به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25
  1. #11
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    سلام مجدد خانم،
    شما در همه موارد منفعل نیستید! اما در بعضی موارد منفعلانه عمل می کنید! ببینید منفعل به این معنی است: کسی که نظرات و عقاید خود رو یا بیان نمی کند و یا اگر بیان می کند به حقوق فردی خود هیچ احترامی نگذاشته و گاهی برای خود هیچ حق فردی قائل نیست!
    به نظرم شما در این مواردی که فرمودید برای خودتون حق فردی قائل نیستید! یکی از حقوق فردی، حق درخواست کردن است! شما می توانید درخواستی داشته باشید... حتی این درخواست می تونه درخواست کمک باشه!
    وقتی فردی منفعل است در مقابل اولین چیزی که انفعالش مشخص می شود، منتقد درونی اوست! او در مقابل این منتقد ناتوان است و نمی تواند پاسخگو باشد! این منتقد به او می گوید نگی به کسی که می ترسی تنهایی ها! کوچیک و ترسو قلمداد می شی! این یعنی دو آفت: انفعال! ترس از قضاوت دیگران!
    موضوع دیگری که شما با اون دست به گریبانید، عدم کنترل احساسات منفی و منتقد درونی است. این منتقد رو باید آروم کنید.
    و البته این در شرایطی است که این رفتار خودتون رو نپسندید! و در غیر اینصورت اگر فکر می کنید که همه کارها رو خودتون انجام بدید خیلی هم خوبه که دیگه ... خوبه حتما دیگه! مشکلی نیست
    من فکر می کنم که شما باید درخواست جرات مندانه، شیوه گفتگو، آرام کردن منتقد درونی، و مهارت زندگی حرفه ای ( در مقوله جرات مندی و قاطعیت) رو تمرین کنید
    موفق باشید

  2. 7 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92), asemani (دوشنبه 18 شهریور 92), aysu (دوشنبه 18 شهریور 92), shapoor (دوشنبه 18 شهریور 92), she (دوشنبه 18 شهریور 92), ویدا@ (دوشنبه 18 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92)

  3. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    من در تکمیل فرمایشات جناب اس سی آی باید عرض کنم که عزیزم
    ایگوی شما افراطی عمل می کند ، یعنی

    وجدان اخلاقیت به افراط افتاده از همان کودکی این افراط کاری او را حفظ کرده و تقویت کرده ای ... بهتره ایگو را

    متعادل کنی .

    همچنین در نظر داشته باش که
    کمک خواستن جزء آیتم های هوش هیجانی هست . انسانها چون ذاتاً اجتماعی

    هستند و زندگی اجتماعی در ذات خود تعامل و یاری رسانی به همدیگر را می طلبد لذا کسی که نتواند از دیگران

    کمک بگیرد نقطه قوت برای او نیست ... سوپر ایگو شدنت باعث شده که این آیتم از هوش هیجانیت نمره ضعیفی

    داشته باشه که
    می توانی با متعادل کردن وجدان اخلاقیت و تمرین کمک گرفتن از دیگران نمره را بالا آورده و این

    ضعف را برطرف سازی
    . اما برعکس آن ، ایتم احساس مسئولیتت نمره بالایی دارد .

    در نظر داشته باش که آدمی در جایی که حقی بر گردن دیگری دارد کمک نمی خواهد که حقش ادا شود بلکه

    مطالبه حق می کند . کمک گرفتن در جایی هست که نیاز به یاری دیگری داریم و ربطی به اینکه طرف

    وظیفه قانونی یا شرعی در مقابل ما دارد نداره
    بلکه ما نیاز داریم و او هم در موقعیتی که می تواند کمک کند

    حال یا می کند یا خیر ....

