به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 87 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-9-12
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    3,216
    سطح
    35
    Points: 3,216, Level: 35
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    اون اولش خيلي تلاش كرد رابطه ها ايجاد بشه اما بعد ديگه حرفي نزد نمي دونم چرا ما هم ديگه تلاشي نكرديم همش منتظرم ببينم شب يلدا مي ياد البته مادرم مي گه من دعوتش نمي كنم هر وقت دلش خواستبياد
    چند وقت پيش ديدمش توي خيابون و حتي نگاهم نكرد البته ممكنه نديده باشه يا خودش رو زده به نديدن داداشم هم كه اصلا با هام چپ افتاده و اسمي ازم نمي ياره
    در كل نمي تونم برم اين قدرت رو ندارم در ضمن من خودم مي دونم اشتباه كردم كه با ديگرون حرف زدم اما دنبال يه راهي هستم كه اون بياد مي خوام ببينم راهي هست اون خيلي عاطفيه اما با دايي اش قهر كرد سر يه موضوع اينچنيني تا حالا پا پيش نگذاشته . داداشم هم كه ...
    تمام اسرارم رو بهش مي گفتم اما ...

  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    من جای او بودم همین رفتار رو می کردم. عروستون کاملا دارن سنجیده عمل می کنن.
    شما دارین اشتباه می کنید عزیزم. هم شما و هم خانوادتون. بهش حق بدین. مامان شما باید با بزرگواری خودشون عروستون رو دعوت کنند حتی اگر سوء تفاهمی هم پیش اومده باشه. همیشه بخشش از بزرگترهاست. تازه به قول خودت اون تلاششو کرده!

    عزیزم واقعا خودتو جای او بذار. البته نمی تونی چون ازدواج نکردی.
    چقدر خوشحالم برادرت رفتاری معقول رو انتخاب کرده. همون رفتاری رو که هر مرد منطقی و پایبند به خانواده انجام می ده. از هر دست بدی از همون دست پس می گیری. مثل یک خانم خوب برو و از زن برادرت عذر خواهی کن هرچی باشه ازت بزرگتره. نذار به خاطر اشتباه کودکانه ات روابطتون تا یک عمر با برادرت به هم بخوره.
    باز هم می گم خودتو جای او بذار

  3. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    جالبه اشتباه از سمت شماست و انتظار داريد اون پيش قدم بشه.ببين دوست عزيز هر كي يه اخلاقي داره يعني چي شب يلدا مادرت دعوتش نميكنه(خيلي لجبازه)ببين روزهايي كه با بقيه ايام فرق ميكنه آدم از بزرگترها يه توقع ديگه داره اگه منم بودم بدون دعوت نميرفتم.ضمنا به نظر من عروس خوبي داريد كه تا الان نسبت به اين همه رفتار شما واكنش بدي انجام نداده، چون مطمئن هستم شما همه چيز رو صادقانه به ما نگفتيد.

  4. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    به نظرم شما دچار نوعي حسادت شده ايد نه اون . حسادت زماني رخ مي ده كه فرد به خواسته خودش نرسيده باشه يا اينكه توان رسيدن به اون رو نداشته باشه پس اين حس كه من چيزي از طرف مقابلم كمتر ندارم ) سرخورده مي شه و به صورت حسد نمايان مي شه

  5. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    اولش اون حرفهايي رو كه برام فرستادي رو گذاشتم توي تاپيك اما بعد پشيمون شدم بهتر نيست كمي واقع بين باشي و جنگ جاري ها رو به خودشون وابگذاريد .

  6. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    من تاپیکو خوندم همه دوستان همه چیز رو گفتن و منم کاملا موافقم فقط میخوام بگم نزار این زن داداش به این خوبی از دستت ناراحت باشه برو معذرت خواهی کن چون شما اشتباه کردید. در ضمن منم یک خواهر شوهر هستم و درکت میکنم پس برو جلو فکر نکن کوچیک میشی شجاع باش و حقیقت رو قبول کن .

