سلام دوستان هم تالاری.....
من حدود ۳سال یا بیشتره که در هر روز از یه مسئله ای در آینده ترس مبرم دارم.نه خواب دارم نه خوراک.همیشه هم موردش پیش میاد.
احساس می کنم قراره یه اتفاق خیلی بدی برام بیفته.
من ناکامی های زیادی رو تجربه کردم.و من رو خیلی رنجوند.البته موفقیتهای خوبی هم داشتم که عدم اعتماد به نفس همه رو خراب کرد.
مثلا یکی ار موضوعاتی که ترس زیادی رو تا یکسال بوجود آورد بیماری مادرم بود،یک حمله عصبی که شبه سکته بود.در اوج این ناراحتی دخترخاله ام گفت که مادرش .خالم.هم به همین شیوه چند روز بعدش فوت کرده!!و این باعث شد که شوکه بشم و فکر کنم که هر لحظه مادرم ودارم از دست میدم.تو این یه سال وقتی حال مادرم کمی بد میشد تمام وجودم پر از وحشت میشد.
یا خواهرم با همسرش همیشه آخر هفته ها میرن باغ خارج شهر.من همیشه موقع رفت و آمد اضطراب پ وحشت زیادی میگیرم.همش اتفاقات بدی مثل تصادف به نظرم میاد.به خواهرم گفتم هر وقت رسیدی خبر بده و تا خبر نده در یک عذاب و ترسی گرفتارم.
متاسفانه از یه طرف خودم بدجور روانم از این موضوع در عذابه ولی از طرف دیگه موردها کاملا منطقی هستن و با دلیل و منطق نمی تونم به ترسام غلبه کنم.مثلا همین ترس رفت و آمد خواهرم که دوسال همراه منه.
ولی هفته پیش دوبار سوار ماشینش شدم.دیدم که موقع رانندگی فرمان رو رها میکنه و با بچه اش بازی می کنه!!!!!و یه بار دیگه دیدم بچه ۱۰ ماهه رو بغل کرده و همراه با بازی و بی توجه به جلو رانندگی می کنه!!!به خواهرم میگم تذکر بده و... میگه مشکلی پیش نمیاد!!!!!!!!!!
کم وحشت دارم این مسائل هم زیادتر میکنه....
الان چند روزه که قلبم شدیدا به دلیل این موضوع ترس آور جدید تند میزنه ودرد میکنه.گاهی هم توی خواب اتفاقات بدی میبینم که حتی فکرشم نمیکردم. انقدر خواب شفاف و روشنه که انگار قراره اتفاق بیفته.!و تمام وجودم رو یه وحشت بزرگ می گیره و به ترسام دامن میزنه.







به خواهرم میگم تذکر بده و... میگه مشکلی پیش نمیاد!!!!!!!!!!
کم وحشت دارم این مسائل هم زیادتر میکنه....

علاقه مندی ها (Bookmarks)