به نام اونی که در دلهای شکسته جا داره
سلام دوستان خوب بعد از مدت ها اومدم ازتون راهنمایی بخوام

بدون تعارف با خودم و خیلی صریح بگم از 19 سالگی تا الان که بالای بیست و چند سال هستم . سه چهار مورد جدی بجز موارد غیر جدی رابطه به قصد شناخت داشتم. من از دوستی ی طولانی مدت خشم نمیاد اما از ازدواج سنتی هم خوشم نمیاد و ترجیح میدم یکی دوماهی لااقل اشنایی اولیه باشه و بعد رسمی بشه اما بی تعارف فکرمیکنم درتمام موارد طرد شدم. البته که افرادی رو که انتخاب میکردم یعنی به محبتشون جواب میدادم از خودم بالاتر بودن و قوی تر بودن بعلاوه که من اعناد به نفسم از بچگی به خاطر تربیت خانوادگی خوب نبود
الان هم قلبم شکسته و درد داره چون باز به خاطر رفتارم یا هرچیزی که خودم نمیدونم طرد شدم. اما دلیلش رو بالاخره فهمیدم من به خاطر وابستگی طرد میشم. اون طرف مقابلم میبینه شخصیت محکم و مستقل و فعالی ندارم و بجاش وابسته هستم و دنبال کمک با تمام احسا برتر بینی خودش باز من رو طرد میکنه
من از کسایی که توی موقعیت من بودن و خودشونو اصلاح کردن کمک میخوام چه جوری باید از وابستگی و ضعف های این شکلی خلاص شد؟
بیشتر ادمایی که منو میخوان مردای میان سالو با اختلاف ده پونزده سال و جوون های همسن خودم یاهام نمیمونن یا کلا منو انتخاب نمیکنن