  7. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 87 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-9-12
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    3,216
    سطح
    35
    Points: 3,216, Level: 35
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    از من پرسيده بودين چطور مي فهميم حسادت كرده؟ وقتي دو تا جاري ها مي يان خونه ما اون انتظار داره چون عروس بزرگه است (نه از نظر سن) ما همش بشينيم پيش اون چون اين دوتا هرگز يه جا نمي شينن يا وقتي ما مي ريم آشپزخونه و زن اون داداشم مي ياد پيش ما اين ديگه نميياد پيشمون . همش طوري حرف ميزنه اينگار اون مقصره و خودش هيچ تقصيري نداره
    من دو بار باهاش تماس گرفتم اون خيلي تحويلم گرفت اما ديگه رقبتي نشون نداد كه با هامون ارتباط برقرار كنه خواهرم آخرين بار كه باهاش تماس گرفت اونقدر بد و يخ با خواهرم حرف زد كه ديگه قسم خورد ه به خون ههاش زنگ نزنه
    ما بديم پس چرا ارتباطش رو با مادرم قطع كرده ؟
    در كل من واقعاً نمي تونم برم خونه اشون چون مي دونم اون همين رو مي خواد كه بگه ديدي به غلط كردن افتادن ؟
    اما به نظر شما اون مي ياد خونه ما ؟ توي يه سكوته
    به خدا من دوستش دارم نمي گم بده اما رفتارهاش گاهي آزاردهنده و سراسر غرور بود درسته كه خيلي خودمونيه اما كلام رك و بي پرده داشتن هم تا اين حد خوب نيست
    وقتي مي خواست بره جايي يا مريض مي شد و بهم مي گفت بيا پيشم من فورا قبول مي كردم اما اون نمي خواست قبول كنه كه ما هم هر كدوم خونه و زندگي داريم و بايد يه حدي داشته باشيم
    به هر حال ممكنه مريضي سرماخوردگي بچه هاش از ديد اون كه شب بيداري ميكشه بزرگ باشه اما در نظر بقيه يه سرماخوردگيه اون نبايد از ما انتظار داشته باشه كه براي كوچكترين نسئله اي از وقت خودمون بگذريم و بريم سراغش درست نمي گم؟
    من مي گم من اشتباه كردم يه غلطي كردم دو بار هم ازش تلفني عذرخواهي كردم اون نبايد يه سري به مادر و پدر شوهرش بزنه به من چكار داره؟ب
    به نظر شما اگر يه زنگ به خواهر شوهرش بزنه گناه كرده؟

  8. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    عزیزم قبول کن مقصری و باید معذرت خواهی کنی. چرا انقدر توجیه می کنی ؟؟؟؟ برو و تمام کن قضیه رو دیگه. شما یک نفره نمی تونی کسی رو عوض کنیولی می تونی شرایط را متعادل حفظ کنی. انقرد توجیه نکن عزیزم.

  9. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    شما فقط داريد خودتان رو توجيه مي كنيد و فقط منتظريد كه اون بياد جلو و بس. چون به غرور شما لطمه وارد مي شه. پس اون چي؟ اون غرور نداره.اونم كه اومده. ديگه چي مي خواهيد؟ كاري به كار جاريها نداشته باشيد. همين خودتان آتيش بين اون ها رو بيشتر مي كنيد.
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  10. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 بهمن 87 [ 11:42]
    تاریخ عضویت
    1387-8-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    3,146
    سطح
    34
    Points: 3,146, Level: 34
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 8 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من يه خواهر شوهرم

    سلام دختر خوب من هم عروس هستم و مدت 9 سال که ازدواج کرده ام و در این سالها خیلی تجربه ها بدست آورده ام اون زن داداشت که گرم است و با شما روابط خوبی داشته منظورم زن داداش دومیت می باشد،دراین میان صمصیمی بوده ،هروقت که شما و خانواده تان مریض بودید حالتان را می پرسیده یعنی بین شما و خانواده خودش فرقی قائل نیست بلکه اخلاقش این است یعنی اگر خواهر خودش هم به او بی احترامی کند همانطور رفتار می کند که با خانواده شما رفتار می کند یعنی در کنار یک سری خوبیها نقاط منفی هم دارد و آن زن داداشت که کم حرف می زند کم صمیمی می شود، تا مشکلی پیش نیاید یعنی همیشه حواسش هست که شما و خانواده تان فامیل همسرش هستید پس خودت را در جای یک فرد ازدواج کرده بگذار و ببین چه نگاهی به شما که خواهر شوهر هستید دارد و بعد حرکات زن داداشت را تفسیر کن بعد شما همیشه باید آبروی هر دو زن داداشت را حفظ کنی و حرفهای خصوصی آنها را جایی مطرح نکنی چون فقط با این کار زندگی برادرانت را که برای تو عزیز هستند دچار مشکل می کنی به نظر من همیشه اینطوری به زندگی نگاه کن که هر چه بیشتر به خانم های برادرانت احترام بگذاری و مرز روابط را حفظ کنی باعث می شوی زندگی برادرانت پایدارتر شود و یک خواهر جز خوشبختی برادرهایش چیزی نمی خواهد و اگر این وسط رفتار شما موجب اختلال شود فقط ناراحتی برای پدر و مادرت پیش می آید چون کم شدن رفت و آمدشان پدر و مادر تو را ناراحت می کند . دوست تو


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.