به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    گندم خانم آیا شما در منطقه و قوم خاصی از کشور زندگی می کنید و خواستگارتون با شما در یک مکان زندگی می کنند؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  2. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    gandomm (یکشنبه 28 مهر 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 92 [ 16:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    449
    سطح
    8
    Points: 449, Level: 8
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    9
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtare kordestan نمایش پست ها
    سلام به همه
    من دختری سنی مذهب هستم و نظر خودمو بیان میکنم
    عزیزم شما مسلمان بودن طرف براتون مهمه یا مسایل جانبی؟

    gandommبابا چرا شماها اصل رو رها کردین و چسپیدین به فرع؟غیر از اینه که خدای هردوتون یکیه؟پیغبراتون مشترکن از آدم تا محمد رسول الله؟غیر از اینه که هردوتاتون دروغ و غیبت و دزدی,حرام خوری ,بی بندوباری ....رو بد میدونید؟غیر از اینه که هردوتاتون اونقد دلتون پاکه که نماز میخونید؟عزیزم مهم نماز خوندن با دل پاک و رو به یک قبله بودن هستش و اینکه حین نماز دستامون چه حالتی داشته باشه مهم نیست,بخدا نیست,والا اینا همش خرافات واسه به جون هم انداختن مسلمانها
    بابا کجای قرآن از این مسایل حرفی زده شده است؟

    majid-k عزیز,اون دوستی که ازش نام بردین و گفتین سنی هستش بادی بهت بگم که عزیزم این دوست شما هنور تو معنی اسلام و مسلمان بودنش گیر کرده و چیزهایی که بیان کردین اولین باره به گوش من رسیده.اینها افرادی هستن که آبروی اسلام و مسلمانها رو بردن.همین افراد باعث شدن که هر روز یکی از گوشه دنیا بلند بشه و به پیغمبرمون توهین کنه
    عزیزم در هر فرقه و مذهبی آدمای افراطی پیدا میشه که ما با هاشون کاری نداریم و طرف حرف ما اونا نیستن.حتی در مذهب شیعه اگه دقت کنی آدمایی هستن که هیچکس رو مسلمان نمیدونن الا خودشون
    عزیزانم عهد بوق که نیست چسپیدین به این مسایل,حالا اگه خواستگار gandomm جان شیعه مذهب باشن ولی به حجاب و اخلاقیات ...........پایبند نباشن چی میگفتین؟نمونش فراوونه تو تالار.مشاهده فرمایید
    مگه یادتون رفته که:اصول دین=توحید+معاد+نبوت؟
    در ضمن شما مسلمان بودن واخلاقیات رو به فرزندتون یاد بدین و اینکه بره دنبال کدوم مذهب پیزیه که خودش باید بهش برسه
    بقیش فرعه عزیزااااانم کمی بینشتونو عوض کنید

    - - - Updated - - -

    در ضمن عزیزم خیلی بده آدم بخواد عقایدشو به یه نفر تحمیل کنه و ازش بخواد شبیه اون شههههههههههههه
    آدمارو اونجور که هستنل کنید نه با شرط و شروط. از همین حالا داری آزادی رو تو زندگی مشترک از بین میبرییاااااااااا

    ]

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtare kordestan نمایش پست ها
    سلام به همه
    من دختری سنی مذهب هستم و نظر خودمو بیان میکنم
    عزیزم شما مسلمان بودن طرف براتون مهمه یا مسایل جانبی؟

    gandommبابا چرا شماها اصل رو رها کردین و چسپیدین به فرع؟غیر از اینه که خدای هردوتون یکیه؟پیغبراتون مشترکن از آدم تا محمد رسول الله؟غیر از اینه که هردوتاتون دروغ و غیبت و دزدی,حرام خوری ,بی بندوباری ....رو بد میدونید؟غیر از اینه که هردوتاتون اونقد دلتون پاکه که نماز میخونید؟عزیزم مهم نماز خوندن با دل پاک و رو به یک قبله بودن هستش و اینکه حین نماز دستامون چه حالتی داشته باشه مهم نیست,بخدا نیست,والا اینا همش خرافات واسه به جون هم انداختن مسلمانها
    بابا کجای قرآن از این مسایل حرفی زده شده است؟

