به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 51
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 02 اسفند 92 [ 16:51]
    تاریخ عضویت
    1392-3-01
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    479
    سطح
    9
    Points: 479, Level: 9
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی شیدا جون همه تلاشمو میکنم امروز بهم زنگ زده که شماره ملیت رو بده میگم میخوای چیکار میگه میخوام حقتو بدم دست و پام شروع کرد به لرزیدن آیا میتونه اقدامی بکنه ؟ میدونم نمیتونه مهریه بده اما میترسم که بتونه اقدام کنه

    - - - Updated - - -

    عزیزم شوهرم جمعه ها هم سرکاره از صبح تا آخر شب کلا شرایط کاریش یه جوریه که اصلا خونه نیست . نمیدونم میدونم منم خیلی کم تحمل بودم به منم خیلی فشار میاد از صبح تا شب سر کاره هیچوقت تعطیل نیست منم هر بار که غر میزد مقابله به مثل کردم واسه همین خیلی احتراممون از بین رفته شوهرم میگه ما دیگه نمیتونیم با هم باشیم آیا به تنهایی میتونه واسه طلاق اقدام کنه ؟ آخه امروز شماره ملیمو میخواست و شماره محضری که عقد کردیم خیلی نگرانم

  2. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    مهدیس من حس می کنم خسته است.
    احساس می کنه همسر و پدر خوبی نبوده.
    فشارهای اقتصادی داره اذیتش می کنه.

    فکر می کنه اگه حق شما را بده ( که به قول خودت الان تواناییش را هم نداره ) خیالش راحت می شه و میتونه بذاره بره.

    اصلا سر به سرش نذار.
    هیچی نگو.
    سعی کن با رفتارت بهش بفهمونی که شما خوبید و خوشبخت.
    تو و دخترت از زندگیتون راضی هستید و درکش می کنید و اون پدر و همسر خوبی بوده.

    اگر شرایط فقط همینی هست که گفتی و مشکل حادی ندارید،
    اون نگران خوب نبودن خودش هست. میخواد از این نگرانی و ناراحتی رها بشه که می گه جدا بشیم.

    از طلاق حرفی نزن.
    ازش سوال هم نکن که چی شد یا چیکار کرد.
    یه طوری رفتار کن که فکر کنه کلا فراموش کردی چند روزه راجع به چی صحبت می کردید.

    - - - Updated - - -

    نه.
    طلاق به این راحتی هم که نیست.

    حتی برای طلاق توافقی هم باید شما باشید.
    حداقلش این هست که باید برگه پزشک قانونی مبنی بر مشخص بودن وضعیت شما از نظر بارداری باشه.
    نمی تونه تنهایی اقدام کنه.
    بذار حالا فعلا کارهایی که دوست داره بکنه.
    ازش نپرس چی شد.
    حتی اگر منصرف شد بعدا به روش نیار که دیدی کم آوردی یا الکی تهدید کردی.
    بذار فکر کنه تو ترسیدی و بخاظر تو از طلاق منصرف شده. غرورش را نشکن.

  3. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 31 مرداد 92), del (پنجشنبه 07 شهریور 92), hana 68 (پنجشنبه 31 مرداد 92), mahdis07 (پنجشنبه 31 مرداد 92), she (سه شنبه 21 آبان 92), toojih (پنجشنبه 31 مرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 31 مرداد 92)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 02 اسفند 92 [ 16:51]
    تاریخ عضویت
    1392-3-01
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    479
    سطح
    9
    Points: 479, Level: 9
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هر وقت هر حرف میزنیم میگه ما قرارمون چی بود و الان به کجا رسیدیم میگه احترامی که ازبین بره دیگه برنمیگرده من خودم آدمی هستم که سریع میبخشم ولی شوهرم نمیتونه
    ولی سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم و با محبت کردن بهش ثابت کنم که من بهش افتخار میکنم

  5. 2 کاربر از پست مفید mahdis07 تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 31 مرداد 92), hana 68 (پنجشنبه 31 مرداد 92)

