به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 مرداد 99 [ 23:56]
    تاریخ عضویت
    1399-5-15
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    1,794
    سطح
    24
    Points: 1,794, Level: 24
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    فکرم درگیر همکارم شده

    سلام. من و همکارم تقریبا دو سه سالی میشه که تو یک جا کار میکنیم. قبلا به خاطر عدم اشتراک زیاد با هم روبرو نمیشدیم و تعامل نداشتیم اما یه مدتی هست که به واسطه یه سری عوامل ما بیشتر با هم روبرو میشیم و تعامل داریم. هر دو فوق لیسانس هستیم و من اطلاعات کلی در مورد خودشون و خانواده شون دارم. میدونم که خانواده معتقد و درست و حسابی دارن. البته در سطح شناخت من. خودشون هم دختر موقر و متینی هستن. این رو هم بگم که سن من هم بالای 30 سال هست و با هم تقریبا 5 یا 6 سال اختلاف سنی داریم.

    هر روز که میگذره ایشون بیش از قبل ذهن من رو درگیر خودشون کردن. واقعا هم قصدم آشنایی برای ازدواج است ولی تا الان تجربه این نوع آشنایی رو نداشتم ( برخلاف آشنایی برای دوستی)
    چون تا جایی که میدونم این کار بهتره از طریق یه واسطه انجام بشه. واسطه برای این کار رو هم تقریبا سراغ دارم که آشنای مشترک جفتمونم هستن. اما مسئله مهمی که اینجا برای من مطرح هست اینه که من اطلاعی در این زمینه ندارم که آیا ایشون الان درگیر رابطه با کسی هستن برای ازدواج یا خیر. چون بالاخره تو سن ازدواج هستن و طبیعیه این مورد. یا حتی مهم تر از اون ذهنم درگیر این هست که نکنه از همکارهای دیگه مون هم قصد ازدواج با ایشون رو داشته باشن. این مورد بیشتر اذیتم میکنه.

    مخلص کلام اینکه من تاب و تحمل این رو ندارم که برم جلو و به هردلیلی وصلت ما منحل بشه و از اون طرف شاهد این باشم که ایشون با شخص دیگری ( مخصوصا بقیه همکارها) ازدواج کنه. میدونم که نمیتونم این شرایط رو به راحتی هضم کنم و روی احساساتم تاثیر میذاره.

    در تعاملات روزانه هم خیلی سعی کردم حساس بشم روی رفتار و حرکاتشون تا شاید سیگنالی از طرف ایشون باشه به منزله ابراز علاقه ولی اصلا نمیدونم برای دختری با این روحیات و اخلاق و متانت این نوع سیگنال به چه صورت میتونه باشه.

    خیلی سعی میکنم که منطقی برم جلو ولی خیلی سخته. از جواب منفی شنیدن اصلا ترسی ندارم . ولی چون با ایشون هر روز چشم تو چشم میشیم ، تحمل روزهای بعدی که عرض کردم، سخته.
    به نظرتون چیکار کنم.
    ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید payam_s تشکرکرده است .

    باغبان (دوشنبه 20 مرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.