به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 62
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام من تنهای عزیز، منظور من اینه که شاید در حال حاضر نتونی به خوبی و همون جور که دوست داری و دلت میخواد مشکل تنهاییت رو حل کنی (فعلا و در حال حاضر)... ولی قطعا میتونی طرز فکرت رو یه تجدید نظری بکنی... و این که از بتهوون و دیگران برات نوشتم بیشتر هدفم این بود که ادم ها میتونند چه چوری با این مشکل بسازن و زندگی کنند و حتی تو جنبه های دیگه موفق بشن.. چیزی که تو تصور میکنی و اون احساس رضایت مندی و خوشبختی و ارامش لزوما و با قاطعیت نمیتونی بگی با ازدواج حتی از نوع خوبش نصیبت میشه که... یعنی بهتره همیشه اینو بدونیم کلا ماهیت وجود داشتن ما موجودات این دنیا چون نسبی هست یعنی غیر خدا بودن و لذا بد بودن یا با رنج و کاستی و نقص همراه بودن... پس همه ما ادم ها با هر شرایط و با هر امکانات مادی و روحی و معنوی همیشه و همیشه داریم با احساسات و بلندی و پستی های زیادی دست و پنجه نرم میکنیم و همه امون در حقیقت با هم برابریم ولی چون علمش رو نداریم متوجه نمیشیم.... یعنی من برای همدم دار شدن تو که یه خواسته انسانی و معقولی هم هست راه حلی ندارم اخه خودم هم همین مشکل رو دارم و هزاران هزار نفر دیگه... ولی حداقل این رو باور دارم که ما حداقل میتونیم با درست تر و عمیقتر تفکر کردن به ماهیت این دنیا ،تا حد زیادی دیگه خودمون خودمون رو زیاد ازار ندیم چون به اندازه کافی مشکل و گیر و گرفتاری داریم همه امون... مصداق همون بیت شعر که : ای بشر تو همان اندیشه ای و......

  2. 3 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 17 خرداد 94), اعجاز عشق (جمعه 08 خرداد 94), شکوه (پنجشنبه 07 خرداد 94)

  3. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    من هم با خیلی از حرفهات موافقم. داشتن زندگی خانوادگی و شخصی خوب و موفق ارجحیت داره به معروف و مشهور بودن و موقعیت اجتماعی خوب داشتن و از درون خالی بودن. امضای خودم را هم خیلی دوست دارم. واقعا اگر خانواده سالم باشه، جامعه سالم می شه.



    می دونی تنها، این حس شادی عمیق و اعتماد به دنیا و دوست داشتن زندگی باید در کودکی به بچه داده بشه.
    چند تایی از سخنرانیهای دکتر بابایی زاد را که شکوه لینکش را گذاشت (دانلود رایگان برنامه های دکتر علی بابایی زاد ) ، گوش کردم انگار به یه عالمه از سوالهای من جواب داد.
    دلیل خیلی از رفتارهام را پیدا کردم. تشابهاتی که در تصمیم گیریهای من و اتفاقهای زندگیم در 4 سالگی و 14 سالگی و 24 سالگی بود ..... انگار همون بچه داره باز تصمیم می گیره. هیچ چیز تغییر نکرده. زندگی امروزم یه مدل بزرگتر از زندگی 4 سالگیمه. این همممممممه تشابه. سالها درس خوندن و زندگی کردن و تجربه کسب کردن و .... باز همون بیس شخصیتی داره تصمیم می گیره قدم بعدی چیه. ناخودآگاه و بدون این که بدونم.

    تازه می رسی به مرحله آگاهی که چه چیزهایی توی تصمیم گیریهات موثره.
    مقاله ای خوندم در مورد تاثیر عمیق تجربه های نوزادی و یکسال اول زندگی روی نگرش ما به جهان اطرافمون. تقریبا شبیه همون صحبتهایی که دکتر بابابی در مورد این که چطور رفتار والدین، بخصوص مادر در نوزادی روی برداشت ما از دنیا و ناخودآگاه ما تاثیر می ذاره. چطور می شه که یه نوزاد و یک کودک به این نتیجه می رسه که دنیا زشته یا زیبا. تا به حال فکر می کردم کودکی روی زندگی ما خیلی تاثیر داره. الان فکر می کنم کودکی روی زندگی ما تاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااثیر داره.

