به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 10:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2,472
    سطح
    30
    Points: 2,472, Level: 30
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    91

    تشکرشده 234 در 76 پست

    Rep Power
    24
    Array
    ممنون از توجه همتون...
    امروز صحبت کردم با دوستم، گفت احتمالا همین امروز قرار میذاره جایی با حضور دوستم همو ببینیم نمیدونم چرا اصلا حاضر نیست بیاد خونه قبلش...خیلی سخته...
    بنظرتون این دیدار چقدر باید طول بکشه... خودم زود تمومش کنم بلند شم یا تمام سوالامو بپرسم
    قبلا هم گفتم تا حالا اینطور کسیو ندیدم...همیشه اول مادر اومده بود بعد خانواده و توخونه صحبت میکردیم... ببینید دوستم گفته خیلی به خودت برس پسر از دخترای ساده خوشش نمیاد ولی من همیشه اسپرتم و همیشه یا مانتو راحت و کتونی و شلوارلی... همیشه به جز مهمونی ها با کفش و مانتو رسمی
    حالا این دیدار رسمیه یا نه...
    البته خودم فکر میکنم رسمی بپوشم ولی تیپ واقعیم این نیست ....
    چیکار کنم نمیخوام ضایع بشه یا خیلی ندید بدید تو این زمینه بنظر بیام
    فرشته اردیبهشت عزیز معذرت میخوام نشدبه توصیه شما عمل کنم... ولی نشانه این نیست که بی توجه بودم
    ویرایش توسط setare sorbi : دوشنبه 15 اردیبهشت 93 در ساعت 10:40

  2. 2 کاربر از پست مفید setare sorbi تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو ستاره سربی انعطاف پذیری خوبی دارید
    حرف بانو فرشته اردیبهشت هم کاملا درسته ولی اینکار شما هم عاقلانه و و زیر نظر خانوادست و خوبیش اینه دوست شما همراه شماست.

    بنظر من آدم خوشتیپ باشه خوبه ولی قرار نیست به چیزی تبدیل بشی که نیستی.هرچقدر قبلا آرایش داشتید و برای شما مورد پذیرش بود همان کار را انجام بدید.
    بشخصه فکر میکنم یا دوست شما یکم جوگیر شده یا این آقا خیلی امروزی فکر میکنه و زن امروزی باب میلشه(البته این نظر شخصیمه)
    به هیچ عنوان سعی کنید در جوی که دوستتان درست کرده قرار نگیرید.و همان اول تعیین کنید مثلا بیشتر از بیست دقیقه یا نیم ساعت نشه بهتره.یه شناخت کلی و معرفی بیشتر نگاه کنید. و در صورت موافقت دوطرف بخواید برای شناخت بیشتر با خانواده تشریف بیاورند.


    به هیچ عنوان نزارید بیشتر از زمانی که تعیین میکنید بشه.(البته این نظر شخصی منه)
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 15 اردیبهشت 93 در ساعت 11:21

  4. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام
    نمیدونم حالا که تصمیمتون گرفتین بیرون و بدون حضور خانوادتون ملاقات داشته باشین که دیگه حرفی نیست حتما صلاح دیدین اینجوری بهتره.
    ولی امیدوارم از همین دیدار هم خانوادتون در جریان باشن!
    اما در مورد پوشش و ظاهرتون به نظر من هر جوری تا حالا بودین وهستین باهمون پوشش و ارایش برین
    اصلا لزومی نداره واسه اینکه موردتایید یا طبق سلیقه این اقا باشین خود خودتون تغییر بدین!
    باید شما رو همونجوری که هستین بپسندن.
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  6. 4 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    fariba s (سه شنبه 16 اردیبهشت 93), khaleghezey (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام ستاره جان
    در صورتی که خانواده هاتون خبر دارن اشکالی نداره

    تر و تمیز باش اما اونی که نیستی نباش
    معمولا کفش اسپرت برا دیدار با یه خاستگار خوب نیست.
    خودمم مثل توام راحت میپوشم همیشه. چندین بار رفتم خرج کردم ازین جینگیلیا خریدم ولی یبارم نپوشیدم
    سعی کن اگه ارایش میکنی خیلی محو باشه یعنی مرتب و شیک به نظر برسی
    چون اگه خ ارایش کنی و به خودت برسی طرف فکر میکنه داری خودتو بهش تحمیل میکنی
    نگران نباش فقط خودت باش
    حرف دوستت اصلا درست نیست قرار نیست که باب میل اون پسر باشی .

