من اونو خالصانه می خوام. نه برای دوستی های بی ارزشو .........
تشکرشده 20 در 12 پست
من اونو خالصانه می خوام. نه برای دوستی های بی ارزشو .........
تشکرشده 12 در 9 پست
سلام دوست عزیز
با کسب اجازه از دوستان
من کاملا شما رو درک می کنم. خود من دقیقا همچین مشکلی برام پیدا شده و نمی دونم چیکار کنم.
فقط می تونم بگم بهتره اول مسائل رو تفکیک کنید تا بهتر بتونید تصمیم بگیرید. مثلا اینکه این حال خوش از کجا نشأت می گیره. نیاز به ازدواجه؟ یا نیاز به یه همدم به صورت رابطه دوستی.
یا عشقه که کم کم داره همه چیزتون رو فرا می گیره. اگه حرفمو پذیرفتید ادامه بدم.
تشکرشده 633 در 254 پست
پس باید بذارید اون بیاد سمت شما. مردا(پسرا) اگه حس کنن یه خانم (دختر) همش میاد دنبالش و بیشتر ازش فرار می کنن. همین الانم این اقا متوجه توجه های شما هستن و این که میگید می خواسته شما پیش قدم بشید من اصلا حس خوبی ندارم چون در اون صورت هم شما رو برای دوستی می خواسته نه ازدواج. اگه دوسش دارید حق انتخابو بدید به خودش بذارید اون بیاد جلو اگرم نیومد که...... دیگه نه بهش اس بدید و نه زنگ بزنید.
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم
roseflower (سه شنبه 19 شهریور 92), sanjab (سه شنبه 19 شهریور 92), دختر مهربون (یکشنبه 24 شهریور 92)
تشکرشده 24 در 15 پست
منم بادوستان موافقم اول تکلیف خودتون رو روشن کنید.ببینید چرا دوستش دارید؟خودتونو بشناسید. عجله نکنید. شما رفتارتون رو کاملا عادی کنید. اگه اون شمارو بخواد حتما خودش ازتون خواستگاری میکنه.اگر هم نیومد پس حتما قسمت هم نبودین.
به خدا توکل کنید.بهترین ها رو برات آرزو مندم.
مهرااد (چهارشنبه 20 شهریور 92)
تشکرشده 20 در 12 پست
ضمن تشکر از همدردی همه دوستان باید بگم که منطقم حرفای همه شما عزیزان رو می پذیره. خوشحال میشم بازم باهام همدردی کنین لاقل این طوری ادم اروم تر میشه. راستش من نمیتونم احساسمو کاملا عشق معرفی کنم چون معتقدم خیلی حس والا و خالص و عمیقیه. من شاید تو پله های اول عشق باشم چون "منطق"و "غرورم" زیاد کور نشده که خودم رو کامل شهره ی شهر کنم حداقل. اما با گذشت نیم سال از دوریش هم هنوز با شنیدن کوچکترین خبر و صدایی ازش دست و دلم می لرزه و گاهی نمیتونم خودمو کنترل کنم و با همه ی بی توجهی های اخیرش بی هوا میرم سمتش مثلا همین چند روز پیش یه sms معمولی داادم باز بعد یک ماه! اونم خیلی قشنگ هیچ جوابی نفرستاد. من موندم و هزار جور فکر و خیال. چند روزه تصمیم گرفتم دیگه نرم سمتش. میدونم اونم متوجه "توجه هام" و یا حتی شاید احساسم شده.... اما می ترسم اگه دیگه نرم سمتش اونم دیگه نیاد به همین سادگی همه چی تموم شه:-( من همیشه واسه چیزی که هدفم شده جنگیدم حالا به همین راحتی....... بذارم ............ فکرشم بغض میاره اما درک میکنم زوری نمیشه نمیتونم اجبار کنم که... فکر اینکه نخوادم اعتماد به نفسمو میاره پایین در حالی که همیشه ادم سخت و مقاومی هستم با بی توجهیش احساس ضعف میکنم
- - - Updated - - -
sabr جان خوشحال میشم ادامه بدی بازم بگی.
--------------------------
shapoor و omidvar66 عزیز ممنون از همدردیتون .
من بیشتر به خاطر اخلاقیات و شباهت هایی که دیدم جذب ایشون شدم در حالی که اوایل اصلا هیچ توجهیم بهشون نداشتم. من ادمی بودم که از اول تو دانشگاه یا بیرون به هیچ پسری رو نمیدادم و هیچ وقت هم به این دوستی ها معتقد نیستم. اما حالا منی که همیشه ادعای سنگ بودن میکردم این چنین دلباخته شدم. راستی اون خیلی مغرورم هست که مطمئنم اگه احساسی هم داشته باشه نمیذاره به راحتی بروز بده.