    غرور جایی هست که یا ما می خواهیم بگوئیم هیچ نیازی به کسی نداریم یا می ترسیم که پاسخ نه بشنویم که

    هردو مورد نشونه اشکال در صفت اجتماعی بودن هست که این هم ریشه در صفاتی دیگر دارد که اینجا جای بحث

    آن نیست ... لذا به قول جناب اس سی آی
    این حالت شما غرور نیست بلکه همان افراط کاری ایگوی شما هست

    که سر به اجتناب از کمک گرفتن می زند


    موفق باشی





  4. 10 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92), asemani (دوشنبه 18 شهریور 92), saraamini (سه شنبه 19 شهریور 92), sci (دوشنبه 18 شهریور 92), shapoor (دوشنبه 18 شهریور 92), she (دوشنبه 18 شهریور 92), ویدا@ (دوشنبه 18 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92), بالهای صداقت (دوشنبه 18 شهریور 92), شیدا. (دوشنبه 18 شهریور 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 آذر 94 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-07
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    3,323
    سطح
    35
    Points: 3,323, Level: 35
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,117

    تشکرشده 633 در 254 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام

    خانم آسمانی ببخشید که این سوالو توی تاپیک شما مطرح می کنم ولی پست های آقای sci برای همه ی ما درسه و من هر وقت درسو متوجه نمی شم سوال می کنم.

    آقای sci عزیز سوال من در رابطه با این موضوعه:


    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    -
    مثلا حق خودم نمی دونم که مادرم به خاطر من از خواب بیدار بشه . در واقع اگر نه اینکه نتونم بیان کنم. نمی خوام بیان کنم. انگار چیزی یا کسی خیلی محکم از درون ازم میخواد که خودم! و فقط خودم! کارم رو انجام بدم.

    در مورد علاقه م به اون آقا و ابراز نکردنش
    یکی اینکه تو فرهنگ ما یاد دادن که یه دختر نباید به یه پسر ابراز علاقه کنه و ما هم همیشه همین توصیه رو به دخترانی که به اینجا مراجعه می کنند می کنیم. بنابراین خواستم کاری عاقلانه ! انجام داده باشم.
    من هم توی هردوی این موارد با خانم آسمانی موافقم. چون اینجا دلیل کاملا منطقی وجود داره:
    که چرا من باید خواب شیرینو بخاطر خودم از مادرم بگیرم. به نظر شما این دلیل خوبیه یا فقط خانم آسمانی برای انجام ندادن کارشون دلیل تراشی کردن و خودشونو قانع کردن؟

    و همین طور ابراز علاقه از سوی خانم ها که متاسفانه توی فرهنگ ما جا نیفتاده.
    من الان نگرانم چون به خانم هایی که به پسری علاقه مند بودن و به این جا رجوع کردم گفتم ابراز علاقه نکنید ولی الان می بینم که شما گفتید که ابراز علاقه حق هر انسانه. لطفا راجع به این موضوع یه توضیح تکمیلی بدید ممنونم. چند بار پستاتونو خوندم متوجه نشدم. (البته چیز جدیدی نیست خیلی وقتا از طریق خوندن مطلبو نمی گیرم)
    پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
    من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

  6. 5 کاربر از پست مفید shapoor تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92), asemani (دوشنبه 18 شهریور 92), sanjab (دوشنبه 18 شهریور 92), sci (چهارشنبه 20 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها

    توی رفتار منفعلانه اگر فرد مقابل دوستان (مثلا همسر خانم she) کاری رو براش انجام بده ، اون خوشحال میشه.
    اما در مورد خودم وقتی کسی برام کاری انجام میده ، احساس کوچیک شدن می کنم و سعی می کنم در اولین فرصت و به هر نحوی که شده کار اون رو جبران کنم. چون کاری رو که کرده یک وظیفه نمی دونم و یک لطف می دونم که باید سریع تر جبران بشه.