    به نظر من برو این سخنرانیها را گوش کن. آگاه که بشیم، یه قدم به بهتر زندگی کردنمون کمک می کنه.
    حداقل می تونیم به اون قسمت ناخودآگاهمون و اون چیزی که باعث خیلی از تصمیماتمون می شده مسلط تر بشیم.
    باید روی بالغمون کار کنیم. خیلی زحمت و انرژی می بره. اما می شه یه کاری کرد. باید یه کاری کرد.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 07 خرداد 94 در ساعت 13:13

  4. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (پنجشنبه 07 خرداد 94), اعجاز عشق (جمعه 08 خرداد 94), شکوه (پنجشنبه 07 خرداد 94)

  5. #13
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 00:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-18
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    4,145
    سطح
    40
    Points: 4,145, Level: 40
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    462

    تشکرشده 404 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره راست میگید چقدر سوال پرسیدم :) ممنون جواب دادید.

    از جواباتون مشخصه که ظاهرا بیماری دو قطبی ندارید :) خدا رو شکر چون وضعیتتون خیلی بد میشد البته من دکتر نیستم که تشخیص بدم ولی همین جوری با اطلاعات دست و پا شکسته

    میگم. میبینید ممکنه مشکل شما واقعا جدی باشه. جدی بگیرید خودتون رو.

    امکان مراجعه به روانپزشک دارید؟ تا حالا رفتید ؟ شاید نمیدونید باید چی بگید؟ میخواید اینجا یکم در مورد خودتون و اونچه که باید بگید کمکتون کنیم؟ نگاهتون به داروهای درمان ناراحتی های

    عمیق روحی که از سر عوارض و ... نیست؟ نمیترسید که ؟:) اگه دوست داشتید در موردش صحبت کنیم :)

    به هر حال از متنی که نوشتید مشخصا باهوش بودنتون و میزنه تو چشم و قدرت درک بالاتون رو مشخصا دارید نشون میدید.

    بحث کردن با آدمی مثل شما اشتباهه محضه و بیشتر شما رو آسیب میزنه :) در واقع من اگه بخوام نگاه خودم رو براتون تصویر کنم و شما هم نگاه خودتون رو و با هم سر درست بودنش

    بحث کنیم اونی که برنده است شمایی قبول دارید؟ حرف شما در نظر خودتون درسته و حرف دیگران غلط . قبول دارید؟ علتش اینه که شما یه توجیه محکم داری قبول دارید؟ اما اینجا یه نکنه

    ای هست که شما قبول ندارید :)

    اونم چیزیه که اریک برن تو کتابش نوشته " بازی ها " فکر نمیکنم تا الان شنیده باشید مگه نه؟ با هوشی که من از شما سراغ دارم اگه میدونستید مدتها پیش این مشکلاتتون حل شده بود.

    کسی که دچار بازی میشه نباید باهاش بحث کرد و اون فرد باید سعی کنه دیگه بازی راه نندازه. معنی این جمله رو سعی میکنم توضیح بدم .

    مثلا من اگه جای یه دختر سرگردان بودم :) با این همه ذوقی که کردم و داستان فوق العاده جذابی که خونده بودم رو برات نوشتم با پستی که شما گذاشتی سرگردان تر میشدم :(

    میدونم منظوری نداری یا یه دختر سرگردان هم سرگردان تر نشد :) ولی میدونی حس یه دختر سرگردان چیه؟ این جور موقع ها آدم شبیه کسی میشه که دستشو برده جلو برا دست دادن

    ولی طرف بی توجهه :( عمدی نه ها . خیلی بده نه؟ :(

    ببین من منظورم اینه که یه دختر مهربون و با احساس با هزار تا مشکل مخصوص خودش به امید یه ذره واکنش مثبت تو، نگاه تو، دوست داشتن تو، یه متن خوب و با فکر برات نوشته .

    امید داشته که تو بگی آره چقدر خوب و من بهش فکر میکنم اما توگفتی بتهوون هم بدبخته!!! فلانه بهمانه. یعنی یه توجیه محکم تو ذهنت هست که حاضر نیستی کنارش بذاری.