    majid-k عزیز,اون دوستی که ازش نام بردین و گفتین سنی هستش بادی بهت بگم که عزیزم این دوست شما هنور تو معنی اسلام و مسلمان بودنش گیر کرده و چیزهایی که بیان کردین اولین باره به گوش من رسیده.اینها افرادی هستن که آبروی اسلام و مسلمانها رو بردن.همین افراد باعث شدن که هر روز یکی از گوشه دنیا بلند بشه و به پیغمبرمون توهین کنه
    عزیزم در هر فرقه و مذهبی آدمای افراطی پیدا میشه که ما با هاشون کاری نداریم و طرف حرف ما اونا نیستن.حتی در مذهب شیعه اگه دقت کنی آدمایی هستن که هیچکس رو مسلمان نمیدونن الا خودشون
    عزیزانم عهد بوق که نیست چسپیدین به این مسایل,حالا اگه خواستگار gandomm جان شیعه مذهب باشن ولی به حجاب و اخلاقیات ...........پایبند نباشن چی میگفتین؟نمونش فراوونه تو تالار.مشاهده فرمایید
    مگه یادتون رفته که:اصول دین=توحید+معاد+نبوت؟
    در ضمن شما مسلمان بودن واخلاقیات رو به فرزندتون یاد بدین و اینکه بره دنبال کدوم مذهب پیزیه که خودش باید بهش برسه
    بقیش فرعه عزیزااااانم کمی بینشتونو عوض کنید

    - - - Updated - - -

    در ضمن عزیزم خیلی بده آدم بخواد عقایدشو به یه نفر تحمیل کنه و ازش بخواد شبیه اون شههههههههههههه
    آدمارو اونجور که هستن قبول کنید نه با شرط و شروط. از همین حالا داری آزادی رو تو زندگی مشترک از بین میبرییاااااااااا

    سلام عزیزم ممنون دوس داشتم نظر یه سنی مذهب رو هم بدونم.
    اونم همین حرفا رو میزنه و میگه اشتراکاتمون مهم تره. فک کنم برای شما که توی جایی مثل کردستان بزرگ شدین قبول کردنه این اختلافات راحت تر باشه چون دورو برتون هم سنی و هم شیعه زیاد دیدین و مثلا نحوه نمازخوندن هردو براتون عادیه اما واسه من غریبه نمیدونم میتونی درک کنی یا نه. ضمنا من هیچوقت نخواستم تغییرش بدم اون خودش خواست. درکل مثل شما میگه این
    چیزا مهم نیست و ظاهر نماز اهمیت نداره. من هیچوقت بهش نگفتم تغییر کنه با اینکه خیلی دلم میخواست.
    به نظر من مهم تر از این اختلافات مذهبی اختلاف فرهنگی بین ماست. به خودش که گفتم گفت ما فرهنگمون طبق اسلامه هرچی طبق اسلام باشه قبول میکنیم هرچی نباشه نه. حرفش به نظرم غیرمنطقی نیومد نظر شما چیه؟ به نظر شما غیر از مراسم عروسی واین چیزا چه اختلافی ممکنه پیش بیاد؟ اون جایی که هستن فرهنگشون به شهر شما نزدیکه

    - - - Updated - - -

    parsa1
    ممنون که وقت گذاشتی. از نظر بچه خیلی نگران نیستم. فکر اینکه مذهبش رو کاملا تغییر بدم هم نیستم فقط دوس دارم ظواهر رو رعایت کنه اونم از این نظر مشکلی نداره.
    هر دوتا خانواده خیلی مذهبی هستیم، خانواده من بیشتر. اما اهل سفره و این برنامه ها نیستیم. اگرم باشه دعوت نمیشن چون شهرامون چند ساعت ازهم فاصله داره.حتی دعوت هم بشن خب پدرشون شیعه س شاید شرکت کنن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Parsa1 نمایش پست ها
    [FONT=&quot [/].


    اگر آدمای خیلی مذهبی و اهل جدل در اقوام نزدیک نداشته باشید که بهتره چون اگه در مهمونیها بخواد جدل مذهبی راه بیفته که باز هم رنجش ایجاد میشه (موردایی رو دیدم)

    متاسفانه داریم! خودمم از این بابت نگرانم. این اقا خودشم اهل بحث کردنه و درمورد بعضی چیزا کوتاه نمیاد



    Aras جان
    نامزدی که محاله تو خونواده ما فاصله بین خواستگاری تا عقد نهایتا دو هفته ست. همین باعث میشه خیلی استرس داشته باشم اتفاقا بخاطر همینم نذاشتم این اقا رسمی بیاد جلو چون اگه میومد تو یه چشم بهم زدن همه چی تموم میشد یا جواب منفی بود یا مثبت فرصت فکر کردن نبود.
    من خیلی احساساتیم و دوس دارم با ادم احساساتی ازدواج کنم و همدیگه رو دوست داشته باشیم این برام واقعا مهمه. ازطرفی میترسم از فکرم بیرون نره و نفر بعدی رو با اون مقایسه کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    گندم خانم آیا شما در منطقه و قوم خاصی از کشور زندگی می کنید و خواستگارتون با شما در یک مکان زندگی می کنند؟
    سلام. همشهری نیستیم. اون تا پنج شش سالگی تو شهر ما بوده بعدش رفتن شهر خودشون. الانم پنج ساله که بخاطر کار ساکن شهر دیگه ایه که این شهر از لحاظ فرهنگی به ما نزدیکه
    ویرایش توسط gandomm : جمعه 26 مهر 92 در ساعت 22:52 دلیل: ......

