سلام.من دیدگاهمو میگم.لزوما نه درسته و نه غلط فقط میخوام زوایای مختلف رو بررسی کنید.
دوست عزیز ببنید اولا صداقت اون خانم شایسته تقدیر هست...ولی باید شما مطمئن باشید این که ایشون این رازو به شما گفته مبناش صداقت بوده یا نه ترس از لو رفتن اون رابطه در اینده ...ببنید چون گفتید اون فرد پسر اشناشون بوده پس قطعا میتونه در اینده این خانم رو بترسونه و تحت عنواین مختلف بخواد ازش اخاذی کنه و سبب ایجاد ترس از افشا شدن رابطه رو برای همسر اینده این خانم و خانواده ها ایجاد کنه... دختران حالا هم مثل پسرا زرنگ هستند کم تر کسی دیگه روابطی که احتمال لو رفتنش هست رو مخفی میکنه چون توی همین تالار کلی تاپیک هست که طرف می ترسه که یه چیزی رو که به همسرش نگفته حالا افشا بشه...شما با شناختی که دارید باید متوجه بشید که دلیل گفتن صداقت بوده یا ترس...اگه صداقت بود واقعا این خودش یک نکته ی بسیار مثبت هستش برای ادامه ی رابطه... حتی اگه منفی هم باشه و دلیل ترس باشه نمیگم کلا ایشونو فراموش کنید بلکه به توصیه های بعدی هم توجه کنید.
این که شما پسر پاکی بودید و هستید واقعا دلیلی نمیشه که دختری گیر شما بیاد که دقیقا این طوری باشه...حکمتشو نه من میدونم و نه هیچکی و فقط خدا میدونه...جالبه شما سر بسته گفتید ایشون موهای دختر خانمو دیده وقتی رابطه به این جا کشیده میشه قطعا یه سری اتفاقات بدتر هم می افته (جالب بود بعضی دوستان شاید این طور براشون نقش بسته که مثلا این خانم موهاشو نشون داده اقا ایا بپسنده یا نه ؟؟!!! به هر حال توی این روابط که دختر پسر احساسی میشند و اوج شهوت هم هستش اتفاقاتی می افته که نباید بیفته و فکر کنم منظور شما این بود و بهتره دیگه واضح گفته نشه)... واقعا این جا تصمیمی با شماست که می تونید اینو برای همیشه فراموش کنید یا خیر ...من با نظر دوستان موافقم که شما ممکنه جای دیگه برید خواستگاری دختر خانم فردی باشه که خدایی ناکرده ربابطه بدتر داشته باشه با کسی ولی جوری باشه نه صداقت لزوم کنه.. و نه ترس از افا شدن و اون خانم هیچی نگه و شما فکر کنید اون خانم تا حالا دستش به یک پسر هم نخورده...این طوری ذهنی یک دروغ شیرین باعث مخفی شدن حقایق میشه...ولی الان این جا نه پس مهم این هست از نظر ذهنی ببنید میتونید اماده کنید خودتونو یا نه و به قول معروف دیگه دل چرکین نباشید..
ببینید هیچ دختری مجبور نیست که خودشو در اختیار کسی قرار بده که بهش برسه...مگر این که یا اون دختر خانم به بلوغ فکری کامل نرسیده باشه که مثل دختر های کم سن و سال فکر می کنند با این راه میتونند پسری رو برای خودشون نگه دارند فارغ از این که طرف بیش تر زده میشه... یا این که اون اقا بعد مدتی از ایجاد رابطه خانم رو ترسونده باشه مثلا اگه فلان کار رو نکنی به بابات میگم یا همچین چیزایی...
من توصیه میکنم به هیچ وجه اگه قرار شد شما با ایشون ازدواج نکنید اصلا به خانوادش چیزی نگه...من این جا دیدم به دلیل همچین موضوعی مشابه البته بد تر دختر خانم به توصیه بقیه رفت به باباش گفت بعدش به علت فشار خانواده اون دختر خانم خودکشی کرد...تلخ ترین اتفاق ممکن....