    اینو یه دختران سرگردان نمیدونه و از یه طرف دیگه توجیه شما فقط برای شماست و نه تنها دختر سرگردان بلکه 90 درصد آدما توجیه شما رو قبول ندارن .

    منظورم از بحث کردن تو اینه. تو همینو قراره بگی قراره بگی آره من بدبختم. به من چه مردم بدبختن و مهم اینه که من بدبختم و ... من درک میکنما . میدونی به این کارتو چی میگن؟ میگن

    بازی.

    ببین یه جایی تو ذهنت گیر کردی و اسم خاصی داره این بازی ای که تو راه انداختی .

    من همه ی حرفم تو این پست اینه که ازت انتظار دارم این کاری که میگم رو انجام بدی : یه تغییر نگاه کاملا جزئی نه 180 درجه همین . سخت که نیست؟ یکم سخته اما هر چقدر

    میتونی جزئی ترش کن.

    اینکه دیگران هم تنهان یا نیستن چیزی از تنهایی من کم نمیکنه. آرامش ندارم. بدبخت تر بودن بقیه چطور میتونه بهم آرامش بده؟! اتفاقا بیشتر ناراحت میشم که چه دنیای چندش آور و غیر قابل تحملیه. ترجیح میدم به آدمای خوشبخت فکر کنم. لااقل میشه توهم بزنم منم مثل اونها شاد باشم.
    مثلا به جای این جواب این رو بگو:

    اینکه دیگران هم تنهان یا نیستن چیزی از تنهایی من کم نمیکنه اما اینکه یه آدم باشه که منو درک میکنه خوشحالم میکنه .

    آرامش ندارم اما دنبالشم.

    بدبخت تر بودن بقیه چطور میتونه بهم آرامش بده؟! اتفاقا بیشتر ناراحت میشم که چه دنیای سختیه وقتی میدونم تو این دنیای سخت آدمای خوش بختی هم هستن خوشحال میشم و آرزو

    میکنم مثل اونا باشم.

    ترجیح میدم به آدمای خوشبخت فکر کنم. لااقل میشه توهم بزنم منم مثل اونها شاد باشم (آفرین به این میگن حرف )

    این تمرین ساده روی ضمیر ناخودآگاهت که هیچ وقت هیچ وقت منفی رو نمیگره تاثیر داره، مثلا من بدبخت نیستم با من بدبخت هستم تو ضمیر ناخودآگاه به معنی من بدبخت هستم

    برداشت میشه و نتیجه میشه افسردگی حتی اگه واقعا بدبخت نباشی!!!. پس باید بگی من خوشبخت نیستم درسته هیچی تو بیرون عوض نشده و تو تنهایی و جامعه بده و ... حداقل

    افسردگی نخواهی گرفت.متوجه باش که جملاتت مثبت با فعل منفی باشه. کلمه بدبخت رو حتی برای دیگران به کار نبر . میدونم سخته اما یکم این جوری صحبت کنی عادت میکنی.

    حالا ازت میخوام خوب و مثبت بیای در مورد داشته هات بنویسی یه پست کامل بنویسی نه یه خط!!!

    دختر سرگردان عزیز، ببخشید من مثال شما رو زدم ولی معتقد به کار گروهیم :) راستی من داستان بتهوون رو نخونده بودم ممنون که گفتی و حتما برنامه دارم بخونم :)
    ویرایش توسط شکوه : پنجشنبه 07 خرداد 94 در ساعت 14:41