    خب اگه خوشت اومد ازش میتونی بیشتر باهاش حرف بزنی
    اگه نه کوتاه تر باشه خودت میتونی اینو تشخیص بدی.
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : سه شنبه 16 اردیبهشت 93 در ساعت 11:07

  8. 6 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 اردیبهشت 93), fariba s (سه شنبه 16 اردیبهشت 93), khaleghezey (سه شنبه 16 اردیبهشت 93), setare sorbi (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 16 اردیبهشت 93), بابک 1369 (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 10:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2,472
    سطح
    30
    Points: 2,472, Level: 30
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    91

    تشکرشده 234 در 76 پست

    Rep Power
    24
    Array
    سلام...
    دیروز همدیگرو دیدیم.. دوستم مارو به هم معرفی کردو رفت... ما هم سوار ماشین شدیم و رفتیم یه کافی شاپی یه کم دور بود چون شهر ما کوچیکه و همه همدیگرو میشناسن اینکه میگم همه واقعیه هااااا و دقیقا از سلام کردن تا سوار ماشین شدن یکی از اشناها منو دید خلاصه واسه بیشتر تابلو نشدن رفتیم جایی که با ماشین 20دقیقه راه بود. اول از من پرسید و کارم و تحصیلمو... اونم از خودش گفت که ارش ازاده و پخش مواد غذایی و دیپلمه و 7سال از من بزرگتره و خانوادش فلانن و اصرار دارن به درسش و به ازدواجش و....
    اینکه قبلا خیلی فعال بود و الان به مدت 2ساله اصلا خود واقعیش نیست نه مطالعه میکنه نه تو مهمونی ها شرکت میکنه و نه حوصله کاریو داره...کارشو دوس نداره و میگه من ادم بازار نیستم و یه روز تو ذهنمه تولیدی بزنم... قبلا چند شغل اداری رو تجربه کرد ولی چون زیاد اهل سفره و مرخصی گرفتن و مسایل دیگه بود تصمیم گرفت واسه خودش کار کنه... از ادامه تحصیل ندادنش پشیمونه از اینکه شغل دولتی رو ادامه نداده پشیمونه ازینکه دنبال یه ورزش که ورد علاقش بود نرفته پشیمونه و میگه چون ذهنم مشغول انتخاب هکسر مناسب نمیتونم درس بخونم.پزشکی هم دوس داشت ولی به خاطر شرایط مفصل و اصرار خانواده تو دبیرستان فنی خونده... درس خون نبود زیاد... نماز میخونه... ولی در قید و بند حجاب فلان وفلان نیست و میگه هرطور خودت تشخیص میدی واسه من مهم نیست... مانع ارتباط با دوستامم نمیشه از رفت و امد خوشش میاد...
    گفت دنبال کسیه که ضعفاشو بپوشونه و بهش کمک کنه دوباره بشه ادم سابق.. خونه و ماشین داره و درادش فعلا خوبه و میگه هیچ تضمینی از نظر مالی نمیدم چون شغل ازاد مشخص نیست...
    کاملا میشد فهمید ادم خیلی اروم و مهربونیه همونطور که ازش شنیده بودم و خودشم گفت که اروم منطقیه...یه سری خاطرات تعریف کردو من از خودم گفتم و ...کلا شو 2 ساعت...
