به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 اسفند 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1393-10-24
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    47
    سطح
    1
    Points: 47, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    از شوهرم بیزارم

    با سلام خدمت دوستان
    خیلی خوشحالم که اینجا می تونم درد دل کنم
    مشکل من اینجاست که یک ازدواج ناخواسته داشتم و از همون روز اول آشنایی تا الان که سه سال از زندگی مشترکمون می گذرد و یک پسر یکساله دارم حتی برای یک لحظه هم از همسرم خوشم نیومد و هر روز که می گذرد فاصله و اختلافاتمون بیشتر می شود
    من فردی تحصیلکرده (مقطع دکتری) با ظاهری نسبتا زیبا و کارمند هستم. در خانواده ای بزرگ شدم که گیر فرهنگ و عقاید قدیمی بوده و سن ازدواج بالا را برای دختر عیب می دانستند و از آنجایی که من فرد درس خونی بودم خیلی به ازدواج فکر نمی کردم و بنا به اصرار خانواده و پافشاری خواهر کوچکترم که قصد ازدواج داشت مجبور به ازدواج با فردی شدم که هیچ علاقه ای بهشون نداشتم و حتی متنفر هم بودم همسرم از یک خانواده روستایی سطح پائین است که قیافه خوبی هم ندارد و از لحاظ روحیات هم با من فاصله زیادی دارد و بدلیل اینکه قبل از خواستگاری از من چندین محل رفته بود و جواب رد شنیده بود زمانیکه به خواستگاری من آمد و با موافقت خانواده علیرقم مخالفت خودم مواجه شد سر از پا نمی شناخت هرچقدر که من گریه و زاری کردم گوش کسی بدهکار نبود و من بالاجبار تن به این ازدواج ناخواسته دادم ولی هر روز اختلافاتمون بیشتر شد و الان خانواده بدلیل عذاب وجدانی که دارند و اینکه من رو مجبور به این ازدواج کردن از من می خواهند که طلاق بگیرم و می گویند ما حمایتت می کنیم ولی گناه فرزند یکساله من چیست که باید ناخواسته فرزند طلاق شود
    لطفا من را راهنمایی بفرمائید
    من به هیچ عنوان توانایی تحمل این زندگی زورکی رو ندارم
    شب و روز به درگاه خدا گریه می کنم و از او می خواهم راه چاره ای پیش پای من بگذارد
    خیلی درمانده شدم

  2. 3 کاربر از پست مفید arya12 تشکرکرده اند .

    sevil73 (پنجشنبه 25 دی 93), اقای نجار (چهارشنبه 24 دی 93), اثر راشومون (چهارشنبه 24 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ریزش مو و اعتیاد پدرم و بیزاری از هویتم - چه کنم؟
    توسط Yellow.king در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 تیر 95, 21:31
  2. ما مشکلی نداریم اما سر کوچکترین چیزا بطور افتضاحی باهم قهر میکنیم
    توسط Agreen در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 شهریور 92, 21:05
  3. کم کردن میزان خواب
    توسط داملا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 07:46
  4. همه چیزدرموردچاقی
    توسط tina_asheghetanha در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 خرداد 87, 07:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.