  6. 3 کاربر از پست مفید شکوه تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (پنجشنبه 07 خرداد 94), اعجاز عشق (جمعه 08 خرداد 94), شیدا. (جمعه 08 خرداد 94)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام من تنهای عزیزم، با اجازه شما که صاحب تایپک هستی :)... اینجا بچه های خوبی داره که لطف و مهرشون از پشت نت هم حس میشه و و خدارو شکر به خاطر انرژی مثبتی که حضورشون و قلم اشون منتقل میکنه... شکوه خانم عزیزم خوشحالم که این قد پست خوب و مفیدی به قصد کمک به خواهر گلمون من تنهایی عزیز گذاشتی ، من حقیقتا لذت بردم از خوندن پستت مثل همیشه[IMG]file:///C:/Users/Laptop/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG].. هم تو و هم شیدا از دید روان شناسی که کاملا مشخصه با مطلالعه و یا تجربه و اموخته هاتونه راهنمایی میکنید و من حقیقتا لذت میبرم و استفاده میکنم.. خیلی ممنونم ازتون... در مورد کتاب هم خوشحالم که مشتاق شدی که بخونی ، امیدوارم از خوندنش لذت ببری و برات مفید باشه... منم مشتاق شدم کتاب بازی ها رو که نوشتی بخونم و همین طور لینک هایی که گذاشتین... مرسی :)... من تنهای عزیزم گاهی نحوه برخورد ما با سختی ها و مشکلاتمون و رنج هامون از خود اون سختی و رنج کشنده تر هست... به قول اقای تروولث که توی تایپیکم نوشت :"ممکنه این تصور پیش بیاد که مشکل به این واضحی که از بس شایع هست حاجت به بیانش هم نیست داره نادیده گرفته میشه یا ابعاد مختلفش در نظر گرفته نمیشه یا راهکاری براش قابل ارائه نیست یا میشه سر هم بندیش کرد و فرستادش دنبال نخود سیاه؛ نه عزیزم اینطور نیست . چون اگر کسی چنین جبهه ای بگیره برای خودش هم واضح هست که باید بره پی کارش و حرفش خریداری ندارد" .... من وقتی این رو خوندم فهمیدم که درک میشم و حق دارم و همین من رو دلگرم کرد که مشکلم من و خواسته ام چه قد معقول و منطقیه هر چند نتونم بهش برسم چون تنها چیزیه که دست من به تنهایی نیست و دو طرفه باید باشه... و بعدش هم این جمله اشون که "که مقصود زندگی طیبه است ، روحی وجسمی . با ... یا، بی... و برای رسیدن به آن باید خلاق هم بود نه آنکه همین ها رو هم که داریم خراب کنی.... " من مشکلم و رنج پابرجاست ولی حالا من نگاهم رو عوض کردم و حالم خوش تر هست و دیگه برام غول بزرگی نیست که بتونه من رو از پا دربیاره.. در عین حال برای حلش هم منفعل نیستم و هر چی باید انجام بدم میدم... خواهش میکنم به عنوان خواهر بزرگترت میگم دست از منفی نگری بردار ... و همین جا به کمک بچه های دوست داشتنی و مهربون و باهوش اینجا که پست های خوبی هم برات گذاشتن به خودت و درونت برگردد .. انشالله همه چی خوب بشه و به خواسته هات به بهترین شکل برسی

  8. 5 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 17 خرداد 94), اعجاز عشق (جمعه 08 خرداد 94), تروولث (یکشنبه 17 خرداد 94), شکوه (جمعه 08 خرداد 94), شیدا. (جمعه 08 خرداد 94)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    خانمها شيدا و شكوه و دختر سرگردان بر عليه دوستمان تباني و دسيسه چيني كرديد كه هر طور شده از قفس ذهني آزادش كنيد؟


    من رگ خواب ايشان را متوجه شدم ............. نشان به آن نشاني كه در تاپيك اولشان همه گريه ي ايشان را در آوردند اما من ايشان را خنداندم ................. خودشان هم رسما اعلام كردند حرفهاي بي ربطم ايشان را خندانده ............ مدارك هم جهت اثبات موجود مي باشد.


    با توجه به اين موضوع سر نخ واضحي در دست دارم ............... شايد مشكل ايشان وابستگي به غصه ها باشد ........... هميشه نا اميد هستند و گلايه مند ............ فقط مي گويند غم دارم و تنهايم مبهم و كوتاه ............ نمي دانم چرا.........


    بنابراين سعي مي كنم حرفهاي بي ربط بزنم ..........به اميد اينكه بتوانم دوباره ايشان را به خنده وادارم .


    تنهاي عزيز اگر ناخواسته حرفي مرتبط با مشكلتان بيان شد به بزرگي خودتان ببخشيد.