    از نظر چهره خوبه تقریبا چون اروم و مهربونه به دل میشینه و از نظر قدی شاید 4-5س از من بلندتر باشه... تیپش معمولی بود... و به شدت تاکید داشت که چون تک پسره دلیل نمیشه لوسو وابسته باشه..سربازیم از عمد کاری کرده بیفته شهر دور... از معیاراشم خانواده کم جمعیت بود... تا 30سالگی به فکر ازدواج نبود و بعد که امکانات اولیه فراهم شد دنبالش رفت که ادم مورد نظرشو پیدا نکرده..
    از نظر معاریه من: همیشه دوس داشتم شوهرم تحصیل کرده باشه و اطلاعات بالایی داشته باشه، درواقع منم کسیو میخوام که یه سرمن براش مهم باشم و یه کوچولو هم غیرت روم داشته باشه مهربون و وفادار باشه و منطقی اهل صحبت و تبادل نظر و محبت که همه خانما دوس دارن و شغل دولتی که تضمینی برای درامد هرچند معمولی باشه چون همه خانواده من کارمندن و من بشدت از شغل ازاد وحشت دارم...
    در کل من خودم افسردگی دارم به خاطر گذشته و منم حس میکنم فقط لیسانسم و این کمه با اینکه استعداد بسیار زیادی تو زمینه درسی دارم و اینکه شعل مناسب و درامد عالی ندارم و کلا من ازون بدتر و اون از من بدتر حس کردم 2تا افسرده افتادیم به هم... ولی من بیشتر حوصله داشتم باز تا اوون اقا...
    بهم گفت در مورد من الان از کی نظر میخوای ایا دوستی خارج از خانواده داری ازش بپرسی گفتم یه دوست صمیمی دارم الانم عضو یه سایت مشاوره معترم و حتما ازشون کمک میگیرم و گفتم دارم جلسات دکتر فرهنگ و گوش میکنم و استفاده میکنم و دو سه بار ازش خواستم گوش کنه شاید راحت تر در مورد من یا هر شخص دیگه تصمیم بگیره....
    دیروز احساساتی شده بودم نمیدونم چم بود اصلا به چشمم نیومد هیچی ... تا حالا بعد رفتن کسی تا این حد خندون نبودم به نظرم ادم خوبی بود و نه الزاما همسر خوبی... تا اینکه ماجرا پیش اومد که الان میگم...
    .........................
    حالا ازین ور.... اون پسره گفته بودم باهاش 6ماهه بهم زدم دیروز یهو بعد دیدارم با این اقا اس ام داد و حالمو پرسیدو منم سرد جواب دادم که خیلی خوبم اونم گفت رفته مسافرت و حال و هواش عوض شده و اروم شده و الان هیچ ناراحتی نداره و حتی حاضره دومرتبه با من فقط وفقط بعنوان یه دوست معمولی مثل 2تا دختر یا وتا پسر وارد رابطه شه و گفت چراغ از طرف اون الان سبزه رابطه ای که تا ازدواج هرکدوم ادمه پیدا کنه خیلی محدود و در حد حال و احوال منم گفتم بعدا جوابتو میدم باید فکر کنم لازم بذکر این اقا اصلا تو شهر ما نیست و خیلی خیلی دوره ولی تو ارتباطمون همو دیده بودیم،میدونید دگههههه....
    .................................................. ........
    حالا چه کنیم؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط setare sorbi : چهارشنبه 17 اردیبهشت 93 در ساعت 09:32