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ببین مهدیس فک نکن این مشکل مختص تو تنهاست باور کن خیلی زندگی ها به مو نزدیک شده من وضیت درک میکنم یه سری حرف ها بینتون رد و بد شده
    که به دنبال آن دل جفتتون. شکسته و یه جورای فک میکنید حرمت های. شکسته. و مث اول نمیشه. باور کن میشه باید یه کم بیشتر از قبل. حوصله فه خرج بدیٰ
    بهش بگو تحت هیچ شرایطی به خودت اجازه نمیدی با برخورد به مشکل خانه را ترک کنم چون به مهمونی که دعوت نشدم که باب میلم نبود برگردم دوست هم ندارم تو خانه لا ترک کنی این خانه متعلق به ماست)که از قبل برا خودت مرور کردی را با حوصله و احترام و به دور از هیچ تهدید یا زخم زبون مطرح کن. چون تا این موضوع از جانب کسی باز نشه همچنان چینهای برخورد میکنید
    سهم خودت از نا راحتیش مشخص کن و انجام. که اشتباه کردی را به زبان بیار بگو درستش چه بوده ولی من عصبی شدم خواستم ازت کم نیارم اینو گفتم
    بعد هم انتظاراتت را بگو و بگو که مثلا مطرح کردن حرف طلاق نه تنها انرژیی بهت نمیده که دنبال راه حل باشی بلکه نا امیدت میکند و نا خواسته تو را بی حوصله تر نسبت بهذرابطه خوب داشتن باش میکنه

    اگه هنوز نیومده بزنگ بگو بیا بعد همه شرایط که دوست داره مهیا کن و تمام اون چیزهای که همسرت را رنجانده جه عمل شما چه حرف(بدون در نظر گرفتن اینکهح داشته بربرنجخ یا نه

    - - - Updated - - -

    قاطع بگو خانه را ترک نکند و حرف از طلاق نزند و از خوصیات مثبتش زیاد صحبت کن بزار بفهمه ارزشش زیاده تا بهت ارزش والا بذاره

  7. 2 کاربر از پست مفید hana 68 تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 31 مرداد 92), mahdis07 (پنجشنبه 31 مرداد 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 92 [ 21:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-06
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    724
    سطح
    14
    Points: 724, Level: 14
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 76 در 56 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    25
    Array
    سلام دوست عزیز شما چرا واضح با همسرتون حرف نمیزنید تمام چیزاهای که تو ذهنتو هست اینکه خیلی دوسش دارین اینکه بدونه اون نمیتونید و هر چی تو ذهنتون بهش بگید از اونم بخوایید بهتونه بگه شما چه ایرادای دارید اصلا براش نامه بنویسید و از اونم بخوایید یک نامه براتون بنویس اخه نصف مشکلات ادما از سو تفاهم لطفا تمام کلماتی که مینویسی واضح باشه نخواه که اون منظرورتو بفهمه واضح بهش بگو

  9. کاربر روبرو از پست مفید niloo1 تشکرکرده است .

    mahdis07 (پنجشنبه 31 مرداد 92)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام مهدیس جان

    اروم باش و ارامشت رو حفظ کن تا عجولانه و غیر منطقی تصمیم نگیری.

    مشکلی که داری ، متاسفانه مشکل روز جامعه است.پس نگران نباش و فکر نکن فقط این مشکلات مربوط به تو و خواهر و برادرت میشه.

    هنوز جدایی و طلاق اتفاق نیفتاده و ازت میخوام فعلا نگران انچه که هنوز اتفاق نیفتاده و معلوم نیست ایا بشه ایا نشه نباش.

    شما حالا که میبینی همسرت کم اورده اصلا تحریک کردنش راه درستی نیست.

    شما میخوواهی نشون بدی ضعیف نیستی و همسرت هم میخواد همنیو نشون بده....همین میشه که یک سر زندگی رو شما میگیری و یک سر دیگه رو همسرت.

    البته بازهم من متوجه نشدم مشکل اصلی شما چیه و چرا شما در نهایت هر بحث میرسین به طلاق؟!

    اگر برگرده به مغرور بودن زبادی هر دو طرفتون که خوب طبیعیه.اما شما واضح مشکل رو نگفتی.

    اگر واقعا از جدایی میترسی پس خواهشا منطقی و پخته تر صحبت کن.این قابل قبول نیست که کنترل زبان خودت رو نداشته باشی.