    توی رفتار منفعلانه کسی از درون بیان می کنه که بگو و نمیگی . اما در مورد من کسی از درون بیان می کنه که نگو و نمیگم.
    آسمانی جان چون گفتی خواستم بگم که اینطوری نیست.
    وقتی همسرم کاری رو برام انجام میده البته که به خاطر رفع یک نیازمندی خوشحالم ولی بسته به موقعیتش کم یا زیاد احساس کوچیک شدن می کنم. احساس اینکه خوب نیستم. او رو به زحمت انداختم. یا حتی مواقعی که می دونم وظیفه داشته مثلا وقتی هزینه ی دکترم رو میداد از خودم بدم میومد.
    .
    خیلی از وظایف اونو عملا لطف تلقی می کنم. همین باعث شده به مرور دیگه بعضی کارها رو هم که قبلا انجام میداد دیگه انجام نده.
    .
    .
    توی رفتار منفعلانه تا جایی که من دارم تجربه می کنم کسی از درون بهت نمیگه که بگو!! اولش میگه نگو! بعد که نگفتی، سرزنشت می کنه گه چرا نگفتی!
    .
    .
    به نظرم من (البته اینجا روی نظر من نمی شه حساب کرد!) در مقایسه با خودم، شما خیلی کم منفعل هستی. خیلی کمتر از من.

    - - - Updated - - -

    اگر شوهرم بهم بگه(یادآوری کنه، منت بذاره که میذاره) پول دکتر رو دادم. من سریع جبهه می گیرم که وظیفه ات بوده و کاری نکردی. اما معنی اش این نیست که واقعن احساس خوبی دارم!
    .
    هر وقت که ازش پول می گیرم از خودم بدم میاد! و از اون هم بدم میاد!

  8. 5 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 18 شهریور 92), sci (چهارشنبه 20 شهریور 92), shapoor (دوشنبه 18 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92), شیدا. (دوشنبه 18 شهریور 92)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 شهریور 93 [ 15:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-26
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    1,125
    سطح
    18
    Points: 1,125, Level: 18
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    178

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها

    یه تناقضی رو تو وجودم حس می کنم. من با این همه غرور و کمک نخواستن و رو پای خودم ایستادن و .... گاهی شدیدا احساس می کنم که به مردی نیاز دارم که ازش فرمان ببرم. مردی که دستور بده و خشن باشه و محکم باشه و مغرور باشه و .... از مردی که التماس کنه بیزارم. نمی دونم چجوری میشه این دو حس رو با هم جمع زد ؟؟
    اینکه اون التماس می کرد و من ازش بیزار می شدم !!
    دستور می داد و باز هم ازش بیزار می شدم !!
    شاید جایی که باید دستور می داد با جایی که باید درخواست می کرد (درخواست و نه التماس) عوض شده بود.

    افکار زیادی توی سرم می چرخه . احساس می کنم شدیدا نیاز دارم خودمو بشناسم. اگه کمکم کنید ممنون میشم.

    سلام آسمانی عزیزم به نظر میرسه که داری یواش یواش منشاء مشکلت با خواستگارت رو رمزگشایی میکنی.
    معمولا بیشتر خانما هرچه قدر هم که مستقل باشن دوست دارن که حمایت یه مرد قوی رو پشت سرشون احساس کنند. (یه مردی که واقعا موقعیت شناس باشه) بعضی وقتا از اینکه یه نفر روی شما غیرت بخرج بده خوشتون میاد و بعضی وقتا هم نه . این بستگی به طرف مقابلتون داره. یعنی اگه طرف مقابلت کسی باشه هی کنترلت میکنه و راه و بیراه تعصب و غیرت نشون میده از این رفتار متنفر میشی و دوست داری که آزاد و بدون محدودیت باشی ولی نه اگه طرف مقابلت آدم راحتی باشه و تو قید و بند اینجور مسایل نباشه توجه اون و غیرتش برات یه دنیا ارزش داره و از غیرتی شدنش کلی ذوق میکنی. به نظر من شما از مردی خوشت میاد که سختگیریش واقعا منطقی باشه نه به دلایل واهی و تعصبی . حالا با این ویژگیهای خوبی که شما از خودت تعریف کردی و شخصیت مستقلی که داری کنار اومدنت با این رفتارهای کنترل کننده خواستگارت واقعا برات سخت میشه و در آینده شمارو سرخورده میکنه.

