به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nafas borideh نمایش پست ها
    من تاپیک های دیگه رو هم خوندم اما نمیتونم خودمو با اونا مقایسه کنم!ما عاشق هم بودیم و هستیم همدیگه رو خیلی دوست داریم حتی الانی که یک ماه از دعوا و قهرمون میگذره!مسئولیت پذیر بود و همه جوره عشقشو بهم ثابت کرده!داشتم سخنراییای استاد فرهنگ در رابطه با ازدواج رو گوش میدادم تو تمام معیارها و ملاک های ازدواج با هم همخونی داشتیم و همه رو دارا بود...من معنای واقعی عشق و دوست داشتن رو بان یاد گرفتمو تجربه کردم تمام احساسمو بپاش ریختم و از اینکه بخاطر ندانم کاری و رفتار بچگانه از دستش دادم دارم عذاب میکشم...همین چند ساعت پیش بهش زنگ زدم به حرفام گوش داد،بازم گفت که دوستم داره و من بهترینم براش اما برای زیر یه سقف رفتن بدرد هم نمیخوریم!!!اما الان اون واسم مثل نفس شده بدون اون نمیتونم زندگی کنم و به تمام معنا به مرز جنون کشیده میشم...ولی اگه برنگرده اگه نخواد دوباره نفسم باشه نمیتونم زنده بمونم به خودش هم گفتم...
    من هم سخنرانی دکتر فرهنگ را گوش دادم : ایشان هم با ازدواج فامیلی موافق نیستند و هم معتقدند مرد باید بزرگتر از همسرش باشه!

    ایشان جواب شما را داده اما شما نمیخواهی قبول کنی!

    - - - Updated - - -

    من با خوندن ماجرای شما امیدی به برگشت ایشان نمیبینیم!

    من اینقدر دختر و زن دیدم که بعد از رفتن نفسشون دارند زندگی میکنند که نگو!

    ببخشید این تیکه حرفهام ممکنه بهتون بربخوره:
    (این بازی مال بچه‌هاست که وقتی چیزی را که میخواهند بهشان ندهند گریه میکنند و خودشان را به در و دیوار میزنند! ولی تو دنیای آدم بزرگها این کارها خریداری نداره!)

  2. 2 کاربر از پست مفید ehsan_hamdardi تشکرکرده اند .

    sanjab (شنبه 18 آبان 92), toojih (شنبه 18 آبان 92)

  3. #12
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین اگر خانواده اش توانسته اند الان که داغ است و به قول شما در اوج عشق و هیجان است منصرفش کنند ( مردها در این مرحله به ندرت به حرف کسی گوش می کنند ) یقین بدان که بعد از ازدواج که هیجان فروکش می کرد و زندگی عادی می شد مثل همه مردم دیگر ، خیلی راحت تر و سریع تر می توانستند او را منصرف و از شما جدا کنند. آن وقت شما می ماندی و زندگی زناشویی به جدایی رسیده که خودت می دانی چه تبعاتی دارد.
    اگر هم وادارش نمی کردند طلاقت دهد ، چنان زندگی را برایت جهنم می کردند ، چنان آن آقا را تحریک می کردند و شما را پیش او خراب می کردند که روزی صدبار به زندگی لعنت بفرستی . نمونه این مورد در این تالار زیاد است.

    عزیزم من هم سخنرانی دکتر فرهنگ را گوش کرده ام. در دانشگاه ما دوره داشت. ایشان مدام هنگام خواندن نامه های بچه ها تاکید می کرد ، هنگام سخنرانی تاکید می کرد که : بدون رضایت خانواده ها ازدواج نکنید . اصلا بدون رضایت خانواده ازدواج نکنید.
    نمونه عملی اش را هم زیاد دیده ام و آنقدر از این وقایع ناراحتم که ترجیح می دهم یادآوری اش نکنم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1392-8-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    sanjab,ehsan_hamdardi و نوپو عزیز ممنون از راهنمایی هاتون

    - - - Updated - - -

    دوستان عزیز 1.منظور من از عشقی که گفتم این بود که دوست دختر و دوست پسر نبوودیم که بهم بخوایم دروغ بگیم و الکی ابراز علاقه کنیم 2.دعوای بین خودمون بود،و بقولی باید سیاست زنانه بخرج میدادم که بلد نبودم 3. اگر میخواست به حرف خانوادش گوش بده که از همون اول جلو نمیومد! 4. زندگی قبلی من زندگی نکردم که بخوام چیزی تجربه ام بشه!

    - - - Updated - - -

    خانواده اش اگه دلیل منطقی واسه مخالفتشون میاوردند مطمئنا منم قبول میکردم و خودم جواب رد میدادم .تا قبل از خواستگاری رابطه من و پدرش رابطه پدر و دختر بود و ایشون بمن علاقه زیادی داشتن ،من تو خونه اونا زندگی میکردم و احترام زیادی براشون قائلم و حق پدری برگردن من دارند!اما دلیلشون غیرمنطقی بود و پسرش هم مقابلش ایستاد!و اصلا کوتاه نیومد!