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    سلام خانومی
    من توی این موقعیت بودم.به خاطر اینکه شهر ما طوری هست که اقوام و ادیان مختلفی رو داره برام پیش اومده.حواست به انتخاب باشه.حواست باشه که انتخاب همسر با انتخاب دوست بسیار بسیار متفاوته.
    روی مسائل ریز هم حتی باید حساس بود.من از بچگی کلی دوست داشتم که خیلی هاشون شیعه هم نبودن.باهاشون هیچ مشکلی نداشتم و هیچ وقت هم تعصبی برای تحمیل عقاید خودم بهشونو نداشتم.اینا رو گفتم که بدونی برام دور از ذهن نبود خواستگاری از فرقه های دیگه.کسی که به خواستگاریم اومد پدر و مادرش فرقه ی دیگه ای داشتن ولی خودش هم کیش من.بنابراین از لحاظ عقیدتی اختلافی نداشتیم.به علاوه اینکه شناخت دورادوری که ازش داشتم میتونست ثابت کنه عالی بودن رفتار و موقعیتشو.
    پدر و مادرم کاملا با اکراه و به اصرار من پذیرفتن.اما گفتن که زود تصمیم نگیر.چند باری با خونواده شون برخورد داشتم اما....
    همون چند بار کافی بود برام که رخنه بین خودمو اون آقا ببینم.توی جمع هاشون بی نهایت غریب بودم.تنها بودم.هر چند که تمایل نسبت به من نشون میدادم ولی احساس می کردم اونا هم توی جمعهای ما معذبن.نتونستم کنار بیام و رد کردم.تا چند ماه بعدش پشیمون میشدم گاهی.اما الان دیگه نه.
    در حال حاضرم یکی از اولین سوالاتم اینه که فرقه ی مذهبی خواستگارمو بپرسم بعد هم بقیه ی سوالا

  5. 4 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    Aras (یکشنبه 28 مهر 92), gandomm (یکشنبه 28 مهر 92), mohammad6599 (دوشنبه 29 مهر 92), reihane_b (شنبه 27 مهر 92)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hanie_66 نمایش پست ها
    سلام خانومی
    من توی این موقعیت بودم.به خاطر اینکه شهر ما طوری هست که اقوام و ادیان مختلفی رو داره برام پیش اومده.حواست به انتخاب باشه.حواست باشه که انتخاب همسر با انتخاب دوست بسیار بسیار متفاوته.
    روی مسائل ریز هم حتی باید حساس بود.من از بچگی کلی دوست داشتم که خیلی هاشون شیعه هم نبودن.باهاشون هیچ مشکلی نداشتم و هیچ وقت هم تعصبی برای تحمیل عقاید خودم بهشونو نداشتم.اینا رو گفتم که بدونی برام دور از ذهن نبود خواستگاری از فرقه های دیگه.کسی که به خواستگاریم اومد پدر و مادرش فرقه ی دیگه ای داشتن ولی خودش هم کیش من.بنابراین از لحاظ عقیدتی اختلافی نداشتیم.به علاوه اینکه شناخت دورادوری که ازش داشتم میتونست ثابت کنه عالی بودن رفتار و موقعیتشو.
    پدر و مادرم کاملا با اکراه و به اصرار من پذیرفتن.اما گفتن که زود تصمیم نگیر.چند باری با خونواده شون برخورد داشتم اما....
    همون چند بار کافی بود برام که رخنه بین خودمو اون آقا ببینم.توی جمع هاشون بی نهایت غریب بودم.تنها بودم.هر چند که تمایل نسبت به من نشون میدادم ولی احساس می کردم اونا هم توی جمعهای ما معذبن.نتونستم کنار بیام و رد کردم.تا چند ماه بعدش پشیمون میشدم گاهی.اما الان دیگه نه.
    در حال حاضرم یکی از اولین سوالاتم اینه که فرقه ی مذهبی خواستگارمو بپرسم بعد هم بقیه ی سوالا

    سلام دوست عزیز

    درسته که انتخاب دوست با همسر خیلی فرق میکنه، ولی تشابهاتی هم دارن...

    اگر ما میتونیم با هم جنس خودمون دوست خوبی باشیم درحالیکه مذهبمون متفاوته، میشه به این هم امیدوار بود که بتونیم با فردی از همون مذهب ازدواج کرد و زندگی خوبی داشت ،به شرطی که از بقیه لحاظ مشکلی نداشته باشیم با همدیگه...

    و اینکه هانیه جان شما توی اون خانواده معذب بودی بیشتر بخاطر غریب بودنت بود یا تفاوت مذهب؟
    خب من فکر میکنم اگه با یه تشیع هم ازدواج کنیم و غریب باشن ،اوایلش برقراری ارتباط سخت هست، اینطور نیست؟


    کاش دوستان بیشتر راهنمایی میکردن (منم مورد مشابه داشتم!)

