با سلام
من یه دختر 5 ساله دارم تا 2 سالگیش وقتی خطایی ازش سر میزد و عصبانیم میکرد کتکش میزدم به دست یا پاهاش سیلی محکم میزدم بچه اولم بود و اصلا نمیدونستم چجوری باهاش برخورد کنم آخرین باری که زدمش خیلی پشیمون شدم و خیلی گریه کردم و قسم خوردم که دیگه اونجوری کتکش نزنم الان تقریبا 3 سالی میشه که کتکش نزدم عصبانی میشم از دستش و دعواش میکنم وقتی خرابکاری چیزی میکنه ولی دیگه کتک نزدمش و هنوزم خیلی احساس گناه میکنم که کتکش میزدم .
الان مشکل من ترس دخترمه خیلی ازم میترسه درحالیکه شب پیش خودم میخوابه و همدیگه رو بغل میکنیم و بعد کلی بوس میخوابه تمام روز هم به بهانه های مختلف بغلش میکنم و هزار بار بهش میگم خیلی دوست دارم و هیچوقت کتکت نمیزنم و تو عشق مامانی و نوازشش میکنم ولی همین که مثلا یه لیوان آب از دستش بریزه به من نگاه میکنه و مثل بید میلرزه و گریه میکنه و میگه مامان ببخشید نفهمیدم اون موقع واقعا داغون میشم که انقدر ازم میترسه خیلی خیلی دلم میگیره نمیدونم چکار کنم که این ترسش بریزه یا مثلا یه اتفاقی بیفته میترسه به من بگه میگه میترسم بهت بگم واقعا درمانده موندم خواهش میکنم راه چاره ای که بتونم اون ترس رو از دلش بیرون بیارم هیچ وقت هم نمیگه تو منو کتک میزدی نمی دونم یادش هست یا تو ناخودآگاه ذهنش مونده خواهش میکنم کمکم کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)