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    خانم شما یه اشکالی که در کارتون هست اینه که فکر می کنید احساسات مرد (یا در مورد بعضی ها "مثلا مرد"!) هم مثل احساسات خودتون هست در صورتی که نیست. اونها از نظر احساسی خیلی کمتر درگیر میشن و اگه معرفت و وفا نداشته باشند می تونن راحت یکی دیگه رو فراموش کنن.
    اون اگه واقعا دوستت داشت و عاشقت بود هیچوقت نمی گفت که دوستت دارم ولی زیر یه سقف نمی تونیم زندگی کنیم!! آخه این چجور دوست داشتنیه؟؟ عاشق جونش رو با کمال میل برای معشوقش میده.
    حداقل حداقل کاری که می تونست برای کسی که مثلا دوستش داره (یعنی شما) بکنه این بود که مثل یک مرد (در مورد ایشون "مثلا مرد"!) صاف و پوست کنده دلایلش رو می گفت و شما رو قانع می کرد نه اینکه مثل بچه ها بگه: آره دوست دارم!! ولی زیر یه سقف بریم دعوامون میشه! نه دلیلی نه حرفی نه اهمیتی برای احساس شما نه اهمیتی برای تماس های تلفنی شما... این یعنی ایشون هنوز بچه تشریف داره و هنوز خیلی زوده این حرفا و زن گرفتن براش! (البته بعضی ها تا آخر عمرشون هم خیلی از این نظر رشد فکری پیدا نمی کنند)
    ویرایش توسط Aminn : یکشنبه 19 آبان 92 در ساعت 01:04

  7. 3 کاربر از پست مفید Aminn تشکرکرده اند .

    ehsan_hamdardi (یکشنبه 19 آبان 92), Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92), sanjab (یکشنبه 19 آبان 92)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1392-8-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان یکبار زندگیم خراب شد!میدونید چرا؟چون دخترباز بود،بعد ازدواج هم با دوست دخترای قبلیش در ارتباط بود!البته بگم اشنایی ما مستقیم از شب خواستگاری شروع شد و اقایون هم زبون باز و منم تجربه ارتباط با اقا نداشتم!خلاصه منم نتونستم تحمل کنم مهر حلال جون ازاد!بار اول عاشق نبودم عاشق هم نشدم!اما این بار خواستم با عشق وارد زندگی بشم که نشد...

    - - - Updated - - -

    دلم خیلی گرفته!!!خسته شدم از نگاه های هرزه یا ترحم امیز دیگران...میخواستم ی زندگی نو شروع کنم که اینم نشد...

    - - - Updated - - -

    یه بار شخصیت و غرورم شکسته شد اینبار هم قلب و احساسم در هم کوبیده شد!دیگه چیزی واسه از دستت دادن ندارم،چیزیم واسه زنده بودن و امید داشتن ندارم...زندگی واسم پوچ و بی معنی شده!

    - - - Updated - - -

    Aminn عزیز حق با شماست!

    - - - Updated - - -

    میگه از تکرار بدش میاد و مدام سر ی مسئله دعوا داریم و زیاد تکرار شده و استانه تحملش لبریز شده!و اینکه موقع ناراحتی من حرفی میزنم که اونو بیشتر عصبی میکنه! خب منم ناراحتم توقع دارم....

    - - - Updated - - -

    تصمیم گرفتم دیگه بهش زنگ نزدم یا پیام ندم...

    - - - Updated - - -

    موندم تو حکمت خدا....خدایا به داده و نداده ات شکر

  9. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    حالا چون این دو تا نشده معنی‌اش این نیست که دیگه نتونی یک زندگی خوب و پرمحبت داشته باشی!

    یک چند ماهی (حدود 6 ماه) وارد هیچ رابطه‌ایی نشو تا حالت بهتر بشه و بتونی درست تصمیم بگیری! (اگر بتونی هزینه‌های مشاور را بدهی و بری مشاوره خیلی خوبه که هفته‌ایی یکبار در طول این 6 ماه بری پیش یک مشاور خانم باتجربه در زمینه خانواده و ازدواج تا با راهنمایی او بتونی این دوره 6 ماهه را طی کنی و دوباره خودت را پیدا کنی! چون اگر با این حال و روحیه وارد رابطه عاطفی با هر کسی بشی احتمال اینکه دوباره اشتباه انتخاب کنی زیاده!

    اگر هم امکان رفتن پیش مشاور را نداری تو همین سایت یک تاپیک جدید بزن که چطور این دوره را طی کنی!