تشکرشده 935 در 360 پست
دخترخوب اگرپسری دختری روبخوادخودش به سمتش میادمنتظرنمیمونه دخترخانم به سمتش بره حتی اگرپیشنهادازطرف دخترباشه به احتمال زیادرد کنه چون پسرهااکثرامیخواندخودشون انتخاب کنندنه اینکه انتخاب بشوند شایداول کارباپیشنهادشما به سمتتون بیادولی بعدش به احتمال زیادمیره ودلیل میاره من انتخابت نکردم خودت خواستی حرف بزنیم من که قولی ندادم پس غرورخودت روحفظ کن نمیتونم نداریمبرای خودت ارزش قائل باش اگرایشون به شماپیشنهادمیدادحق داشتی بنویسی نمیخوام ازدستش بدم من برای هرچیزی که خواستم جنگیدم درحال حاضرخواسته شمایک طرفست واحتمال شکست شماوجودداره دندون روجگربذارمنتظرباش اگرشماروبخواهنداقدام میکنند
دوست خوبم کسی اینجاباشمادشمنی ندارد صلاحتون رومیخواهندومیگویندشمابه سمت ایشون نروید
- - - Updated - - -
پسرهاشایدمغرورباشندولی درمقابل دختری که بخواهندغرورمعنایی پیدانمیکندتاجایی که بتوانندبرای بدست اوردنش تلاش میکنند
- - - Updated - - -
عزیزم همه دخترهایی که به دام دوستی گرفتارشده اند اول کاری همه گفتندمن به کسی رونمیدم ولی بالاخره به دام افتادند متاسفانه هوس روباعشق اشتباه گرفته اند عشق میدونی چیه عشق گذشته یعنی هرکاری روبخاطرطرف مقابل انجام میده ولی هوس فقط خودش رومیبینه اگه فلانی نباشه من میمیرم
shapoor (چهارشنبه 20 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 20 شهریور 92), مهرااد (چهارشنبه 20 شهریور 92), دختر مهربون (یکشنبه 24 شهریور 92)
تشکرشده 20 در 12 پست
راستی من از یه اخلاقشم هیچ وقت سر در نیاوردم چندین بار که تلفنی حرف زدیم خیلی ابراز خوشحالی میکرد ازینکه به یادشم. حتی یه بار که گفتم مزاحم ک نیستم جای sms زود زنگ زد گفت زنگ زدم تا کاملا روشن بشه اصلا فکر نکنی مزاحمی من اگه حس میکردم مزاحمی از اولین بار جوابتو نمیدادم! حالا یه مدت بعد به sms ام جواب نداد بعدا که حرف افتاد من گفتم که جواب ندادین فکر کردم لابد الان دیگه حس کردی مزاحمم گفت نه دوستی که یکطرفه نمیشه من خوشحالم میشم و بعدش توضیح داد که به خاطر کارشون سرش خیلی شلوغه وقت نکرده یا اونقدر مشغله پیش اومده که نتونسته! حالا با این حرفا چندروز پیش باز بهم جواب نداد.... این یعنی غیر مستقیم میگه که برم؟ یا دلیل دیگه داشته که من نمیدونم کارش و اینا؟
اما اگه میخواست میتونست نه؟ من کاملا یک طرفه شدم با هزار جور سوال و اما اگر و احتمال:-(
- - - Updated - - -
roseflower جان من کاملا حرفتو قبول دارم. واسه همین حداقل نخواستم هیچ وقت احساسمو به زبون بیارم. و حتی گاهی به ایشون حق هم میدم اگه منو نخواد خب اونم حق انتخاب داره . من کاملا گاهی خودمو میذارم جاش و درکش می کنم اما چه کنم گاهی هم کنترلمو از دست میدم و sms می دم اون هم فقط در حد یه دوست اجتماعی و معمولی. اما چند روزه تصمیم گرفتم دیگه این کار رو هم نکنم و پا بذارم رو دلم . توکل به خدای دانا
تشکرشده 12 در 9 پست
خب با این تعاریفی که کردید کاملا برام معلوم شد چی تو دل اون و چی تو دل شما می گذره. خیلی خطرناکه و البته خیلی شیرین.
شما لب پرتگاهین.
اگه درست حرکت کنید به قله ای که می خواهید می رسید با نهایت رضایت.
ولی اگه حواستون رو جمع نکنید طوری از پرتگاه پرت می شید که ...
اگه قبول می کنین که حرفامو مو به مو بشنوید و عمل کنید بهتون کمک می کنم به قله ای که می خواین برسین.
و الا اصلا حاضر نیستم حرفی بزنم که توی سرنوشت بد احتمالی تون شریک باشم.
فرشته مهربان (چهارشنبه 20 شهریور 92), دختر مهربون (یکشنبه 24 شهریور 92)
تشکرشده 20 در 12 پست
راستش من دیگه خودم واقعا نمیدونم چه راهی رو باید انتخاب کنم. یه مدت تصمیم گرفتم هیچ انتظاری نداشته باشم وقتی خودم میرم سمتش و بذارم راحت باشه هرجور که میخواد اما فکر کنم همین منو شاید حتی پرتم کرد پایین.. چون دیگه خیلی دور شده. الانم تصمیم گرفتم وقتی دیگه این طوری میکنه خودمو گول نزنم قبول کنم که یک نو "برو" ی غیر مستقیمه. و 99 درصد هم احتمال هست که من نرم اونم فراموش کنه و تمام( این درصد رو از رو رفتارش تو این مدت میگم) فقط توکلم به حکمت و مصلحت خداست. حالا خوشحال میشم شما راه حلتون رو بهم بگین و کمکم کنین راه درست رو انتخاب کنم اگه اینقدر به صراحتش اطمینان دارین
تشکرشده 12 در 9 پست
چشم. ولی قضیه خیلی جدی تر از این حرفاست اگه کمی صبر کنید الان می گم.
- - - Updated - - -
چشم. ولی قضیه خیلی جدی تر از این حرفاست اگه کمی صبر کنید الان می گم.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)