  10. کاربر روبرو از پست مفید setare sorbi تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مرداد 93 [ 07:28]
    تاریخ عضویت
    1392-12-15
    محل سکونت
    حوالی کوچه امید
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    615
    سطح
    12
    Points: 615, Level: 12
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 124 در 44 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    0
    Array
    از نظر من شماره به ایشون ندید.
    همون دیدار بیرون از منزل خوب هست.
    بعد از دیدار اگر باز تماس گرفتن و تمایل نشون دادن بگید که باید رسما اقدام کنن
    من بعد از خواستگاری شمارمو دادم. این باعث شد که وابسته بشم. با اینکه سعی کردم وابستگیمو نشون ندم اما اون خونواده به خودشون اجازه دادن که جلسه دوم خواستگاری رو چند ماه به تعویق بندازند و تو این مدت خواسته هاشونو از طریق پسرشون به من دیکته میکردن. منم چون وابسته شده بودم قبول میکردم. این شد که بله برون و مهریه و عقد و... همه چیز با نظر اونا انجام شد و حتی به خودشون زحمت نمیدادن که زنگ بزنن از بزرگتر من اجازه بگیرن. تاریخهارو تعیین میکردن و پسرشون به من میگفت بدون اینکه نظر پدرمو بپرسن یا خودشون بهش اطلاع بدن.
    این تجربه شخصی من بود.

  12. 4 کاربر از پست مفید زن امیدوار تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), بابک 1369 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  13. #17
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    چه خبره بابا 2 ساااااااااعت قرار شد نیم ساعت بیشتر نشه ها خدا روشکری قبلش اینو گفتیم بهت.

    تا اینجا که من متوجه شدم این بنده خدا همش پشیمونه که چرا اینکار را انجام داده یا آاونکار را انجام نداده ولی با تعریفایی که کردی معلومه هنوز نتواسته درست تصمیم بگیره بریا آیندش که میخواد چیکار کنه تعویض شغل و ول کردن درسش و الانم که دو ساله کمتر در مهمانی ها شرکت میکنه و حوصلش کم شده.

    نظر شخصی من اینه با جواب هایی که دوستان میدن کاری ندارم ولی تجربم میگه اگه بهترین پسر هم باشه هیچ عیبی هم نداشته باشه بدون مشاوره گرفتن اقدامی نکن از همین الان شروع کن به خواندن مقالات خواستگاری و تایپیک های بانو مصباح الهدی.ایشالله که هرچی خیره همان بشه ولی یکم جدیتر شد این گزینه مشاور فراموش نشه درضمن میتوانی در انجمن آزاد هم عضویت بزنی تا زیر نظر مشاورین سایت قرار بگیری.

    در مورد اون آقا ببخشید من خیلی رک و راست حرفمو میزنم و دوست دارم کسی هم انتقادی بهم داره رک بهم بگو حتی اگه برام سنگین تمام بشود.

