ممکن چیزای قشنگ هم داشته ولی بدون روح بوده ما به مسافرت هم رفتیم ولی اونجا هم من راضی نبودم و همش سعی میکردم که اون راضی باشه که حد اقل زندگی یه نفر کم نور باشه .
    ازمن که دلگیر نشدی؟ کاش این گفتگوها و این تالارها رو در رو بود کاش ادما یه کم آزاد تر بودن کاش...

  6. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 09 مهر 89 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    952
    امتیاز
    20,283
    سطح
    89
    Points: 20,283, Level: 89
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,946

    تشکرشده 1,965 در 675 پست

    Rep Power
    114
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    آقاي حامد حتما جلوي همسرتون هم از اين اي كاش ها زياد مي گيد..............:D


    ناراحت نشيد شوخي بود:D

  7. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    4,786
    سطح
    44
    Points: 4,786, Level: 44
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 164
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 38 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام
    عرفان جان از آزادی نترس .
    شما هم اگه تو قدرت بودید آزادی از همه به بهانه سلامت زیستنشون میگرفتید نه؟
    در حالی که میدونیم کسی که آزاد نباشه و فاسد باشه هم میتونه کارشو انجام بده نه؟
    آزادی هیچ منافاتی با سالم زندگی کردن نداره . اگه به سرشت و سلامت انسانها اعتقاد داشته باشیم......

  8. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام حامد ،
    نمی دونم درسته یا غلط ؟ اما وقتی نظراتت رو در موضوعات مختلف می خونم احساس می کنم دچار یاس و ناامیدی هستی ...
    نمی دونم در ارتباط با همسرت تونستی رویه ی جدید و مفیدی رو در پیش بگیری یا نه ؟
    برداشت من از نوشته هات اینه که همسرت رو کاملا مقصر می دونی و دوست نداری حتی یک میلیمتر از این عقیده ی خودت پا پس بکشی ... اینکه به تو ظلم شده و ظالم کسی نیست جز همسرت ...

    حتما مقاله ی "من مقصرم هستم یا شوهرم" رو خوندی . اونچه که مهمه اینه که بویژه در زندگی خانوادگی یک عامل خاص نمی تونه تعیین کننده اصلی و صرف باشه بلکه مجموعه ای از عوامل ساختار زندگی رو می سازند ...
    پیشنهاد می کنم همونطوری که آقای سنگ تراشان بهتون توصیه کردند حتی بدون حضور همسرتون به یک مشاور خانواده مراجعه کنید و سعی کنید نگاه تقصیر آمیز به همسرتون رو تعدیل کنید ... چون خیال می کنم بدون تعدیل و تلطیف گزاره هایی که از پیش ذهنیت شما رو در خصوص ایشون شکل داده اند ، هر اقدامی هم که برای زندگیتون انجام بدین نتیجه ی چندان رضایت بخشی نخواهد داشت ...

    موفق باشید .

  9. کاربر روبرو از پست مفید طاهره تشکرکرده است .

    طاهره (دوشنبه 29 بهمن 86)

  10. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    4,786
    سطح
    44
    Points: 4,786, Level: 44
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 164
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 38 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام
    طاهره خانم تشکر میکنم که راهنمایی کردین .
    قبول دارم که خیلی بد بین و نکته سنج شدم در رابطه با رفتارهای همسرم.
    اما من از اول اینجوری نبودم. اخیرا طی یک نامه مفصل همه درد دلها و خواسته هامو توش نوشتم .ازش خواستم که جواب کتب بهم بده در هر مورد و سوالهام .دادم بهش بخونه شب که رفتم دیدم که اونو پاره کرده و گفت شفاهی جواب میدم. به هیچ سوالی جواب درستی نداد و صحبتهای دیگه ای که سعی داشت از خودش دفاع کنه مطرح کرد مثلا در مورد وضعیت منزل و بهم ریختگی دائمی اون میگفت من همه تلاشمو کردم بهتر این نمیتونم !!
    دوباره بعد چند روز باهاش گرم گرفتم جوری که اون راضی راضی بود ولی بازم اون هیچ تلاشی در وضعیت موجود نکرد سعی نمیکرد که چیزی عوض بشه .حتی همون وضع منزل که مثال زدم بازم همانطور بود و با اینکه میتونه انجام نمیده.
    میدونی طاهره خانم از بس این مسائل تکرار شده دیگه دوستش ندارم نمیدونم اول داشتم یا عادت کرده بودم اما حالا خوب میدونم که دوستش ندارم .شاید علت من باشم شاید هم اون اما وقتی دیگه دوستش ندارم چیکار کنم؟احساس میکنم که فرصتها از دست رفته و اون نتونسته خودشو جا کنه حالا دیکه نمیشه کاری کرد .....

  11. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 شهریور 87 [ 15:17]
    تاریخ عضویت
    1386-11-06
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    3,717
    سطح
    38
    Points: 3,717, Level: 38
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام اقا حامد .
    من نوشته هاي شما را خوندم . من به شما حق ميدم و ميدونم كه زندگي بدونه روح سخته اما شما قشنگ ترين موهبت خدا را داري و اون فرزند نازنينته . به خاطر اون بازم تلاش كن و نزار اين بي مهري روي اون تاثير بزاره . اون معصومه . گناهي نداره . و فقط از خدا كمك بخواه كه فقط اونه كه ميتونه بهت ارامش بده كه مشكلات را راحت تر حل كني .

  12. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اردیبهشت 87 [ 08:24]
    تاریخ عضویت
    1386-11-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    4,269
    سطح
    41
    Points: 4,269, Level: 41
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 83 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام اقا حامد توي اين تالار جايي براي دلگيري نيست توي اين تالار همه همدردند اصلا اگر كسي دلتنگ نباشه و دردي نداشته باشه كه توي تالار همدردي نمياد همه ما از كسي يا چيزي توي زندگيمون دلتنگيم و دردي داريم كه ازارمون ميده و باعث ميشه كه به خودمون بپيچيم فقط تفاوت ما در نوع درد و نحوه بر خوردمون با اون درده شايد در مورد شما اون قدر سخت وطولاني بوده كه وادار به تسليمتون كرده ولي باز هم فكر كنيد مطمئنا چند تا راه حل ديگه مونده كه امتحانش نكرديد چرا ما ادما در برخورد با الام روحيمون نسبت به دردهاي جسمي اينقدر متفاوت عمل ميكنيم وقتي يه درد جسمي سراغمون مياد تا درموني براش پيدا نكنيم اروم نمي شينيم ولي در مورد دردهايي كه روحمون رو ازار ميده اون قدر بي تفاوت ميشيم كه به يه درد كهنه تبديلش مي كنيم كه به سختي درمون ميشه وقتي به يه درد جسمي سخت مبتلا ميشيم سراغ همه دكترا مي ريم اگر بهمون بگن كه اون سر دنيا يه دكتر هست كه درد لا علاج ما رو درمون ميكنه مي ريم همه زندگيمون و داروندارمون رو خرج ميكنيم تا اخرين راه رو هم امتحان كنيم اما در مورد دردي كه روحمون رو ازار ميده زود تسليم ميشيم و ميگيم ديگه نميشه كاري كرد من مطمئنم كه در مورد زندگي شما راههاي نرفته زيادي هست.فقط قدم اول اينه كه اروم باشيد و اون عينك بدبيني و نا اميدي رو از چشمتون برداريد

  13. کاربر روبرو از پست مفید neda-ghazal تشکرکرده است .

    neda-ghazal (شنبه 27 بهمن 86)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.