به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 خرداد 94 [ 08:07]
    تاریخ عضویت
    1394-3-16
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    85
    سطح
    1
    Points: 85, Level: 1
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    فکر می کنم همسرم باعث شد من خیانت کار بشم

    باسلام
    از دوستانی که وقت می زارن و مشکل من را می خونن تشکر می کنم
    من 4 سال هست که ازدواج کردم در این چهار سال با همسرم مشکلات مختلفی داشتم که در یک سال و نیم اخیر به اوج خودش رسیدن من این مشکلات رو لیست وار می گم
    1-بدهنی و فحش دادن در صورتیکه هرگز تحت هیچ شرایطی بهش توهین نکردم
    2-دست بزن البته کم پیش اومده در کل 5 یا 6 بار
    3-درخواست های مکروه و خشونت و رفتارهای تقلید شده از فیلم های بد در روابط جنسی( البته حا نبوده)
    4- قطع کامل هر گونه رابطه جنسی بیش از یک سال و سه ماه
    5-بی محلی و کم صحبت کردن با من
    6- مطمئن شدن از اینکه در این یک سال تا مرحله خیانت رفته
    7-پرویی و قدر نشناسی
    8-خوردن مشروبات الکی البته به صورت تفننی ولی من برام قابل تحمل نیست
    دیگه همین

    حالا مشکل اصلی من
    مدتی در گیر و دار طلاق توافقی هستم ولی موانع زیادی پیش روم هست
    1- فامیل هستیم و در واقع طلاق ما منجر به از هم پاشیدن فامیل می شه
    2-دلم برای پدر و مادر هر دومون می سوزه که باید غصه نابسامانی زنگی ما رو بخورن
    3-از تنهایی بد از طلاق و زندگی مجردی به عنوان یک زن مطلقه وحشت دارم

    و این چیزا باعث شده امید داشته باشم که می شه این زندگی رو درست کرد چون یکم اطمینان دارم که دوستم داره و فقط از لجبازی و قدی و بچگی این کارهارو می کنه

    و اما مشکل اصلی که واقعا نمی دونم چه جوری بیانش کنم

    مدت یک سال هست که نا خودآگاه همسرم رو با یک آقای مقایسه می کنم و هر روز به این آقا دل بسته تر می شم
    و همش حسرت می خورم که می شد با اون زندگی کنم
    و در فکرم بعضی وقتها باهاش زندگی می کنم
    اینکار باعث می شه غمم کمتر شه و یه شادی و امید تو دلم زنده می شه وقتی بهش فکر می کنم
    و در ذهنم مرتکب خیانت می شم و تصورات بد....
    دیگه از دست رفتم چی کار باید کنم؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید دریای سیاه تشکرکرده است .

    رنگین (شنبه 16 خرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.