    فکر کنم این آقا شما را بجای دستمال اشتباه گرفته که هروقت دوست داشته باشه استفاده کنه از شما و هرووقت هم نخواست بندازت دور
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  14. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), hanie_66 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط setare sorbi نمایش پست ها
    ......................... حالا ازین ور.... اون پسره گفته بودم باهاش 6ماهه بهم زدم دیروز یهو بعد دیدارم با این اقا اس ام داد و حالمو پرسیدو منم سرد جواب دادم که خیلی خوبم اونم گفت رفته مسافرت و حال و هواش عوض شده و اروم شده و الان هیچ ناراحتی نداره و حتی حاضره دومرتبه با من فقط وفقط بعنوان یه دوست معمولی مثل 2تا دختر یا وتا پسر وارد رابطه شه و گفت چراغ از طرف اون الان سبزه رابطه ای که تا ازدواج هرکدوم ادمه پیدا کنه خیلی محدود و در حد حال و احوال منم گفتم بعدا جوابتو میدم باید فکر کنم لازم بذکر این اقا اصلا تو شهر ما نیست و خیلی خیلی دوره ولی تو ارتباطمون همو دیده بودیم،میدونید دگههههه.... .................................................. ........ حالا چه کنیم؟؟؟؟؟؟
    حالا چه کنید؟؟؟؟؟؟؟ به نظر من البته شاید کارشناسانه نباشه ولی خوب اون چیزی که به نظرم میرسه رو میگم. خوب در مورد اون اقای خواستگارتون به نظرم فرصت بزارین با هم بیشتر اشنا بشین خیلی زوده تو یه دیدار 2ساعته بگین این اقا افسردگی داره خوب همه ما تو زندگیمون شکستها و ناکامیهای و اهداف دست نیافته داشتیم دلیل بر این نمیشه که بگیم هر کسی در مورد این مسائل صحبت میکنه فردی افسرده هست! در مورد شغل ازاد خیلی از اقایون شغل ازاد رو دوست دارن چون میخوان تو این زمینه راحت و ازاد باشن خودشون اقای خودشون باشن بالادستی نداشته باشن خیلیا تو کار ازاد واقعا موفق هستن بستگی به جر و بوزه اون طرف داره چقدر میتونه تو این زمینه از خودش کفایت نشون بده واین هم به کار ازاد ودولتی ربطی نداره مرد کار و زندگی باشه میتونه تو هر زمینه کاری گلیم خودشو از اب بیرون بکشه. پس زود تصمیم نگیرین حتما بیشتر وقت بزارین البته ایندفعه حتما زیر نظر خانوادتون با تحقی و مشاوره گرفتن درست. اما در مورد دوم واقعا تعجب کردم چطور به خودتون اجازه دادین جواب پیام اون پسر رو بدین تازه بهش گفتین در مورد شروع یا رد ارتباط باید فکر کنم!!!!!!!! خوب شما چجور نقد رو میخواین ول کنید بچسبین به نسیه؟ باز برگردین به رابطه ای که به قول خودتون باعث افسردگیتون هم شده و صدمه دیدن این کارتون اصلا درست و عقلانی نیست اونم رابطه ای که خیلی صریح گفته فقط برای دوستی!!! به نظرم خیلی قاطعانه این مسئله رو برای خودتون تموم کنید اونم رابطه غیر متعدانه وبی هدف. واگر صلاح میدونید همون مورد خواستگارتون به کمک خانواده بهتر بشناسید بعد تصمیم درست بگیرید به هیچ عنوان هم به رابطه قبلی برنگردین!
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  16. 3 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), بابک 1369 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 99 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    10,375
    سطح
    67
    Points: 10,375, Level: 67
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience Points
    تشکرها
    852

    تشکرشده 554 در 206 پست

    Rep Power
    49
    Array
    اون دوست قبل تون که 6 ماهه جدا شدید رو که اصلا روش فکر نکنید. حتی اگر شماره تلفنش هم روی گوشی شما بیفته آخرش فکر و ذهنتونو درگیر می کنه. حتی اگر هم واقعا مثل دو دوست هم جنس با هم باشید (که احتمالش خیلی کمه با وجود گذشته ای که داشتید) بازم شما رو ذهنا و روانی خیلی درگیر می کنه. اصلا نخواهید تونست مثل 2 دوست معمولی باشید.
    اما در مورد خواستگارتون عجله نکنید. اول از همه اطلاعات شخصی خودتون رو بالا ببرید. اون سی دی ها دکتر فرهنگ هم خیلی گزینه خوبی هستند حتما با جدیت ادامه شون بدید. اگر هم وقت اضافی داشتید بیاید توی همین تالار همدردی و تاپیکهای دیگران رو بخونید، تجربه خوبی بهتون انتقال میدن و با خیلی معیارهای بیشتر آشنا میشید که تا قبل اصلا به نظرتون مهم نبودند.
    از تعریف هایی هم که کردید مشخص بود خواستگارتون فرد منطقی و پخته ای هست و ایرادی نداره بازم در همین حد با هم بیرون برید و با هم بیشتر صحبت کنید. با توجه به اینم که شما در خصوص خواستگارتون خیلی مردد هستید و هنوز حتی نسبی نمی دونید که فرد مناسبی هست یا نه هنوز برای شماره دادن زوده، یه 2-3 جلسه دیگه اگر شناخت نسبتا مثبتی بهشون پیدا کردید بعد برای شناخت دقیقتر بهشون شماره بدید مانعی نداره
    اینم که ایشون انقدر از کارهاش گذشتش پشیمونی داره الزاما بد و منفی نیست، من خودم فکر می کنم ایشون به یه حد خودشناسی رسیده که خیلی ها بهش نمیرسن، و به یه پختگی رسیدند که تصمیمات گذشتشو نقد می کنه. حالا اگر ویژگی های منفی داشته باشن این ویژگی مثبت رو دارن که فرد پخته ای هستند

