به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array

    آیا بد نیست پنهانی برم روانپزشک؟

    سلام.
    دوستان من وضعیتم داره بحرانی میشه و نیاز دارم برم روانشناس و روانپزشک.
    اما به محض اینکه به مامانم میگم مخوام برم درمان میگه نه! اصلا نمیذاره حرفمو تمام کنم میگه نه! لازم نکرده. میگه الان حال هممون بحرانیه (به خاطر مشکلات اخیر خانواده) زمان حلش میکنه! هممون اینجوریم. یکم قوی باش!

    ولی خب من مشکلم مربوط به خیلی پیشتره. حتی بچگی، که در مشاوره ی تخصصی آقای سنگتراشان فرمودند باید جلسات حضوری و مستدام داشته باشم.

    بابام که دیگه بدتر. اون قرص سرماخوردگیمو میبینه میندازه سطل آشغال چه برسه اینا. اصلا با قرص مخالفه. یه سری قرص های ضروری هم که میخورم به حمایت مامانه و کلی دنگ و فنگ. میگم حالم بده میگه برو شنا، برو تفریح، برو خرید. و اصلا جدی نمیگیره، میگم فکر کنم باید برم دکتر چون این مشکلات رو دارم، میگه تو پدر سوخته دوتا کفش و کیف بخری حالت خوب میشه.

    اینه که راهی نمونده پنهانی برم. اما عذاب وجدان میگیرم. من به خودم قول دادم دیگه چیزی ازشون پنهان نکنم. یا اگه برم دکتر بپرسن کجا چی باید بگم؟ اما سلامتیم مهم تر نیست؟
    الانم تو شرایط حساسی هستم. احتمالا بعد از عید باید به خواستگاری که پدر و مادرم رضایت دارن جواب بدم و رسمی و علنی بشه . اما من اصلا شرایط فکر کردن ندارم. الان مرحله ای هستم که افسرده ام، همه چیز رو فراموش میکنم، گاهی یه سوال رو تو یک دقیقه سه بار میپرسم. در هفته هشت ساعت خواب مفید ندارم چه برسه به روز، همیشه بیدارم. اشتها ندارم و به زور و اصرار مادرم غذا میخورم، گاهی توهم میزنم یا بی حواس حرف ذهنمو بلند میگم. مدام عصبی ام ، خودشون هم میبینن، اما میگن به خاطر فلان موضوع اینجوری شدی. درست میشه. دیگه این بار آخری مادرم عصبانی شده. چیکار کنم باهاشون؟

    ضمنا باز اسفند ماهه و افسردگی آخر سال من عود کرده (در تاپیک پارسال عنوان کردم) . ضروریه الان.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
    ویرایش توسط عشق آفرین : جمعه 07 اسفند 94 در ساعت 19:34

  2. 2 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 09 اسفند 94), mohamad.reza164 (جمعه 07 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حق خودمو بگیرم؟میخوام برم پزشک قانونی
    توسط خانم قاضیانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 بهمن 94, 22:49
  2. ساختمان پزشکان با صدای...
    توسط کنجکاو در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 شهریور 90, 18:29
  3. در خواست از یک روانپزشک:امیگدال مغز چیست
    توسط mehr1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 بهمن 89, 02:34
  4. خواندنيهاي پزشکي
    توسط lord.hamed در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 05 تیر 88, 18:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.