به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array

    فرشته بی نشان

    سلام

    من همینجوری به ذهنم رسید که در مورد یه نفر یه داستان بنویسم.

    قسمت اولش رو تو حال و احوال نوشتم و بعد دیدم که لابلای بقیه پستها میره. برای همین تصمیم گرفتم یه تاپیک جدا براش بزنم.

    با اسم " فرشته بی نشان "

    دوستان اگر تمایل داشتن همراهی کنن، تو خصوصی یا تو همون تاپیک حال و احوال متنی که فکر میکنند به داستان اضافه بشه، مفید خواهد بود، اعلام کنند و من با سمت و سوی داستان هم خوانش میکنم و ادامه میدیم.

    قسمت اول:

    یکی بود هیچ کس دیگه نبود

    زیر گنبد خودش داشت هفت خونه درست میکرد

    روزي روزگاري تو خونه هفتمی پسر بچه خوشگل و قد بلندي كه يه دل صاف و ساده اي داشت، از كنار يه باغچه پر از گل رد ميشد، چشمهاش گل هاي رنگي رنگي باغچه رو دنبال ميكرد و داشت دل بسته گل ها ميشد. دستش رو برد سمت زيباترين گل باغچه، كه تيغ گل رفت تو دست هاي پسر بچه مهربون ما. يكم اطراف گل چرخيد و چرخيد، تا بالاخره گل رو از تو باغچه كند، ولي گل زيبايي كه دل بسته اش شده بود، ديگه زيبا نبود و داشت پژمرده ميشد.
    باغبون باغچه از راه ميرسه، تا مياد به پسر بچه چيزي بگه، ميفهمه چقدر دل بزرگي داره و دله پسر كوچولو از همه گل ها قشنگ تره. پسر كوچولو هم كه ميبينه گل زيبا كه دل بسته اش شده بود، سريع از بين رفت،
    از باغبان مي پرسه: باغبون مهربون، چرا گل به اين زيبايي از بين رفت؟ چيز زيبايي نداري كه من دل بسته اش بشم ولي فاني نباشه؟
    با غبان كه از سوال پسر خوشش مياد،
    ميگه: دوست داري بهت باغبوني ياد بدم؟ دوست داري بهت راز و رمز هاي اين باغچه رو بدم؟
    پسر كوچولو: چرا خيلي دوست دارم، يعني ميشه منم يه روز باغبون بشم؟
    باغبان: آره ميشه، ولي بايد قول بدي گل هايي كه ميكاري رو براي خودت نخواهي!
    پسر كوچولو: يعني چي آخه؟


  2. 3 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 11 فروردین 97), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (شنبه 19 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.