    اون دوست 6 ماه قبلتونم فورا ردش کنید بره. دیگه الان زمان ازدواج تونه و وقت بازی کردن زمان نوجوانی رو ندارید. دیگه یه فرد بالغ 28 ساله نباید حوصله این کارها رو داشته باشه که با عشق سابقش الان دوست معمولی باشن و با هم حال و احوال کنن. الان دیگه نوجوون نیستید و باید بالغانه رفتار کنید و زندگی رو جدی تر بگیرید
    اینو برای اینکه به خودتون بیاید و زندگی تونو جدی بگیرید می گم، دیگه الان 28 سالتونه ، فکر می کنید تا چند سال دیگه براتون خواستگار خوب میاد؟ الان دیگه اوج موقعیتها و نشاط و زیبایی شماست، از الان و تا یه سال دیگه تعداد و کیفیت خواستگارهاتون میان پایین، هر کاری بکنید توی یکی دو سال آینده می تونید بکنید و دیگه روی بعدش حساب چندانی نمی تونید بکنید
    پس از الان لطفا خیلی جدی روی ازدواج و خواستگارتون تمرکز کنید و از حاشیه های زودگذر از جمله یکیش اون دوستی های بچه گانه خودتو دور کنید.

    در کل خیلی جدی سعی کنید که اطلاعاتتون رو در باره ازدواج و معیارهای مورد پسند خودتون بالا ببرید، و همه تمرکزتون روی شناخت خواستگارتون بذارید

  18. 2 کاربر از پست مفید بابک 1369 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  19. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 10:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2,472
    سطح
    30
    Points: 2,472, Level: 30
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    91

    تشکرشده 234 در 76 پست

    Rep Power
    24
    Array
    ممنون از توجه همه ....
    امروز که کسی چیزی نگفتشاید از من و حرفام خوشش نیومد شایدم منتظرن من خبر بدم چون دوستم گفت جوتبو بهش بگم ولی من پیش خودم گفتم تا اونا چیزی نگفتن من نگم...شایدم باید بگم...نمیدونم....
    امروز به یکی از دوستام موضوع رو گفتم و اتفاقی همسایشون در اومد و کاملا میشناخت خودشو خانوادشو و کلی تعریف کرد....
    ببینیم چی میشه و خدا چی میخواد...
    اون پسر قبلیرو میخوام جواب کنم ولی دنبال یه جواب بسیار بسیار بسیار دندان شکن هستم طوری که تا مدت ها از فکرش بیرون نیاد که نمیدنم چی بگم پس وقت خواستم...
    سی دی هارو گوش میکنم الان جلسه 6 هستم... مطالب خانم مصباح الهدی رو دیدم فعلا چیزی که بدردم بخوره پیدا نکردم و نمیدونم کدوم یکیشون خوبه ولی بازم میگردم حتما....
    تو شهر ما مشاوره خوب اصلا و اصلا وجود نداره و یدونه هم که تعریف میکنن خیلی خیلی گرون میگیره... نمیدونم ولی بازم می ارزه اگه خوب راهنمایی کنه...
    اگه خبر خاصی شد میگم...اگه هم نشد اصلا هیچی دیگه اینم شد یه تجربه دیگه....
    بازم از همگی ممنون....

  20. کاربر روبرو از پست مفید setare sorbi تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10
  2. اگه با خواستگارم 6 ماه ارتباط داشته باشم ؟؟؟
    توسط شوکا در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مهر 90, 10:26
  3. آدمها مثل کتابها هستند ؟؟؟!!!!!
    توسط آهو در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 فروردین 87, 17:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.