    و اینکه دوست عزیز تفاوت فرهنگی خیلی مهمه.... خودت که میگی فرهنگاتون به هم نزدیکه،پس نگرانیت در مورد این موضوع چرا زیاده؟!

  7. کاربر روبرو از پست مفید reihane_b تشکرکرده است .

    gandomm (یکشنبه 28 مهر 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام عزیزم
    کاش میشد بگی این آقا از کدوم شهر و یا استانه؟گفتین به من نزدیک هستن پس یه کم واست توضیح میدم
    عزیزم اول اینو بگم که همه جا خوب و بد هست,همه جاو در هر مذهب و فرهنگی آدم متعهد و غیر متعهد هست و من نمیخوام به مذهب و یا فرهنگ کسی توهین کرده باشم
    و اما در مورد فرهنگ:
    عزیزم همه ما ایرانی هستیم و از لحاظ فرهنگی میشه گفت به هم نزدیکیم
    اگه ایشون نزدیک من باشن به جرات میتونم بگم شما شیفته فرهنگ ایشون خواهید شد چون فرهنگ ما بر پایه احترام شکل گرفته و جاییکه احترام باشه زندگی آسونتر خواهد بود
    عزیزم من به علت درس خوندن با انواع فرهنگها و مذاهب در ارتباط بودم,وبه علت کنجکاوی خودم با خانمهای متاهل زیادی در ارتباط هستم ومسایل و سوالات زیادی رو باهاشون مطرح میکنم .
    مثلا:90%اونها میگن خوشبحال شما که صیغه کردن تو مذهبتون حرام شده که به بهونه اون مردا با هرکی خواستن باشن وخیلی مسایل دیگه که اینجا جای گفتن نیست فقط اینو بهتون بگم که با توجه به نتایج این بحثها :انتظارات یک مرداز خانمش که در اطراف من زندگی میکنه و هم مذهب من است نسبت به مردان دیگر خیلی خیلی معقولتر است خصوصا در مورد روابط جنسی که میشه گفت یکی از مهمترین جنبه های زندگی هستش.خصوصا در این زمونه که دیگه شده عصر فیلم های پورنو
    عزیزم ما عروسیامون مختلط هستش ودر همین عروسیهای مختلط افرادی هستن کاملا حجاب خودشون رو دارن و افرادی هم هستن که شاید باز باشن ولی نه در حد خیلی باز,کاملا اختیاری هستش که با چه تیپ و آرایشی بری و هیچ اجباری نیست برای شمایی که آدم مذهبی هستین حتما مثل بقیه باشید و 90%مردامون هم به این داستان کاری ندارند بقیه هم استثنا هستن که در همه جا استثنا وجود داره و ما به اونها کاری نداریم
    حالا تعریف آدما در مورد فرهنگ با هم متفاوت هستش و از نظر من فرهنگ به این نیست مثلا یه آقادر شستن چندتا ظرف به خانمش کمک کنه یا نه بلکه جنبه های دیگر زن بودن رو باید بهش احترام گذاشت
    بازم میگم که کسی از حرفای من ناراحت نشه
    فقط قصدم این بود که این دوست عزیز رو روشن کنم

    - - - Updated - - -

    در ضمن عزیزم منطق آدما کاری به این نداره که کجا و بین چه آدمایی بزرگ شدن ,آدم اگه منطق داشته باشه در شرایط متفاوت این منطق را با خودش داره و باهاش زندگی میکنه اطرافیان شمام باید دیگه منطق اینو داشته باشن که این روزا باید رو مسلمان بودن یک انسان زوم کنند نه شیعه و سنی بودنش. مسایل مهمتری از این هست
    مهم دل آدماست که باید پاک باشه

  9. 2 کاربر از پست مفید dokhtare kordestan تشکرکرده اند .

