به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 25 نخستنخست 12345678910111222 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 250

موضوع: باز هم .......

  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    سلام گلپر عزیزم
    شوهرم خیلی گله میکرد که چرا خونه ما نمیری؟ من هم گفتم به شرطی میرم که کسی نیاد شب پیشم بخوابه اون هم زنگ زده بود به مامانش گفته بود
    خلاصه اینکه دیگه نیومد واسه خواب
    ولی گلپر به خدا خستهام صبحها اگه شوهرم باشه میاد و یه راست میره تو اتاق خواب ما حالا حسابشو بکن من چه حالیم
    بدون در زدن میان تو . گلپر جان خیلی داغونم به خدا گیر کردم
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  2. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    گلپر جان امیدوارممشکل تو حل بشه
    خدا به همه ما صبر بده و کمکمون کنه مشکلاتمون حل شه
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  3. #13
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    نمیدونم چرا کسی جواب منو نمیده
    دیشب با شوهرم بحثم شد از روزی که اومده خانوادش دارن برامون برنامه ریزی میکنن امشب جایی قرار نذارین میخوایم بریم فلان جا , بیایید خونه و......
    دیشب بهش گفتم با این شرایط ادامه این زندگی واسم سخته از روزی که اومدی بیشتر از اون چیزی که واسه من وقت بذاری واسه خانوادت گذاشتی
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  4. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    عزیز دلم می فهمتت. خب تو هم برنامه ریزی کن و به شوهرت بگو. در ضمن چرا در خونتو قفل نمی کنی ؟ یا در اتاق خوابتو ببند. ببین الینا قبلا هم گفتم خانواده همسرت زبان ایما اشاره رو نمی فهمند . باید مثل خودشون بشی. یک جاهایی جواب بده. چرا کم می یاری عزیزم؟ همسرت گناه داره الینا. بین مادر و خواهرش با تو گیر افتاده. بیچاره یک هفته می یاد خونه آروم باشه ولی همش باید شاهد ناراحتی و اخم تو باشه ( چون اونا که ناراحت نیستن. خیلی هم راحتن!!!!) ببین گلم سعی کن خودت پاشونو ببری. بی ادبی نکن ولی حرفتو بزن. هیچ وقت جلوی همسرت چیزی بهشون نگو. وقتی نیست فرصت مناسبی. در رو قفل کن. جواب تلفن نده. مهمونی نرو. برنامه ریزی کن. می دونم سختته ولی باور کن شدنی است.
    الینا بهخدا این طوری پیش بری یا ضعف اعصاب می گیری یا باید جدا بشی عزیزم.
    سعی کن مثل خودشون بشی ( البته نمی شی. چون هر چی باشه اونا بزرگترن و تجربشون تو آزار و اذیت و جواب دادن بیشتره !!! )
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  5. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    سه هفته ای که نیستش میرم خونه مامانم اینا
    به خدا وقتی میاد همش میخندم براش همه کار میکنم میرقصم براش غذایی رو که دوست داره درست میکنم
    ولی وقتی میبینم همش تو فکر اینه که یه جوری با خانوادش باشه به هم میریزم
    دیشب بهش گفت حساب کن از روزی که اومدی چند ساعتتو با من گذروندی ما حتی نتونستیم با هم بریم بیرون
    مشکل اون اینه که نمیتونه به خانوادش بگه نه
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  6. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 مرداد 89 [ 05:37]
    تاریخ عضویت
    1387-7-29
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    3,559
    سطح
    37
    Points: 3,559, Level: 37
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    سلام الينا خانوم . دوسته من . من انقدر كه بايدو شايد تجربه ندارم ولي كسيو توي اقواممون ميشناسم كه موقعيتش مثله خودته .
    اول اينكه زندگيو و دخالتاي خانواده ي همسرتو (تا اونجايي كه به زندگيت ضربه نميزنه) سعي كن زياد سخت نگيري
    دوم سعي كن از همسرت خواسته هاتو بخواي . نه با دعوا و گله . با صحبتو حرف
    سوم هر كاريو به حساب دخالت نذار شايد هدفشون كمك كردنه به شماها باشه
    چهارم صبرتو زياد كن
    و اخر اينكه اگه ديدي هدفشون دخالته و مشكل براي زندگيت درست ميكنه و اينكه تو هم نميتوني تحمل كني سعي كن جلوي اين دخالتارو بگيري . فقطو فقطم از طريق همسرت . اونم با حرفو منطق . نه جبهه گيريو جر و بحث . اگه اينو ميگم چون احساس كردم همسرت از اوناييه كه خيلي طرفه خانوادشو ميگيره
    موفق باشي . التماس دعا

  7. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    دقیقا اشتباهت اینه که 3 هفته ای رو که نیست می روی خونه مادت و هفته ای که هست می یای. در نود شوهرت سعی کن بهشون بفهمونی تو زندگیت مستقل. عامیانه تر می گم. دعواها و مشخص کردن حریم هاتو بذار واسه زمانی که شوهرت نیست. وقتی میاد دو روزشم تو به همراه همسرت برو خونه فامیل و خانوادت. ببین الینا هر چی بیشتر کناره گیری کنی بدتره . یک بار دو بار سه بار اعصابت بهم می ریزه . اصلا دعوای لفظی نکن. بلکه کار خودتو بکن. عادتشون بده در خونت قفل باشه. با دوستات در ارتباط باش. مادرت بیاد خونت و بالاخره مثل یک زندگی مستقل برخورد کن. اگه حرفی و متلکی هم زدند مودبانه جواب بده. خانواده همسرت وقتی که همسرت نیست می بینن تو می ری حرص می خورن بعد زمانی که همسرت می یاد غیر مستقیم حالتو جا می یارن. یادت باشه مادر شوهرت از تو خیلی زیرک تره چون چندتا پیراهن بیشتر از تو پاره کرده. با پنبه سر ببر الینا. کاری که جاری مادرم کرد ولی مامان بیچاره من نکرد.
    محکم باش. قوی باش. زن با اقتدار باش نه زن مظلوم. سیاستتو جلوی شوهرت حفظ کن.

    اگه دیدی درست نمی شه از همسرت کمک بخواه. گوش نکرید کمی رابطه ات رو اون طور که می دونی به زندگی مشترکت لطمه نمی خوره سرد کن باهاش. مطمئن باش بالاخره همسرت باهات همراه می شه.

    با این خانواده از نجابت زیاد ، چیزی جز اعصاب خوردی بیشتر گیرت نمی یاد.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  8. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    من هر وقت مهمون دارم اونا میان پایین باور میکنی؟
    من از اون خونه متنفرم از محل کارم هم خیلی دوره
    نازنین نمیدونم باید چه کار کنم؟
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  9. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    یک مدت حریم ها تو رعایت کن. الینای عزیز باور کن من با تمام وجود درکت می کنم. در رو قفل کن تحت هر شرایطی. کار شوهرت چی شد ؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  10. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    هنوز هیچ چی. دیروز بهم گفت که من میدونم که فقط در قبال تو مسئولم. خیلی جالبه چون اعمالش با حرفاش نمی خونه.
    واقعا" نمی دونم چرا بعضی خانواده ها معنای ازدواج رو درک نمی کنند؟
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"



 
صفحه 2 از 25 نخستنخست 12345678910111222 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.