به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اسفند 93 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1393-11-07
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    178
    سطح
    3
    Points: 178, Level: 3
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 10 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    در آستانه ازدواج به خاطر اینکه پدر و مادرم جدا شده اند دچار مشکل شده ام

    خیلی افسرده شدم تازگیا
    بنظرتون مرد واقعی هست؟
    مردی که دوست داشته باشه؟هیچوقت تنهات نزاره/خیانت نکنه/بهت اعتماد داشته باشه
    خسته شدم از زندگی
    هرکیم میاد خاستگاریم میترسم قبولش کنم
    میترسم اونم مثل بابام بره
    ینی واقعا برای من مردی پیدا میشه که هی نگه چرا پدرمادرت جدا شدن؟
    ینی مردی پیدا میشه که خوبیامو...وفامو...صداقتمو...ت اشمو برای یه زندگیه خوب ...ببینه و هی نگه تو بچه طلاقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
    خیلی خستم
    اصلا کاش من مرد بودم.اونوقت میدونستم چطور قدر یه زن خوب و پاک رو بدونم
    الان مردا همش منو به چشم بچه طلاق میبینن.اما خوبیامو نمیبینن.اینکه خوش اخلاقم...اینکه پاکم...باحجابم...
    چراااااااااااا چرا جامعه ما انقد ظاهر بینن
    چرا همه طمع پول و موقعیت دارن
    مدتی یه خاستگار داشتم توی دانشگاه...اولین کسی بود که عشقش رو باور کرده بودم...اما نمیخاستم دوستی کنم
    اونم قصدش خیر بود
    خواهرش رو آورد دیدنم.خانوادش بخاطر شرایط خانوادگیم خیلی مخالف بودن
    و گفتن ما نمیایم جلو
    اما خودش گفت درس بخونیم هروقت ارشد قبول شدیم و کار پیدا کردم میام جلو...اونوقت دیگه راضی میشن خانوادم
    حالا چند ماهی بود که ندیده بودمش.اما چون فک میکردم پای منه و منم پای اون واقعا بعنوان شوهرم داشتم باورش میکردم
    تا اینکه هفته پیش بهم زنگ زد و گفت که یه دختره که پولداره بهش پیشنهاد داده و دیگه منو مناسب خودش نمیبینه
    بهم گفت چون تو نه خانواده داری نه پول دیگه نمیخامت
    خیلی دلم شکسته...خیلیم بهم برخورده
    تازه داشتم به این میرسیدم که همه مردام بد نیستن....
    ولی حالا...
    از قبل از اومدن این آقام بدتره حالم
    اعتماد به نفسم صفر شده
    آخه من چطور میتونم از این ببعد به کسی اعتماد کنم
    خیلی تنهام
    قبلنم تنها بودم ولی حداقل فک میکردم که یه مرد واقعا دوسم داره و بخاطر زندگی با اون تلاش میکردم که براش بهترین زن بشم...
    اما حالا چی...
    دلمم نمیخاد با کسی دوست بشم
    از رفاقت بیزارم
    ویرایش توسط nargesj86 : چهارشنبه 08 بهمن 93 در ساعت 10:20

  2. 3 کاربر از پست مفید nargesj86 تشکرکرده اند .

    Amir_23 (چهارشنبه 08 بهمن 93), میشل (پنجشنبه 09 بهمن 93), اثر راشومون (پنجشنبه 09 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.