دختری 22 ساله دانشجو سال اخر مامایی 4 ساله با پسر عمه ام که لیسانس کامپیوتر هست ارتباط دارم و یکسال هست مغازه خدمات کامپیوتر زده و خواستگاری کردن پدرم بهشون گفته شما در سطح ما نیستسن و من دخترم رو به یک کارمند میدم و دخترم نمیفهمه فقط که عشق نمیشه و خلاصه ید برحورد کرده من دوستش دارم و اون دیوونه واره .یکی دو هفته میشه همش بحث میکنیم و حس تنفر از خانوادم داره و میگه تو رو بدست بیارم جبران میکنم و هر کاری که خانوادم دوست دارن رو انجام نمیده . میگه تو قول بده واسه همیشه حتی با این کار بمونی و من بهت قول مبدم بهترین زندگی و واست بسازم و جلو همه وایستی.من بخاطر مخالفتای خانوادم و این رفتارس با خانوادم دوست داشتنم کم شده دیگه دودل شدم نمیدونم چیکار کنم ازتون حواهش میکنم کمکم کنین اگه بهش چیزی میگم میگه تو خانوادت رو ترجیح میدی
![]()







من بخاطر مخالفتای خانوادم و این رفتارس با خانوادم دوست داشتنم کم شده دیگه دودل شدم نمیدونم چیکار کنم ازتون حواهش میکنم کمکم کنین اگه بهش چیزی میگم میگه تو خانوادت رو ترجیح میدی 

علاقه مندی ها (Bookmarks)