  10. کاربر روبرو از پست مفید aysu تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 18 شهریور 92)

  11. #16
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام به همگی دوستان
    از همه ممنونم که لطف کردید و کمکم کردید .
    آقای sci واقعا ازتون ممنونم که برام وقت گذاشتید.
    راستش من احساس می کنم که این رفتار من در آینده به زندگیم آسیب خواهد زد . اگر مردی منصف همسر من بشه ، مسلما از اینکه بهش اجازه نمیدم برام کاری انجام بده ناراحت خواهد شد و اگر انجام بده من ناراحت خواهم شد. (مثل پدرم که هر وقت خواست کمکم کنه نذاشتم ) . اما اگر مردی که منصف نباشه به مرور تمام وظایفش رو هم فراموش خواهد کرد .
    من الان دارم به این موضوع فکر می کنم که همیشه از اینکه به دیگران کمک کردم چقدر احساس خوشحالی داشتم. اما اجازه این خوشحال بودن رو از اطرافیانم گرفتم. (چون مانع از این شدم که اون ها بهم کمک کنن)
    احساس می کنم که باید رفتارم رو تغییر بدم و کمی روی میزان توقع خودم کار کنم.
    اما با توجه به حرف فرشته مهربان الان باز هم وجدان من به کار افتاده که دارم به دیگرانی فکر می کنم که اجازه خوشحال بودن و خوشحال شدن رو ازشون گرفتم !!
    نمی دونم چطوری می تونم حق بیشتری به خودم بدم ، بدون اینکه وجدانم سرزنشم کنه !
    سوال بعدیم هم اینه که این انفعال و استقلال طلبی احساس خوبی رو به من داده که این احساس "نیازمند نبودن" هست.
    یعنی اگر بخوام یه جمع بندی داشته باشم به این صورت میشه که من در تغییر دادن این رفتارم دو مشکل دارم
    1. احساس عذاب وجدان بهم وارد میشه که به دیگران زحمت میدم
    2. احساس نیازمند بودن می کنم که اصلا احساس خوبی نیست.
    در این مورد اگر کمکم کنید واقعا ممنون میشم.


    فرشته مهربان از حضورتون تو تاپیکم واقعا خوشحال شدم. مطالبی که گفتید کاملا برام تازگی داشت و تا به حال این عبارات رو نشنیده بودم. در موردشون جستجو کردم. چون ممکنه دوستان هم مثل من با این مفاهیم نا آشنا باشن قسمتی رو کپی می کنم تو این قسمت تا مطلب نا مفهومی تو ذهن کسی نمونده باشه
    در روان شناسی موضوعی داریم به اسم: "اید"، "ایگو" و "سوپر ایگو" یا معادل فارسی تر و "به ذهن نزدیک"تر آن، همان "غریزه" ، "خود" و "وجدان". از نظر فروید و پیروان او (روان کاوان) که آغازگر و مبدع این نظریه بوده اند، تعارض موجود بین این سه سطح از انسان است که موجب اضطراب و احساس تنش در وی میگردد (البته اساسا روان کاوان زیاد حرف میزنند که ما کاری به بقیه حرف هایشان نداریم!). روان کاوان معتقدند که همواره "اید" یا همان غریزه خودمان در تلاش است که فعالیت های باب طبع خودش را انجام دهد و خود را بروز دهد؛ حال آنکه "سوپر ایگو" یا همان وجدان مانع آن می گردد. البته لازم به ذکر است که سوپر ایگو غرض شخصی و یا محض تفنن و یا حتا دل درد ندارد که این مخالفت را با غریزه انجام میدهد، بلکه به این دلیل است که اعتقاد دارد"اید" رفتارهایی انجام می دهد که جامعه آن ها را نمی پسندد و فرد نباید آنها را به صورت مستقیم بروز دهد؛ چرا که به احتمال قوی باعث افزایش پرخاشگری های جنسی و خشونت و چیزهای بد دیگر در فرد و بالطبع در جامعه می گردد.بنابراین بر طبق این دیدگاه همیشه میان غریزه و وجدان جنگ و جدالی پایان ناپذیر در جریان است و هر یک سعی دارند بر دیگری پیروز شوند. "اید" دوست دارد راحت و آزاد و رها به هر آنچه دلخواهش هست بپردازد ولی وجدان به دلیل رویکرد اخلاق گرایی که دارد با آن مخالفت میکند؛ راستی! این بخش از قلم افتاد که نقش "خود" یا " ایگو" به نوعی بها دادن "به اندازه کافی" به هر دوی این حالات است و در واقع "خود" نقش میانجی و حالتی بینابین و بیرونی را برای این دو عامل درونی بازی می کند....