    من تنها ، دوست خوبم مشكل اساسي شما در اين است كه در مورد مهم ترين مسائل و امكانات هستي بي توجهي مي كنيد.


    شما از امكانات استفاده نمي كنيد............. تنهاييد و گويا راه ارتباطي را نمي دانيد.........چرا براي رفع تنهايي از همراه اول كمك نمي گيريد ؟ ..................... مگر نه اينكه با همراه اول هيچ كس تنها نيست!!!


    نياز به يك همدم ......... شانه اي براي تكيه كردن ........... از شدت اين نياز ممكن بود فريب بازاريابي فرصت طلب را بخوريد .


    گويي نزديك بود كالايي را كه فقط در دست ديگران يا پشت ويترين ديده بوديد به قيمتي گزاف و بدون كمترين رضايتي خريداري كنيد .................. چه فرصتي از دست مي داديد.


    خدا را شكر عاقل بوديد............سرمايه هاي ارزشمندي را حفظ كرديد........تا اين سرمايه ها هست .............. تا فرصتها از دست نرفته ............... به خودتان كمك كنيد..


    خيلي از ادمها تنهاتر از شما هستند ................ شما تنهايي و رنج مي كشي ........ اما روح و جسم و قلبت هر چند ازار ديده اما از بين نرفته .......خدا را شكر.


    چه بسيارند كساني كه با وجود داشتن دوستهاي زياد همجنس و غير همجنس ............ خانواده ........ همسر .......... تنها تر از تنهايند.



    بدتر از همه دختران و پسراني هستند كه روابط متعدد با جنس مخالف داشته اند ...........آنها به واسطه ي از دست دادن قسمتي از قلب و روح خود در هر رابطه اي دچار نقص و كمبود مي شوند...........اينها هر چقدر دوستانشان بيشتر باشد تنهاتر مي شوند ...........


    مطلب بالا شامل شما نمي شود چون خودتان را حفظ كرده ايد اما مفهوم مهمي دارد كه اميدوارم واضح بيا
    ن كرده باشم.


    مي دانم كه مي دانيد .............نيست دردناك تر از اين تنهايي كه همه باشند و خدا نباشد.




    تنهايي تو اما مي تواند زمينه اي براي ايجاد ارتباط عميق با خداي بزرگ باشد ............... خدا همان همراه اول .......... همراه ابدي و هميشگي كه تنهايت نمي گذارد.


    مشكلي اگر هست راه حل دارد............. مشكلات بر اساس دروني و بروني بودن راه حل مجزايي مي طلبند.


    تنهايي اگر هست علتي دارد .................. اگر دروني است (ناشي از ضعفهاي دروني).......... هيچ كس نمي تواند درمانش كند جز خودت


    انشاءالله مورد مناسب ازدواج برايت فراهم مي شود .........تا آن زمان از تنهاييت استفاده كن


    شايد رسالتي در اين دنيا داشته باشي كه تحقق آن فقط با تنهايي امكان پذير است .......... استفاده از يك استعداد ........... يك فرصت ............ يك توانمندي خاص و ...


    در موردش فكر كن ............. سعادت در گرو رضايتمندي است .......... به غير از يك همدم چه چيزي شما را راضي مي كند؟


    از يك حس كوچك تا يك آرزوي بزرگ .......... در موردش فكر كن و بگو.

  10. 2 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (جمعه 08 خرداد 94), شکوه (جمعه 08 خرداد 94)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام

    من تنهاي عزيز فكر كنم كلا علاقه اي نداريد من در تاپيك شما اظهار نظر كنم .

    نمي دانم با دقت خوندين متن رو يا نه .............

    در هر صورت لطفا برگرد .......... قرار بود از راهنمايي دوستان استفاده كني .

    شما از پست هر شخصي خوشت نيومد خيلي راحت مي توني گزارش بزني مديران گرامي پاك كنند.

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    34

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اعجاز عشق نمایش پست ها
    سلام

    من تنهاي عزيز فكر كنم كلا علاقه اي نداريد من در تاپيك شما اظهار نظر كنم .

    نمي دانم با دقت خوندين متن رو يا نه .............

    در هر صورت لطفا برگرد .......... قرار بود از راهنمايي دوستان استفاده كني .