    gandomm (یکشنبه 28 مهر 92), shahrivar (چهارشنبه 25 تیر 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 92 [ 16:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    449
    سطح
    8
    Points: 449, Level: 8
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    9
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hanie_66 نمایش پست ها
    سلام خانومی
    من توی این موقعیت بودم.به خاطر اینکه شهر ما طوری هست که اقوام و ادیان مختلفی رو داره برام پیش اومده.حواست به انتخاب باشه.حواست باشه که انتخاب همسر با انتخاب دوست بسیار بسیار متفاوته.
    روی مسائل ریز هم حتی باید حساس بود.من از بچگی کلی دوست داشتم که خیلی هاشون شیعه هم نبودن.باهاشون هیچ مشکلی نداشتم و هیچ وقت هم تعصبی برای تحمیل عقاید خودم بهشونو نداشتم.اینا رو گفتم که بدونی برام دور از ذهن نبود خواستگاری از فرقه های دیگه.کسی که به خواستگاریم اومد پدر و مادرش فرقه ی دیگه ای داشتن ولی خودش هم کیش من.بنابراین از لحاظ عقیدتی اختلافی نداشتیم.به علاوه اینکه شناخت دورادوری که ازش داشتم میتونست ثابت کنه عالی بودن رفتار و موقعیتشو.
    پدر و مادرم کاملا با اکراه و به اصرار من پذیرفتن.اما گفتن که زود تصمیم نگیر.چند باری با خونواده شون برخورد داشتم اما....
    همون چند بار کافی بود برام که رخنه بین خودمو اون آقا ببینم.توی جمع هاشون بی نهایت غریب بودم.تنها بودم.هر چند که تمایل نسبت به من نشون میدادم ولی احساس می کردم اونا هم توی جمعهای ما معذبن.نتونستم کنار بیام و رد کردم.تا چند ماه بعدش پشیمون میشدم گاهی.اما الان دیگه نه.
    در حال حاضرم یکی از اولین سوالاتم اینه که فرقه ی مذهبی خواستگارمو بپرسم بعد هم بقیه ی سوالا
    سلام ممنون که از تجربت گفتی.
    میشه بگی از چه نظر غریب بودی؟ چی باعث شد فکر کنی غریبی درست متوجه نشدم.منم تو هر جمع تازه ای احساس غریبی میکنم.دقیقا علتشو بگی بیشتر کمکم میکنه


    reihane_b
    شما خودت شرایطت مثل منه؟
    من نگفتم فرهنگامون مثل همه عزیزم. گفتم چندساله بخاطر کارش توی شهر دیگه ای ساکنه که این شهری که موقتا توش ساکنه از لحاظ فرهنگی به ما نزدیکه. شهر مادریش که فکرکنم تفاوت فرهنگیشون با ما کم نباشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtare kordestan نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    کاش میشد بگی این آقا از کدوم شهر و یا استانه؟گفتین به من نزدیک هستن پس یه کم واست توضیح میدم
    عزیزم اول اینو بگم که همه جا خوب و بد هست,همه جاو در هر مذهب و فرهنگی آدم متعهد و غیر متعهد هست و من نمیخوام به مذهب و یا فرهنگ کسی توهین کرده باشم
    و اما در مورد فرهنگ:
    عزیزم همه ما ایرانی هستیم و از لحاظ فرهنگی میشه گفت به هم نزدیکیم
    اگه ایشون نزدیک من باشن به جرات میتونم بگم شما شیفته فرهنگ ایشون خواهید شد چون فرهنگ ما بر پایه احترام شکل گرفته و جاییکه احترام باشه زندگی آسونتر خواهد بود
    عزیزم من به علت درس خوندن با انواع فرهنگها و مذاهب در ارتباط بودم,وبه علت کنجکاوی خودم با خانمهای متاهل زیادی در ارتباط هستم ومسایل و سوالات زیادی رو باهاشون مطرح میکنم .
    مثلا:90%اونها میگن خوشبحال شما که صیغه کردن تو مذهبتون حرام شده که به بهونه اون مردا با هرکی خواستن باشن وخیلی مسایل دیگه که اینجا جای گفتن نیست فقط اینو بهتون بگم که با توجه به نتایج این بحثها :انتظارات یک مرداز خانمش که در اطراف من زندگی میکنه و هم مذهب من است نسبت به مردان دیگر خیلی خیلی معقولتر است خصوصا در مورد روابط جنسی که میشه گفت یکی از مهمترین جنبه های زندگی هستش.خصوصا در این زمونه که دیگه شده عصر فیلم های پورنو
    عزیزم ما عروسیامون مختلط هستش ودر همین عروسیهای مختلط افرادی هستن کاملا حجاب خودشون رو دارن و افرادی هم هستن که شاید باز باشن ولی نه در حد خیلی باز,کاملا اختیاری هستش که با چه تیپ و آرایشی بری و هیچ اجباری نیست برای شمایی که آدم مذهبی هستین حتما مثل بقیه باشید و 90%مردامون هم به این داستان کاری ندارند بقیه هم استثنا هستن که در همه جا استثنا وجود داره و ما به اونها کاری نداریم
    حالا تعریف آدما در مورد فرهنگ با هم متفاوت هستش و از نظر من فرهنگ به این نیست مثلا یه آقادر شستن چندتا ظرف به خانمش کمک کنه یا نه بلکه جنبه های دیگر زن بودن رو باید بهش احترام گذاشت
    بازم میگم که کسی از حرفای من ناراحت نشه
    فقط قصدم این بود که این دوست عزیز رو روشن کنم

