به خدا دیگه خسته شدم
از دست کاراش
با اینکه خیلی دوسش دارم ولی باعث میشه که ازش متنفر شم.
خییلییی مشکلات باهاش دارم.
الان مثلا یکیش این طرز غذا خوردن.
من نشستم توی اتاق خودم درو محکم بستم بازم صدای خوردنش از اون طرف خونه میاد.
من چیکار کنم؟
خواهشا نگید همینجوری که هست قبولش کنااا
چجوری قبول کنم آخهه؟
کل خانواده ما یعنی مامان و بابام و داداشم همه همینجورن.
اصلا نمیدونم این دهن باز بودن و غذا خوردن انگار ارثیه تو فامیل ما.
تازه این یکیشه.
من حساسم درست آره .. خیلی حساسم اما بازم با اینکه میدونه من حساسم اینجوری میکنه
خسته شدم دیگه








علاقه مندی ها (Bookmarks)