ولی اگه شما با این خانم ازدواج کردید...باید یک شرط بذارید...این که بعد ازدواج خانمتون سر بسته( و نه همه جزئیات حتی لخت شدن موی سر و.. )قضیه رو به خانوادش بگند و بگه که به شما هم گفته و شما با این شرایط و دونسته بازم باهاشون ازدواج کردید ولی صلاح هستش که دیگه خانواده شما هم یه جوری خیلی محترمانه به طوری که ابرو ریزی نشه رابطشون رو با اون اشنا خیلی خیلی کم کنند... و اینو بسپارید به خود خانمتون اگه سنشون مناسبه و از عهدش بر میان... چون شما روتون باز نشه بهتره...
راحب سوال فراموشی عشق اول واقعا من نمیتونم جواب بدم..هیچ خانمی هم فکر نکنم جواب بده...دنیای خانم ها خیلی متفاوته و هیچکی نمیتونه بشناسه...
ولی بدون عشق اول رو یه جوری همه دارند شک نکن..خیلی ها به رابطه نمی رسه ولی توی ذهنشون یکی بزرگ میشه و ... و معمولا هم بهش نمی رسند...شک نکن..خود شما هم شاید شده باشه تا این سن یه حسی به یکی پیدا کرده باشی و ولی فراموش کرده باشی و تموم.
قربون دهنت...گفتی هر جا رفتی تحقیق همه گفتن با یک پسری هم صحبت نکرده !!!! پس اگه این خانم فرض کن شرایط جوری بود که حقایقو نمی گفت منم عمرا چنین فکری راجبش می کردم و همه... پس اگه این خانم قسمتت نشه خواستگاری هر کی دیگه هم بری اگه اون خانم بدتر اینا هم تجربه کرده باشه و خوب بتونه مخفی کنه شما فقط ذهنی خوشحالی با دختری ازدواج کردی که دستش به پسر نخوره...پس میگم مهم این هست شما این قضیه رو توی ذهنت حل کنی...
واژه افتاب مهتاب ندیده رو شما گفتی بعضی خانم ها بهشون بر خورد فکر کردن شاید شما منظورتون این بود یعنی همه با یکی بودن و..... ولی من برداشتم این بود که شما منظورتون این هست دختری رو نمیشه پیدا کرد لااقل با پسری صحبت نکرده باشه لااقل... چقدر این جا دختر های خوب داریم که کلی هم خواستگار دارند و این جا هم کلی بحث و تبادل نظر دارند با هر قشری..خواستم بگم اگه منظورتون این بود بگید تا سو تفاهم ها حل بشه...
من گفتنی ها رو گفتم ان شالله بهترین تصمیم رو بگیری...شما بنا به دلایلی نمی تونی و نخواستی همه چی رو این جا بگی مثلا اون اشنا کیه..من ذهنم رفت روی کسی مثل پسر عمو و... البته لازم نیست بگی...ولی بهتره همه رو طبق فرمایشات خاله قزی با یک مشاور خبره در میون بذاری و بهترین تصمیم رو بگیری...
ضمنا من شرایطی مشابه شما دارم و اگه نظر منو بخوای من ارجاع میدم به سوال اول...من اگه اون خانم از روی ترس نبود..و فقط به خاطر صداقت بهم حقیقتو گفته بود من باهاش کنار می امدم.
سوالی بود در خدمتم.
((راستی پاورقی بگم یک دوست داشتم از اونا که به قول خودش اندازهی موهای سرش با دختر بوده ...بهش میگفتم ازدواج کنی همچین دختری گیرت بیاد خوبه؟؟ میگفت گذشته ی هر کسی به خودش ربط داره و بعدش ازدواج باید متعهد بشه... من حالم از این جمله بهم می خوره و خورد...کسی که گذتش با بی تعهدی شکل گرفته..ایندشم مثل گذشته خواهد بود...
ولی خانم مد نظر شما کارش بی تعهدی نبوده... دختر های خیلی احساساتی هستن..اگه فکر کنند یکی واقعا میخواد باهاش ازدواج کنند هر کاری رو بهش ممکنه اجازه بدند..انگشتن اتهام به سمت خانواده ی ایشون هست که بیش تر مراقب دخترشون نبوده تا دلگیر کسی نشه.))
با ارزوی موفقیت.









علاقه مندی ها (Bookmarks)