    - - - Updated - - -

    در ضمن عزیزم منطق آدما کاری به این نداره که کجا و بین چه آدمایی بزرگ شدن ,آدم اگه منطق داشته باشه در شرایط متفاوت این منطق را با خودش داره و باهاش زندگی میکنه اطرافیان شمام باید دیگه منطق اینو داشته باشن که این روزا باید رو مسلمان بودن یک انسان زوم کنند نه شیعه و سنی بودنش. مسایل مهمتری از این هست
    مهم دل آدماست که باید پاک باشه
    خیلی ممنونم ازت. نگم دقیقا مال کدوم شهره بهتره چون خیلی چیزا رو گفتم. خب ایشون کرد هستن شهرشونم نزدیک به شما.فرهنگا یکیه.
    بخاطر صیغه بله منم خوشحالم : ) از توقعات تو رابطه جنسی هم فک کنم منظورتونو متوجه شدم.
    توی عروسیا خانواده اونا هم زنا حجاب دارن اما خب من خیلی حساسم شایدم مشکل از من باشه. حتی اگه همه خانوما چادر سرشون باشه روبندم داشته باشن من دوس ندارم بهشون دست بده و باهاشون برقصه. که خوشبختانه اون اینجوری نیست و نبوده از اول. دراین مورد مثل من فکر میکنه. خودش میگفت که اگه ازدواج کنیم اصلا تو این عروسیا شرکت نمی کنیم.
    میشه از اختلافات فرهنگیتون با جاهای دیگه بگی؟ میخوام درمورد چیزایی که ممکنه مشکل ساز بشه بدونم. ارزشاتون مراسمای خاص.. من تقریبا هیچی درمورد آداب و رسوم کردها نمی دونم. به نظرتون اگه ازدواج کنیم بعدها با خونوادش کجا ممکنه به مشکل بخوریم؟

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gandomm نمایش پست ها
    شما خودت شرایطت مثل منه؟
    من نگفتم فرهنگامون مثل همه عزیزم. گفتم چندساله بخاطر کارش توی شهر دیگه ای ساکنه که این شهری که موقتا توش ساکنه از لحاظ فرهنگی به ما نزدیکه. شهر مادریش که فکرکنم تفاوت فرهنگیشون با ما کم نباشه

    - - - Updated - - -

    خب راستش من عاشق اون شخص نشدم!و ارتباطی مثل شما نداشتیم
    ولی موردی هست که برام خیلی جای فکرکردن داره!
    احساس میکنم افکارش به افکارم خیلی نزدیکه!


    در مورد فرهنگشون،مهم همون شهری هست که درونش بزرگ شدن.... اگه اختلاف فرهنگی زیاده که میگی تقریبا همینطوره، خب سعی کن با خانوادتون باهاشون در ارتباط باشید تا مثل هانیه جان اگه متوجه شدی نمیتونی،دیگه ادامه ندی این رابطه رو

    هیچ کدوم از اعضای خانوادتون در حال حاضر نمیدونن؟

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 92 [ 16:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    449
    سطح
    8
    Points: 449, Level: 8
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    9
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط reihane_b نمایش پست ها
    خب راستش من عاشق اون شخص نشدم!و ارتباطی مثل شما نداشتیم
    ولی موردی هست که برام خیلی جای فکرکردن داره!
    احساس میکنم افکارش به افکارم خیلی نزدیکه!


    در مورد فرهنگشون،مهم همون شهری هست که درونش بزرگ شدن.... اگه اختلاف فرهنگی زیاده که میگی تقریبا همینطوره، خب سعی کن با خانوادتون باهاشون در ارتباط باشید تا مثل هانیه جان اگه متوجه شدی نمیتونی،دیگه ادامه ندی این رابطه رو

    هیچ کدوم از اعضای خانوادتون در حال حاضر نمیدونن؟

    همه می دونن غیر از پدرم اما رابطه رو محاله قبول کنن
    عملا هم امکانش نیست چون تو یه شهر ساکن نیستیم
    خب تقریبا شش تا 19-20 سالگی تو شهر خودشون بوده فکر کنم فرهنگشم به اونا نزدیک تر باشه
    ممنونم: )

  13. کاربر روبرو از پست مفید gandomm تشکرکرده است .

    reihane_b (سه شنبه 30 مهر 92)

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    68
    Array
    گندم عزیز به نظرتون خانواده باازدواج شمادوتاموافقت میکنند؟
    چون من خودم خواستگارسنی داشتم که عاشقانه دوستم داشت وشایدباورت نشه ازیکی ازشهرهای شمال کشوربودکه شهرشون حدود14یا16ساعت باشهرمافاصله داشت ولی هردوهفته میومدوسرکوچمون مینشست وگریه میکردومیگفت میمیرم من پی همه چی روبه تنم مالیدم وفقط توقبولم کن ولی من نمیتونستم چون خانواده اجازه چنین وصلتی به من نمیدادنددرثانی خودم هم فکرمیکردم که شایدنتونم بعدهااین اختلاف روتحمل کنم هرچندبرای ایشون مهم نبودبرای من هم مهم نبودکه اختلاف مذهبی داریم ولی هرکدوم بایه مذهب ویه دیدخاص بزرگ شده ایم وممکن است فردامشکلی پیش بیاورد(خودش بعدازیه سال یایه سال ونیم خسته شدرفت )

