به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 94 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1389-12-01
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    5,807
    سطح
    49
    Points: 5,807, Level: 49
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 1,724 در 298 پست

    Rep Power
    35
    Array

    دخالت های پدر و مادر شوهرم داره باعث جداییم میشه

    دخالت های پدر و مادر شوهرم ،داره باعث جداییم میشه
    سلام
    سال نو مبارک
    چند ماه پیش که این تاپیکو زدم :
    باورم نمیشه زندگیم بشه این( تو دوران عقد بفکر طلاقم )

    اوضاع بحرانی بود ومن دیگه بخاطر یسری کارای شوهرم حرف طلاقو پیش کشیدم و همه خانوادم هم موافق طلاق بودن،ولی خب شوهرم با گریه و پیام و تلفن و اومدن با گل و شیرینی خونمون و اصرار به اینکه دوباره از نو بسازیم،باعث شد اشتی کنیم(کاش موضوع قبلی رو نمیبستن تا همونجا ادامه میدادم)


    این چند ماه خب نسبتا ارامش داشتم بخاطر اینکه دیگه با خودش،خونشون میرفتم و میومدم و خونوادش دیگه جلو من حرف نامربوط نمیزدن،حالا بماند که شوهرم فقط همون اوایل با روی خوش و بدون هیچ حرفی میومد میبرد،عصبانیتش نسبتا بهتر شده بود با دارو.خونوادم تازه داشتن یکم دلشون قرص میشد بابت بهبود روابط ما که دوباره همه چی خراب شد.


    اوایل اسفند دوباره سر یه موضوع مسخره دعوامون شد، من خونه اونا بودم بهش گفتم طلاق بگیریم(البته اصلا حرف دلم نبود ولی اخه واقعا اذیتم میکرد و جونمو به لبم میرسوند که حرف از طلاق میزدم که نباید میزدم،شاید میخاستم ببینم واقعا دوستم داره یا نه)ناراحت شد پدرشو صدا زد و دوباره بعد چند ماه جلوی اونا بحث و دعوا کردیم.شوهرم باز همون حرفای چندماه قبلشو تکرار میکرد که چرا نمیای خونه ما،من بهت نیاز دارم و ازاین حرفا،خلاصه اون شب قضیه به خیر و خوشی گذشت،از اون شب تا یه هفته بعدش ما گاهی با هم خیلی خوب بودیم گاهی بد و در این بین برای اولین بار هم دستشو روم بلند کرد(ولی بعدش کلی پشیمون بود و از دلم در اورد)


    تا اینکه باز سر یه موضوع دیگه مادرش خونه برادر شوهرم که مهمون بودیم جنجال به پا کرد و حرفایی که نباید زده میشد،زده شد، احترامی دیگه باقی نذاشتن نه برای خودشون نه من،منم با وجود اینکه ضربان قلبم تند میزد و خیلی ترسیده بودم ولی این بار هر چی گفتن جوابشونو دادم،شوهرم هم انگار نه انگار که من زنش هستم و غریبم اونجا،داشت بهم نگاه میکرد و با پدر مادرش همراهی میکرد،خیلی عصبی بودم و بهشون میگفتم دیگه تموم شد هر چی بین ما بود و برم خونمون تکلیفمو روشن میکنم.


    منو بردن خونمون و شبش شوهرم با برادرش و پدرش اومدن خونمون و پدرش گفت همونطور که با خوشی وصلت کردیم اومدیم با خوشی هم تمومش کنیم و ...بابام گفت اگه برای این حرف اومدین ،اشتباهی اومدین باید تشریف ببرید دادگاه و...

    از اون موقع دیگه رفتن که رفتن،فقط یه واسطه اومد با ما صحبت کرد ببینه مشکل چیه،اونم گفت باشه یه جلسه ای میذاریم که در حضور ما صحبت کنید،که ایشون هم از اون موقع دیگه رفته،انگاری داره با اونا مذاکره میکنه،خب من عصبانیتم دیگه از بین رفته،کاملا راضی به جدایی نیستم،یعنی مرددم،دوستش دارم،میخام برای اخرین بار تلاشمو بکنم

    خونوادم با اینکه میگن تصمیم نهایی با خودته ولی میدونم که دیگه امیدی به زندگی ما ندارند و بابام که متوجه شده که میل به جدایی ندارم میگه این همه تحقیر شدی بازم دست بردار نیستی،اونا دیگه رفتن و ...اگه دوباره این قضیه پیش بیاد دیگه پشتم نیست،حق هم دارن که اینجوری بگن.


    نمیدونم چیکار کنم،دیروز رفتم پیش واسطمون و گفتم بالاخره اونا چی میگن تکلیف من چیه ،اگه نمیاد با هم بحرفیم،من برم شکایت کنم

    که واسطه گفت چند روز هم صبر کنم،ازین طرف خودم هم خیلی دلم براش تنگ شده،بهش اس بزنم بگم بیا بحرفیم؟باورم نمیشه که یه ماهه ازش خبر ندارم و ندیدمش.


    خواهشا همفکری کنید باهام.
    لبخند و ریشخند کسی در دلم نماند
    هر کس هر آنچه داد به آیینه، پس گرفت!



  2. 5 کاربر از پست مفید shayana تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 17 فروردین 93), khaleghezey (شنبه 16 فروردین 93), negar1987 (جمعه 08 فروردین 93), کاغذ بی خط (شنبه 09 فروردین 93), هیرسا (چهارشنبه 27 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنماییم کنید
    توسط bita2 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 92, 12:17
  2. راهنماییم کنید لطفاً
    توسط roze siah در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 10:02
  3. می خوام ارشد حتما حتما قبول شم البته با این شرایط.... لطفا راهنماییم کنید
    توسط sami92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 تیر 92, 12:07
  4. راهنماییم کنید همسرم را برگردونم
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 00:46
  5. آیا درانتخابم اشتباه کردم یانه؟(لطفا راهنماییم کنین)
    توسط هیلان در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 فروردین 90, 14:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.