به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اسفند 94 [ 19:17]
    تاریخ عضویت
    1392-12-01
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,928
    سطح
    26
    Points: 1,928, Level: 26
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 60 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    New بددهنی و مشکا همسرم با خانواده ام

    سلام من و همسرم تقریبا هم سن هستیم و 4ساله که ازدواج کردیم. اوایل ازدواج خانواده بنده مخالف بودن خصوصا مادرم و از هیچ کوششی در این زمینه که این ازدواج سر نگیره فروگذار نکردن حتی یه بار زنگ زده بود و حرفهای بدی به خانمم زده بود. بهرحال مادرم بخاطر من از خر شیطون اومد پایین و راضی به ازدواج من و خانمم شد ولی همچنان سرد بود با خانمم و هست و من همیشه سعی میکنم کاری کنم حداقل جواب تلفن همدیگه رو بدن و یواش یواش کدورتها رو فراموش کنند. سر این مسایل بارها درگیری داشته ایم و گاهی این درگیری رو به مراحل فیزیکی هم میکشوند تا جاییکه یک بار تو گوش من زد و من هم عصبی شدم و دست روش بلند کردم. از اون موقع انتظار داره که من کامل خانوادم رو بذارم کنار و اونها بما سر نزنن و ما هم حداقل ممکن بریم اونجا مثلا سال به سال. در کل خانم بنده علاقه داره که فقط با کسایی که خودش دوست داره رفت و امد کنیم و با اونها هم بسیار کم. در صورتیکه خانواده بنده شهرستان هستند و نهایتا ما سالی 4 بار بتونیم به اونها سر بزنیم از طرفی من بچه بزرگ خانواده ام و خانواده حساب زیادی روی من دارند و انتظار دارند ازمن. جالبه که ناراحتی خودش از حضور خانواده من تو خونمون پیش اونها ابراز نمیکنه ولی هی پیش من غر میزنه و میگه کی میرن کی میرن منم گفتم زحمت من رو کشیدن نمیتونم بگم کی میرن هروقت دوست داشتن میرن. یعد بمن اسمس بسیار زشتی داده که تو ..... خانوادت رو بخور خانوادت باعث از هم پاشیدن زندگیت میشن و... .
    من هم گفتم تا ادب رو رعایت نکنی صحبت نمیکنم باهات. متاسفانه علاوه بر اینکه مادرم سیاست کافی برای برخورد با عروس رو نداشته خانمم هم تلاشی برای بهبود روابط نمیکنه و مسایل رو ضبط میکنه تا پس از رفتن خانوادم بارها واسم بازپخش کنه که فلانی اینجور کرد فلانی اونجور کرد خلاصه از لحاظ روانی کلا بهم ریختم.
    بحث بددهنی هاش هم بسیار من رو ناراحت میکنه و بعضی اوقات انقدر بد حرف میزنه که من هم کنترلم رو از دست میدم و بددهن میشم. یه مدت من صحبت از بچه میکردم میگفت توله میخوایم چیکار؟ واقعا اعصابم بهم میریخت از این حرفها. الان تازه باردار شده و من همه تلاشم برا اینه که همه چی خوب باشه ولی اون انگار که آتو گرفته که باردار و اون رو اهرمی کرده که تو لیاقت پدر شدن رو نداری و هیچ غلطی واسه بچت نکردی در صورتیکه اینطور نبوده. بخاطر بارداریش تعطیلات نیومد شهرستان بعدشم که میخواستم برگردم پدر مادرم هم میخواستن برن دکتر گفتن باهات میایم گفتم قدمتون روی چشم. از شهرستان تا تهران اسمس بد و بیراه میداد که چرا دارن میان. واقعا موندم که این تعارض کی میخواد تموم شه و ناراحتم از اینکه بچمون بخواد تو این جو وبا این بد دهنی ها بزرگ بشه. راهنمایی کنید دوستان.
    با تشکر

  2. کاربر روبرو از پست مفید امیر۶۲ تشکرکرده است .

    آرام دل (جمعه 17 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.