    شاید به صلاحته که حالا از این آقا جدا بشی تا با یک طلاق و داشتن چند بچه طلاق!

  10. 3 کاربر از پست مفید ehsan_hamdardi تشکرکرده اند .

    Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92), sanjab (یکشنبه 19 آبان 92), دختر مهربون (یکشنبه 19 آبان 92)

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1392-8-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون ehsan_hamdardi عزیز

    - - - Updated - - -

    ببینم پیش میاد فکر کنم افسردگی حاد گرفتم ....میدونید چی بیشتر اذیتم میکنه؟مامان بابام خیلی نگران منن،دلم واسه اونا میسوزه که با تو این سن بجای دیدن نوه هاشون هنوز دارن پابپای من غصه میخورن و میسوزن!واین داغونم میکنه که برای فرار از نگاه های خستشون و اینکه نگرانشون نکنم مجبورم صدام در نیاد اگه بدونید این چند سال اخیر بخاطر من چقد شکسته و پیر شدن!دلشون خوش شده بود یکی پیدا شده خنده رو لبام اورده،بهم محبت میکنه و دارم سروسامون میگیرم...

  12. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    حالا قرار نیست چون قراره پدر و مادرت یک شب عروسی خوشحال باشند تو با یک مردی که تکلیفش با خودش مشخص نیست و احتمال اینکه تو زندگی مشترک با تو تکیه‌گاه بدی باشه و خودت و بچه های‌ات اذیت بشی زیاده باهاش ازدواج کنی!


    ازدواج غلط خیلی بیشتر پدر و مادرها را اذیت و ناراحت میکنه تا ازدواجی که نشده! چون میدونند که خب این مرد نشد یکی دیگه! تو هم وقتی بگی که این اقا چه خصوصیات منفی داشته که دیگه نمیخواهی با او ازدواج کنی، پدر و مادرت خوشحال میشند که این ازدواجی که سرانجام خوبی نداشته انجام نشده!

  13. 2 کاربر از پست مفید ehsan_hamdardi تشکرکرده اند .

    Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92), sanjab (یکشنبه 19 آبان 92)

  14. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1392-8-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اره درست میگید خودمم همینو میگم

    - - - Updated - - -

    منظورم اینه که خودم دارم اذیت میشم که بخاطر من و کارام دارن غصه میخورن

    - - - Updated - - -

    ممنون از همدردیت و حرفای قشنگت

    - - - Updated - - -

    امروز عصر رفته بودم مرکز مشاوره، اونم گفت تموم بشه بهتره و عقلانی تره...میدونم باید تموم بشه اما از اونجا که خیلی احساسیم حالا حالا ها درگیرم با خودم و اصلا نمیتونم فراموش کنم. اگه با کسی خاطره خوب داشته باشم هیچ وقت فراموشم نمیشه!!!خودمو میشناسم...

  15. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    به خودت تلقین کن که میتونی تا بتونی!
    اگر مرتب با خودت بگی نمیتونم فراموشش کنم تو همین وضعیت و حال بد میمونی!

    باید تو این 6 ماه سرت را به کارهای سالم و مفید و جالب گرم کنی! مثلاً بری کلاس هنری/آشپزی (مثلاً از امروز با مادرت قرار بگذاری که یک وعده غذایی را تو کامل اماده کنی)/کتاب بخوانی (ربطی به ازدواج نباید داشته باشه!) هر روز ورزش کنی (به قول یک مشاوری : تا عرق کنی و بعد بیایی یک دوش بگیری تا سرحال شوی)/هر روز بری پارک قدم بزنی/ با دوستاهایی که حالت را خوب میکنند بری بیرون بگردی و ...

    از آهنگها/کتابها/فیلمها و هر چیزی که تو را غمگین میکنه و یاد این قضیه می‌اندازه تو این 6 ماه باید دوری کنی!

    به قول دکتر هلاکویی : روزتونو آنقدر با کار خوب پر کنید که وقت برای کار بد و فکر بد باقی نمونه!
    ویرایش توسط ehsan_hamdardi : یکشنبه 19 آبان 92 در ساعت 12:16

  16. 2 کاربر از پست مفید ehsan_hamdardi تشکرکرده اند .

    Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92), sanjab (یکشنبه 19 آبان 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درگیر خاطرات بد گذشته هستم و حالم خوب نیست
    توسط Mina101 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 19 خرداد 97, 10:46
  2. دیگه خسته ام از مردی که مرد من نیست
    توسط زن زندگی در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 بهمن 92, 00:19
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 20:39
  4. جدایی یا صبر و ادامه دادن (خواستن همیشه توانستن نیست)
    توسط sonic.quak در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 خرداد 91, 01:50
  5. عدالت در خواستگاری نیست
    توسط daneshjo در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 اردیبهشت 88, 23:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.