    شما از پست هر شخصي خوشت نيومد خيلي راحت مي توني گزارش بزني مديران گرامي پاك كنند.
    اصلا اینطور نیست که علاقه نداشته باشم شما اظهار نظر کنید.

    این روزا یکم سرم شلوغه. بعضی وقتا فرصت غذا خوردن هم ندارم.

    سرم خلوت بشه دوباره میام. ممنون از همه اتون. از نظرات همه اتون تشکر میکنم و برام با ارزش هستن.

  13. کاربر روبرو از پست مفید من تنها تشکرکرده است .

    اعجاز عشق (چهارشنبه 13 خرداد 94)

  14. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    من تنها
    تو فکرت بودم چند روزی
    اومدم برات بنویسم هرچند نمی دونم فایده ای داره یا نه

    گلی خونواده خیلی مهمه مخصوصا تو ایران. شاید کشورهای پیشرفته مهم نباشه خونواده براشون. حدود 16 سالگی بچه کم کم مستقل میشه و 18 به بعد دیگه میره. بعدش دیگه مهم نیست خونوادش چقدر پولدار بودن یا چه قدر هر روز داد و دعوا راه انداختن یا هر چی.... مهم خودشه. اعصابش هم جوونه خورد نیست و میره یه کاری پیدا می کنه خرج زندگیش رو درمیاره بعدم یا دوست پسر یا شوهر پیدا می کنه و زندگی می کنه.

    ایران ولی نه. سخت میشه مگه اینکه ادم از سن کمتر اگاه باشه. یا برادری خواهری بزرگتری داشته باشه دلسوزش باشه راهنماش باشه یا حداقل ببرنش مشاوره.
    اینجا مریض شیم تنهاییم درس بخونیم تنهاییم کار کنیم تنهاییم. کارنکنیم تنهاییم درس هم نخونیم تنهاییم. هر کار کنیم تنهاییم وقتی خانواده گرمی نداریم. ادم یه کار خوبی می کنه یکی بالاخره باید باشه اروم مهربون بزنه پشتش بگه افرین. همین میشه کلی شادی. ولی اینم ادم نداره وقتی خونواده اش بی اهمیت هستن.

    حق داری ناراحت باشی. ولی گلی. تو فقط 26 سالته. غصه هات اگه زیاده روانپزشک برو افسرده نشده باشی. اگه نمی خوای بری حتما یه ورزش مناسب برو.
    گلی من همه حرفات رو می فهمم به جز خشمی که به دیگران داری. اینو نداشتم. شاید همین خشم بتونه باعث شه حرکت بهتر کنی. تو حق زندگی خوب رو داری. و اینو به دست میاری با تلاشت. غمگین نباش. فکر هم نکن اون اقا تنها کسی بود که می تونستی داشته باشی. زن داشت. چه کارش می خواستی بکنی؟

    سرنوشت و محکومیت. اینجا ایران یه مقدار سرنوشت ادم با خونوادش معلومه. چون خیلی خونواده مهمه. اگه می تونی خودت رو بکش بیرون از خونوادت . مثلا اپلای کن بورس اگه تونستی بگیر برو. یا برو یه شهر دیگه که بهتره کار کن. نمی دونم. اما محکوم ندون خودت رو. ولی کار ادم سخته خوب با خونواده ی ناخوب.

    گلی امروز چند دقیقه یه سریال دیدم. خواستگاری بود. خونواده ها و خواهر برادراشون جمع شده بودن و خواستگاری مراسمش بود. واقعا قشنگه. ادم کسی رو داشته باشه که دوسش داشته باشه و خودش دوسش داشته باشه بعدم مراسم باشه. پدری مادری خواهری برادری بشینن. یا اینکه پدر ادم بیاد با ادم حرف بزنه بگه تو اونو دوست داری؟ یا بگه این رشته ات رو دوست داری؟ یا بگه امروز چی کار کردی؟ یکی با ادم حرف بزنه. وقتی اینا رو نداری غصه می خوری. تنهایی میره تو استخونت.

