به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array

    تجربه ای از هبوط

    سلام.
    این تاپیک رو به دو دلیل آغاز میکنم:
    1. درک حال بد
    2. درک حال خوب

    نمیدونم شاید مدتی بعد این تاپیک گوشه ای از انجمن خاک بخوره. ولی به عنوان یک وظیفه حس کردم نیاز به انتشارش دارم. من نمیتونم گذشته ام رو پاک کنم، اما شاید اگر تنها یک نفر عبرت بگیره به آرامش برسم.

    به همین دلیل یکی یکی میپردازم و اگر سوالی بود در خدمتم.

    1. تجربه ی مشروب:
    اولین بار تو رودرباستی تجربه کردم. شب تنها بودم و با یکی از آشنایان رفتم خونه ی دوست پسرش. دوستش پرسید مهنام مشروب میخوره؟ و آشنایمان پاسخ داد، آره بابا ، مگه میشه تا بحال نخورده باشه. جسارت نداشتم بگم تا بحال مشروب از نزدیک ندیدم! دوست نداشتم به قول برخی ها عهد بوقی به حساب بیام. حتی خیلی دوست داشتم جلو دوستام کلاس بیام مشروب میخورم و این واسه من یه چیز عادیه. با خودم گفتم دین واسه اونایی گفته نخورید که افراط میکنند و میرن تو خیابونا عربده میکشن. تا من بخوام بهش فکر کنم دادن دستم. خوردم... میگن اگر اولین تجربه خوب باشه شخص پابند میشه و برای من همینطور بود. بعد از چند پیک نوشیدن حساب زمان و مکان از دستم خارج شد. اعتراف میکنم اون موقع مشکلات خانوادگی زیادی داشتم و راه گریزی برام ایجاد شد و با پیانویی که دوست پسر دوستم میزد، این حس خوب به اوج رسید. وقتی یادم میاد شب یه دختر 15 ساله، تنها، ساعت 3 نصف شب، گیج و مست با آزانس رفتم خونه، از خودم خجالت میکشم. البته اون موقع واسم کلاس داشت! نمیدونستم اون راننده از کثیفی دختری که سوار ماشینشه و تصوری فراتر از چند پیک مشروب در موردش داشت شاید هیچگاه نتونه به خواهر خودش اعتماد کنه. شاید وقتی رسیده خونه با آب و تاب تعریف کرده که همچین دختری رو سوار ماشین کردم، نمیدونم.... ولی اون چند پیک به روزی دو شیشه رسید و شاید تمام پول تو جیبیم... حتی بیشتر، چون وقتی پول کم میاوردم، از پسر های مختلف میخواستم که به مشروب دعوتم کنن. فکر میکردم دارم زرنگی میکنم. نمیدونستم برای اونا یه نگاه هوس آلود و نوازش دست هم برای جلسه ی اول دوم کافیه و قیمتی که میپردازم بسیار سنگین تر از بهای یه لیتر مشروبه.
    اما اون موقع... حس میکنی همه چیز درسته، حس میکنی طبیعیه و حتی شیک. چون اگه دوستات مثل خودت باشن، وقتی با آب و تاب براشون میگی تشویقت میکنن و چنان توجهی بهت میدن که انگار مدال المپیک آوردی. شاید به همین دلیل انتخاب دوست خیلی مهمه.
    اما اگه پشیمون بشی، درست مثل آدامس جویدن تو عروسیه. به نظر خودت خیلی زیبا داری آدامس میجوی، ولی وقتی فیلم عروسی رو میبینی تازه میفهمی چقدر ضایع است. الان میفهمم چرا معلم ها سر کلاس اجازه نمیدن آدامس بجوی!
    خیلی فرقه بین اونی که بهش میگن الکلی و کلی مسخره اش میکنن و اونی که به خاطر هوشیاریش واسش احترام قائل میشن. ولی اون موقع شاید فقط توجه میخوای. یه توجه که آسان به دست بیاد. یه تجربه ی متفاوت بودن از بیقیه دوستات.
    بعد رهایی سخت تر میشه. چون هرچی از واقعیت دورتر میشی، واقعیت ترسناک تر میشه. اوائل لذته. اما بعد ها یه روش برای کشتن زمان و فرار از واقعیته. انگار نمیتونی با مردم اطرافت زندگی کنی، یه حس خود متفاوت انگاری....

    ادامه دارد....
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  2. 23 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    asal2013 (پنجشنبه 27 آذر 93), Farah-S2 (سه شنبه 16 دی 93), rayehe (یکشنبه 21 شهریور 95), redalatkhah (شنبه 15 شهریور 93), sehat (شنبه 15 شهریور 93), SHahr-Zad (یکشنبه 23 شهریور 93), tanha67 (شنبه 05 تیر 95), terme00 (دوشنبه 19 آبان 93), the boy (پنجشنبه 25 شهریور 95), فدایی یار (پنجشنبه 20 شهریور 93), فرشته مهربان (دوشنبه 03 آذر 93), واحد (پنجشنبه 20 شهریور 93), نیم پز (جمعه 04 مهر 93), آرام دل (جمعه 04 مهر 93), امید زندگی (سه شنبه 25 شهریور 93), تیام (شنبه 15 شهریور 93), خانم مهندس (دوشنبه 26 مهر 95), رها68 (جمعه 08 اسفند 93), سلیمانی (یکشنبه 16 شهریور 93), سهی (دوشنبه 24 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 16 شهریور 93), شهراز (شنبه 05 مهر 93), صبا_2009 (دوشنبه 17 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.