    شاپور عزیز من خوشحال میشم که تاپیکم بتونه بهتون کمک کنه. سوالات ذهن شما ، سوالات ذهن منم هست .


    she عزیزم ممنونم که راهنماییم کردی. ظاهرا من اشتباه فکر می کردم. من هم دقیقا مثل تو فکر می کنم. همیشه از اینکه کسی بخواد برام کاری انجام بده ، احساس کوچیکی می کنم و برای اینکه به این احساس نرسم ، مانع از این میشم که کمکم کنن و با تمام سختی ها کارهای خودم رو خودم انجام میدم. حتی در جایی که بدونم وظیفه فرد مقابلم هست. امیدوارم این تاپیک برای تو هم کمکی باشه در راستای بالا بردن توقعاتت .

    آی سوی عزیز ممنونم که به پست سوم من توجه کردی. درسته . اون مرد شدیدا وارد زندگی من شد. اون هم به طریقی که عنوان می کرد که من یک زن هستم و باید بهم کمک بشه. در نتیجه من احساس ناتوانی بیشتری کردم. امیدوارم آقای sci بتونن در مورد این موضوع هم صحبت کنن. چون واقعا ذهنم هنوز درگیره که مشکل من با اون آقا به خاطر این انفعال بوده یا خیر !!

    آقای sci اگر نظرتون رو در مورد پست سوم همین تاپیک هم بدونم ، واقعا ازتون ممنون میشم.




  12. 8 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92), aysu (سه شنبه 19 شهریور 92), sci (چهارشنبه 20 شهریور 92), she (سه شنبه 19 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 20 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92), امیرحسین (دوشنبه 18 شهریور 92), شیدا. (دوشنبه 18 شهریور 92)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    آسمانی جان توصیه می کنم کتاب زن بودن نوشته تونی گرنت رو که البته نه مسلمون هست و نه سنتی رو مطالعه کنی

  14. کاربر روبرو از پست مفید saraamini تشکرکرده است .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92)

  15. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saraamini نمایش پست ها
    آسمانی جان توصیه می کنم کتاب زن بودن نوشته تونی گرنت رو که البته نه مسلمون هست و نه سنتی رو مطالعه کنی
    سلام سارا جان. ممنونم از راهنماییت
    حتما کتاب رو می خونم. اما الان مشتاق شدم بدونم بیشتر در چه موردی هست این کتاب . می تونی یه کوتاه در موردش توضیح بدی ؟

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام عزیزم
    درباره جنبه های متفاوت وجودی زن هست و این رو بیان میکنه که این جنبه ها باید یه جورایی در زن به تعادل برسه تا به احساس آرامش دست پیدا کنه
    خلاصه ای از کتاب اینجا بیان شده
    خلاصه کتاب زن بودن تونی گرنت از سایت کانون مطالعاتی یونگ | سایت دکتر شیری

  17. 4 کاربر از پست مفید saraamini تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92), asemani (سه شنبه 19 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 19 شهریور 92), شیدا. (پنجشنبه 21 شهریور 92)

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    اسمانی عزیز از اینکه این تاپیک رو زدی خ خ ممنونم. من هم متاسفانه این مشکل رو دارم. خب خ وقتها پیش متوجه شدم و خ سعی کردم تعدیل بشه و تا حدی هم موفق بودم. به قول شما اون عداب وجدانش اون اوایل خ آزاردهنده است. اما تبدیل به عادت میشه! امیدوارم این تاپیک به جاهای خ خوب برسه. بازم ممنون


    از اقای اس سی ای و خانم فرشته مهربان و باقی دوستان هم خ سپاسگزارم

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  19. 6 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 19 شهریور 92), sci (چهارشنبه 20 شهریور 92), she (شنبه 23 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 20 شهریور 92), ویدا@ (چهارشنبه 20 شهریور 92), شیدا. (پنجشنبه 21 شهریور 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.