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 92 [ 20:11]
    تاریخ عضویت
    1392-8-11
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    2
    سطح
    1
    Points: 2, Level: 1
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gandomm نمایش پست ها
    سلام.چندوقتیه که میام اینجا و تاپیکها رو میخونم.خیلی استفاده کردم اما از طرفی هم نا امید شدم.از وقتی مشکلات جورواجور دوستان رواینجا خوندم حس می کنم یه ازدواج کاملا موفق و زندگی خوب با همسر تقریبا محاله: (میخوام مشکل خودم رو مطرح کنم تا از مشورتای خوبتون استفاده کنم. من می دونم که وصلت بین دو تا فرهنگ و مذهب مختلف مشکلات زیادی ممکنه داشته باشه اما می خوام بدونم چه جوری میشه این مشکلاتو کم کرد؟من شیعه و خیلی مذهبی ومقید به عقایدم هستم. مدتی پیش با یه آقایی آشنا شدم و برخلاف میلم و بااینکه با این روابط مخالفم، به اصرار ایشون چندماهی رابطه محدود (sms) با هم داشتیم برای آشنایی. البته ایشون از اول اصرار داشت با مادرم صحبت کنه اما من چون شناختی ازشون نداشتم مخالفت کردم و چندماه اول به خانوادم چیزی نگفتم.بعد از آشنایی نسبی کم کم بهش علاقمند شدم اما دوس دارم یه تصمیم منطقی بگیرم. ایشون تقریبا عقایدشون به من نزدیکه ولی خانوادشون اکثرا سنی مذهب هستن و پدرو مادر یکی سنی و یکی شیعه ان.من بخاطر این اختلافات ازش خواستم فراموشم کنه اما هیچ جوری کوتاه نمیاد و با اینکه ارتباطمو به کلی باهاش قطع کردم و چندین ماهه هیچ راه ارتباطی بینمون وجود نداره دست بردار نیست و گفته چندسال هم باهاش حرف نزنم منتظرم می مونه.من واقعا دوستش دارم. اون مدتی که رابطه داشتیم بهش وابسته شده بودم بخاطر همین همون موقع ازش خواستم دوماه رابطمونو قطع کنیم تا منطقی تر تصمیم بگیریم اما بعد دو ماه حسی که نسبت به هم داشتیم تغییری نکرد.تقریبا تمام معیارهای منو جز یکی دومورد مهم! داره. مهربون،رمانتیک،خیلی قاطع و به جاش انعطاف پذیر،مومن،شدیدا خانواده دوست، با اراده باهوش اهل مشورت..بخصوص اینکه اولین نفری هستم که بهش علاقمنمد شده. واینکه مطمئنم واقعا دوستم داره. حالا با توجه به اینکه می دونم هیچوقت ایده آل کامل پیدا نمیشه و ایشون شدیدا به دلم نشسته و بعد این همه مدت دوری هنوز همون اندازه دوسش دارم، به نظر شما می تونم از این اختلافات مهم بگذرم؟(اختلاف فرهنگی و مذهبی) اون تقریبا راحت با این اختلافا کنار میاد چون شهرهای مختلفی بوده و خودشو همرنگ جماعت میکنه. منم ادم سازگاری هستم و فکر میکنم میتونم تاحدی کنار بیام اما می ترسم بعدها مشکل پیش بیاد.میترسم نتونم کسی رو مثل ایشون دوست داشته باشم و تقریبا مطمئنم که نمی تونم. من قبلا خودمو راضی کردم که فراموشش کنم و ارتباطمو باهاش قطع کردم اما وقتی می بینم بعد این همه مدت هنوز تو فکر منه دودل میشم که نکنه دارم اشتباه میکنم. این وصلت چقدر می تونه ریسک داشته باشه؟ اصلا احتمال اینکه بتونیم باهم خوشبخت باشیم وجود داره یا صددرصد مشکلات زیاده؟ درمونده شدم دیگه خودم نمی تونم تصمیم بگیرم کمکم کنید بهترین راهو برم.نمیخوام بیشتر از این معطلش بذارم زندگیش دگرگون شده بخاطر من.خیلی ادم شادی بود ولی حالا..
    منم میخوام با یه پسر که از اهل تسنن هستن ازدواج کنم ایشون پزشک متخصص هستن من هم دکترای عمومی دارم راستش از لحاظ اعتقاداتی مشکلی ندارم و بی نهایت همو دوست داریم تنها مشکلم خانوادشه که روستایی هستن اگه از شهر بودن شاید اصلا ترسی نداشتم منم مثل شما فکر میکنم محاله به اندازه ای که ایشون به من علاقه دارن کس دیگه ای داشته باشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط gandomm نمایش پست ها