    پس خونوادت رو رو سرت نکوب که بیشتر شه غصه ات. اگه می تونی کم کم شروع کن واسه خودت دوست های جدید پیدا کن. با دوستات کم کم مراوده بیشتر داشته باش. اگه دیدی خیلی تنهایی برو روانشناس که کارشناس عاقله باهاش حرف بزن باهات دو تا حرف حساب بزنه. ورزش کن.

    جوونی گلی. غصه نخور.

  15. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    اعجاز عشق (یکشنبه 17 خرداد 94), شیدا. (چهارشنبه 13 خرداد 94)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    34

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. ممنون از پست محبت آمیزتون.

    این روزا بشدت آشفته ام. غصه دارم. دلم نمیخواد زنده باشم. حتی اگه ازدواج کنم شاید شرایطم بدتر بشه چون بخت و اقبال خوبی نداشتم تو زندگی.

    خیلی وقته مسافرت نرفتم. نمیتونم برم. یه دختر تنها کجا میتونه بره؟! خیلی چاله چوله های مالی هم دارم که حل نمیشن چون با این از صفر و هیچ شروع کردنم معلوم نیست کی بتونم یه پس انداز کوچیک داشته باشم.

    زندگی عاطفی هم که هیچی. فقط وقتی خوابم خوبه. وقتی خوابم هیچی حس نمیکنم و عمرم داره کم میشه. چقدر خوبه.

    گاهی که اون آقا رو میبینم هم حالم خوب میشه.

    حوصله ورزش ندارم.

  17. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    نه بد نمیشه ازدواج کنی هیچی بد نمیشه. احساسات ادم عمیقه. وقتی از نظر عاطفی تامین که هیچ یه ذره هم جواب نگیریم (که عاطفی فقط هم همسر یا جنس مخالف نیست. دوست صمیمی مادر پدر مهربان فامیل دختر عمه ای و ... خودت بهتر می دونی هر کی که دلتنگی ادم پیشش شادی شه) این احساسات سرخورده و بی جواب مونده سایه می شن روی زندگیمون. می شن حس ناامیدی. حس بیچارگی و حس خواستن مرگ. در صورتی که با چیزای کوچیک می تونستیم خوشحال باشیم اما نداشتیمش. این حست رو با هر چی می تونی اروم کن که عمقی نشه. ورزش یه راه ارامش نسبیه. هنر هم هست. هنر انواع مختلف هم داره بافتن خیاطی ارایشگری هم هنره نقاشی مجسمه سازی چاپ پارچه هم هنره. تخلیه احساسات منفیه.

    سفر. منم خیلی وقته سفر نرفتم. حداقل فیلم نگاه کن. یه جورایی مثل سفر رفتنه. از محیط خونه و کار دور میشی.

    pilates.ir برو روی قسمت باشگاه هاش توی تهران بودی؟ نگاه کن باشگاه و مربی نزدیک به کار یا خونه پیدا کن.
    کانون یوگا هم هست برای یوگا. یوگا هم خوبه. هر دوشون خوبن. هم ارومن هم اعصاب ادم رو موقتی اروم می کنن.

    نگران پول نداشتنت نباش. تو که قرار نیست بعد ازدواج مخارج زندگی رو تامین کنی. فقط مخارج خودت رو بتونی دربیاری عالیه. نگران. نباش. نگران جهیزیه هم نباش. تونستی می گیری با پس اندازت. نتونستی هم یه کمی مهریه رو کم می کنی مثلا اندازه نهایتا 50 تا سکه. یا قانون اینکه مثل خارج همه چی نصف نصف شه بعد از ازدواج رو می ذازی . یا می ری روانشناس یا نمی دونم مشاور حقوقی هر چی بهت راهنمایی می کنه. نگران نباش. به تهش فکر نکن. اعصابت به هم می ریزه. تو الانو فقط تلاش کن.

    می فهممت. خیلی دلم می خواد بتونم بهت اینو بگم که غمت احساسه. واقعیت نیست. اما اگه بذاری تو وجودت بمونه میتونه یه روزی واقعی شه. پس غمت رو باور نکن. به سمت شادی قدم بردار. سنی نداری. جوونی. اول راهی. ارامش داشته باش.

    موفق باشی.

  18. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    اعجاز عشق (یکشنبه 17 خرداد 94), شیدا. (چهارشنبه 13 خرداد 94)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.