به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array

    هم احساسی فکر میکنم هم منطقی انگار دو شخصیتی ام

    سلام دوستان عزیزم . یه اتفاقاتی برام افتاده یه حالتایی برام پیش اومده که دوست ندارمشون. همه کسایی که منو تو این تالار میشناسند میدوند که اصلا اعتماد بنفس ندارم .

    تصمیم گرفته بودم که با خودم مهربون تر باشم زیباییمو ببینم و تنهایی خوشحال باشم .

    ا ز تهران رفتم بیرون جایی رفتم که آرومم کنه ولی بدتر آرامشم رفت!

    از یکی فکر کنم خوشم اومد که اون اصلا نگامم نمیکرد اولش باور نمیکردم خودمو میزدم به اون راه که نه اشتباه میکنم من فقط به خاطر اینکه اسب داشت و عاشق اسب بودم ؛ دوستداشتم بیشتر ببینمش ! به خودم گفتم بسه اینقدر به خودت تلقین نکن که وای الان عاشق شدی ! خب هر کی هر چی دوستداره وقتی با کسی احساس میکنه مشترکه تو دوستداشتن او ن کار یا اون چیز ممکن هست دوستداشته باشه بیشتر اون شخص رو ببینه من اصلا عاشق نشدم که ولی بهش فکر میکردم اصلا هم نمیتونستم جلوی فکر کردنم رو بگیرم لعنتی !

    خیلی مودب و مهربون به نظر میومد و سر به زیر بود فکر کنم همسن و سال خودمه . شنیدم که مواد مصرف میکنه باور نمیکردم شنیدم که برای دایی هاش که مجردن خانم جور میکنه تریاک جور میکنه و .... اصلا باور نمیکردم مثل یه شوک بود من چقدر ظاهر بیین و سطحی نگر و بچم و چیزی که بیشتر ذهنمو ریخته به هم اینه که شمارمو از عمش که با ما مانم دوسته خواسته یعنی چی میخواسته با من دوست شه !

    من باور نمیکنم چرا من ؟ اون خوش قیافست و من خیلی هم زیبا نیستم .البته از نظر خودم . عمش اینا در جواب بهش گفتند غلط کردی این دختر ازون دخترا نیست حواستو جمع کن چپ نگاش نکنیی!

    اینارو مامانم بهم گفت که منم حواسمو جمع کنم دیدمش سر و سنگین تر باشم حتی خود عمش گفت میاد بهش روندید اما اون بیشتر با بابام جور شده منم غیر از سلام و احوال پرسی حرفی باهاش نزدم اونم همینطور . عمش میگفت مادر پدرش خیلی بدند می گفتند که بچه ی خوبیه ولی داره خراب میشه من هم منطقی ام هم احساساتی یجورایی نگرانشم یجورایی ازش بدم اومده چیکار کنم دیگه بهش فکر نکنم الان خودمم نمیدونم چه مرگمه ؟!

  2. کاربر روبرو از پست مفید پونیو تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 04 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روانشناسی تیپ های شخصیتی نه گانه
    توسط شیدا. در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 96, 16:19
  2. کمک در مورد درمان دو شخصیتی
    توسط کیارش۲ در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اردیبهشت 93, 15:31
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 15 دی 92, 12:13
  4. 24 تست روانشناسی آنلاین برای کشف ویژگی های شخصیتی افراد
    توسط 1farakav در انجمن معرفی سایت های مفید از دیدگاه شما
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 بهمن 90, 13:24
  5. شما چه جور شخصیتی دارید؟
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 تیر 87, 14:50

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.