چرا برگشتی خونه ات ؟؟؟؟؟؟
خیلییییی اعصابم خورد شد ! دختر خوب تو پدر داری !!!! یه مرد قوی که پشت سرت ایستاده و حمایتت میکنه بعد پا شدی با شوهرت رفتی ؟ والا به خدا یه زن تنها و بی کس هم بیشتر از این برای خودش احترام قائله تا شما که خونوادت پشتت هستن .
یعنی چی؟ این چه برخوردیه ؟ اشتباه پشت اشتباه !!!
اولا شما که شوهرت رو میشناختی و میدونستی اینقدر دمدمی مزاجه، چرا کل خونوادت رو جمع کردی؟ صبر میکردی هروقت میومد خونه میگفتی بریم کیک بخریم بریم خونه مامانم ! تو راه هم از همه دعوت میکردی .
دوما وقتی اومد دنبالت چرا هول بشی و با دمپایی بری و قیافه مقصرها رو بگیری به خودت ؟ ریلکس میرفتی پایین و سعی میکردی به جای استرس و عذرخواهی جو رو عوض کنی... مثلا میگفتی تو باشگاه فلانی رو دیدی؟؟؟
سوما تو خونه دیدی نمایش راه انداخته و نمیتونی جو رو کنترل کنی میرفتی وضو میگرفتی نماز میخوندی دیگه سر نماز که بهت حمله نمیکرد یا اینکه میرفتی دستشویی طولش میدادی که جلو چشمش نباشی ...
چهارما چرا زنگ زدی به مامانت؟ تو که در نهایت کتکه رو میخوردی، میذاشتی خودش زنگ بزنه ! که نمیزد.
پنجما !!!!!!!!!!بعد از اووووون همه توهین و تحقیر به خودت و مامانت و بابات پا شدی رفتی خونه ات ؟؟؟؟ که بگی بریم جدا بشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو که میخوای جدا بشی محکم بگو من طلاق میگیرم با همه حق و حقوقم مهریه ام رو هم تا تهش میگیرم !!! اونوقت ببین کی به خودش میاد.
چراااااااا آخه ؟ تو تا کلانتری رفتی و شکایت نکردی به خاطر دماغ شکسته ات ؟ پزشکی قانونی نرفتی ؟
ببین قرار نیست معرکه و دعوا راه بیفته ولی کسی تو موقعیت شما 2 حالت بیشتر نداره واسه تصمیم گیری. یا اینکه با شناخت از حال و روز عصبی و دمدمی شوهرش از همون اول نمیذاره کار به اینجا بکشه و یه عمری همینجور کج دار و مریز با شوهرش راه میاد تا کم کم اونم جا بیفته و دست از لجاجت برداره و کلا بحث طلاق و طلاق کشی راه نمیندازه یا اینکه خیلی درست درمون جلو شوهرش در میاد که حساب کار بیاد دستش.
ولی با این راهی که شما داری میری روز به روز شوهرت گستاخ تر میشه و خودش رو حق به جانب تر میبینه !!!!








بخدا خودم میدونم ! میگید الان چیکار کنم ؟ منی که دوساله باهاش اینطوری بودم چطوری یهو تغییر رویه بدم که قضیه بدتر نشه؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)