    سلام.چندوقتیه که میام اینجا و تاپیکها رو میخونم.خیلی استفاده کردم اما از طرفی هم نا امید شدم.از وقتی مشکلات جورواجور دوستان رواینجا خوندم حس می کنم یه ازدواج کاملا موفق و زندگی خوب با همسر تقریبا محاله: (میخوام مشکل خودم رو مطرح کنم تا از مشورتای خوبتون استفاده کنم. من می دونم که وصلت بین دو تا فرهنگ و مذهب مختلف مشکلات زیادی ممکنه داشته باشه اما می خوام بدونم چه جوری میشه این مشکلاتو کم کرد؟من شیعه و خیلی مذهبی ومقید به عقایدم هستم. مدتی پیش با یه آقایی آشنا شدم و برخلاف میلم و بااینکه با این روابط مخالفم، به اصرار ایشون چندماهی رابطه محدود (sms) با هم داشتیم برای آشنایی. البته ایشون از اول اصرار داشت با مادرم صحبت کنه اما من چون شناختی ازشون نداشتم مخالفت کردم و چندماه اول به خانوادم چیزی نگفتم.بعد از آشنایی نسبی کم کم بهش علاقمند شدم اما دوس دارم یه تصمیم منطقی بگیرم. ایشون تقریبا عقایدشون به من نزدیکه ولی خانوادشون اکثرا سنی مذهب هستن و پدرو مادر یکی سنی و یکی شیعه ان.من بخاطر این اختلافات ازش خواستم فراموشم کنه اما هیچ جوری کوتاه نمیاد و با اینکه ارتباطمو به کلی باهاش قطع کردم و چندین ماهه هیچ راه ارتباطی بینمون وجود نداره دست بردار نیست و گفته چندسال هم باهاش حرف نزنم منتظرم می مونه.من واقعا دوستش دارم. اون مدتی که رابطه داشتیم بهش وابسته شده بودم بخاطر همین همون موقع ازش خواستم دوماه رابطمونو قطع کنیم تا منطقی تر تصمیم بگیریم اما بعد دو ماه حسی که نسبت به هم داشتیم تغییری نکرد.تقریبا تمام معیارهای منو جز یکی دومورد مهم! داره. مهربون،رمانتیک،خیلی قاطع و به جاش انعطاف پذیر،مومن،شدیدا خانواده دوست، با اراده باهوش اهل مشورت..بخصوص اینکه اولین نفری هستم که بهش علاقمنمد شده. واینکه مطمئنم واقعا دوستم داره. حالا با توجه به اینکه می دونم هیچوقت ایده آل کامل پیدا نمیشه و ایشون شدیدا به دلم نشسته و بعد این همه مدت دوری هنوز همون اندازه دوسش دارم، به نظر شما می تونم از این اختلافات مهم بگذرم؟(اختلاف فرهنگی و مذهبی) اون تقریبا راحت با این اختلافا کنار میاد چون شهرهای مختلفی بوده و خودشو همرنگ جماعت میکنه. منم ادم سازگاری هستم و فکر میکنم میتونم تاحدی کنار بیام اما می ترسم بعدها مشکل پیش بیاد.میترسم نتونم کسی رو مثل ایشون دوست داشته باشم و تقریبا مطمئنم که نمی تونم. من قبلا خودمو راضی کردم که فراموشش کنم و ارتباطمو باهاش قطع کردم اما وقتی می بینم بعد این همه مدت هنوز تو فکر منه دودل میشم که نکنه دارم اشتباه میکنم. این وصلت چقدر می تونه ریسک داشته باشه؟ اصلا احتمال اینکه بتونیم باهم خوشبخت باشیم وجود داره یا صددرصد مشکلات زیاده؟ درمونده شدم دیگه خودم نمی تونم تصمیم بگیرم کمکم کنید بهترین راهو برم.نمیخوام بیشتر از این معطلش بذارم زندگیش دگرگون شده بخاطر من.خیلی ادم شادی بود ولی حالا..
    منم میخوام با یه پسر که از اهل تسنن هستن ازدواج کنم ایشون پزشک متخصص هستن من هم دکترای عمومی دارم راستش از لحاظ اعتقاداتی مشکلی ندارم و بی نهایت همو دوست داریم تنها مشکلم خانوادشه که روستایی هستن اگه از شهر بودن شاید اصلا ترسی نداشتم منم مثل شما فکر میکنم محاله به اندازه ای که ایشون به من علاقه دارن کس دیگه ای داشته باشه

  16. کاربر روبرو از پست مفید nilu93 تشکرکرده است .

    shahrivar (چهارشنبه 25 تیر 93)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یعنی واقعا من بدبین وحساسم؟
    توسط آناهیتا۲۷ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 خرداد 97, 16:32
  2. یعنی پاداش این همه مهر و محبت به دیگران هیچه؟ (حالا چکار کنم؟)
    توسط cascade در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 91, 02:16
  3. ? عشق و ازدواج یعنی چه!!!
    توسط سید مهدی زیب صیادان در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 11:27
  4. خر کیف یعنی
    توسط parnian1 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 21 فروردین 89, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.