خانمم یک بار عقد کرده بود و از وضع مالی خانواده ش خیلی ضعیف بود به شدت عقده ای کینه توز بخاطر یک دعوای کوچیک با خواهرم بهش گفت دست دوم من بخاطر این توهین سه سال با خواهرم حرف نزدم وقتی پسرم به دنیا آمد گفتم گذشت از بزرگان هست گفتم بذار تو این شادی خواهرم سهیم کنم وقتی خانمم قضیه آشتی خواهر منو فهمید کلا رفتارش با من سرد شد روز به روز سرد تر کارمون به جای رسید که بعد یک سفر زیارتی ناباورانه خانمم برای همیشه زندگی شو ترک کرد نامه ای از دادگاه بابت مهریه برام آمد چند روز بعد جهیزیه شو برد من التماس کردم که برگرده ولی برای بازگشت شرط گذاشت که خانه رو به نامش بزنم من قبول کردم نصف خونه رو به نام بزنم اونم قبول کرد ولی بعد زد زیرش الان دو سال هست خانه رو ترک کرده دلم برای پسرم میسوزه خیلی تلاش کردم ولی فایده ای نداشت آدمی به سنگدلی ایشان من به عمرم تا به حال ندیدم ایشان تا به الان هر جور بلائی که فکرش بکنید به سرم آورده آیا با چنین زنی ادامه زندگی بخاطر بچه به صلاح هست ممنون میشم بنده رو راهنمایی کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)