    و بعید نیست همین عدم کنترل عصبانیت باعث شده باشه همسرت به افسردگی دچار شده باشه

    چرا وقتی میدونی ایشون اهل خیانت نیست با تهمت، سعی میکنی به سمت این راه هدایتش کنی؟!


    توصیه های دوست خوبمون شیدا جان رو هم به کار ببر البته با اجازه شیدای عزیز یه اصلاح کوچولو در مورد جمله "غذاهایی رو که دوست داری درست کن" پیشنهاد میدم که غذاهایی رو که" همسرت دوست داره درست کن."

    مرور خاطرات شیرین و مشترکی که در این 8 سال داشتید...مثلا استفاده از عطر و یا لباسهایی که در زوهای اول اشناییون داشتید...میتونه کمک کنه.

    به خصوص اینکه شما یک وجه مشترک مهم دارین و اونم فرزندتونه و میتونید خاطرات و عکسهای شیرین دورانی که تازه به دنیا امده بود رو باهمدیگه مرور کنید.
    شما و همسرت نیاز دارین که دوباره احساس خوشبختی کنین....
    به انضمام اینکه اصلا سر به سرش نذاری و حرفی از طلاق و ....نزنی.

    موفق باشی
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  11. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 07 شهریور 92), mahdis07 (پنجشنبه 31 مرداد 92), she (سه شنبه 21 آبان 92)

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    مهدیس خانم،

    با نظر من یک مرد وقتی صحبت از طلاق میکند نباید احساس کنه که شما به ادامه زندگی زیاد اصرار دارید. یک همچین احساسی به نظر من

    اونرو در تصمیم گیری تحت فشار میزاره و فکر میکنه که شما لیاقت اونرو ندارین. رفتار کلی شما در چنین شرایطی که میتونه به ادامه زندگیتون

    کمک کنه چند مورد به ذهنم میرسه:

    (1) شما باید باهاش صادق باشید. بهش بگید که هرچند مشکلاتی در زندگیتون داشتید ولی ازش راضی هستید و تمایلی به طلاق ندارین. ولی

    چون زندگی دوطرفه است اون اگه دیگه شما رو نمیخواد میتونه برای طلاق بره اقدام کنه.

    (2) تا لحظه جاری شدن طلاق هیچ وقت روند عادی زندگیتون رو رها نکنید. خونه رو ترک نکنید. باهاش قهر نکنید. رفتار خوبی باهاش داشته باشید

    (3) مهریه حق شماست. به هیچ عنوان فکر بخشش اونرو به ذهنتون راه ندید. در این مورد احساسی نشین. بخشیدن مهریه هیچ مشکلی از شما

    حل نمیکنه در عوض آینده شما رو با مشکلات جدی روبرو میکنه.

    (4) روی خودتون از لحاظ روحی روانی کار کنید تا آمادگی روبرو شدن با طلاق رو داشته باشید. مردها اگر ضعف طرف مقابل رو در برابر طلاق ببینند

    متاسفانه بیشتر به طلاق فکر میکنند(این نظر شخصی منه). بنابراین با این آمادگی در حقیقت شانس ادامه زندگیتون رو افزایش میدین ولی همونطور

    که گفتم نباید از ابراز علاقه تون بهش کم کنید و همچنین حتما بهش بگین که خودتون به ادامه زندگی تمایل دارید البته خیلی خونسرد .

    - - - Updated - - -

    مهدیس خانم،

    با نظر من یک مرد وقتی صحبت از طلاق میکند نباید احساس کنه که شما به ادامه زندگی زیاد اصرار دارید. یک همچین احساسی به نظر من

    اونرو در تصمیم گیری تحت فشار میزاره و فکر میکنه که شما لیاقت اونرو ندارین. رفتار کلی شما در چنین شرایطی که میتونه به ادامه زندگیتون

    کمک کنه چند مورد به ذهنم میرسه:

    (1) شما باید باهاش صادق باشید. بهش بگید که هرچند مشکلاتی در زندگیتون داشتید ولی ازش راضی هستید و تمایلی به طلاق ندارین. ولی

    چون زندگی دوطرفه است اون اگه دیگه شما رو نمیخواد میتونه برای طلاق بره اقدام کنه.

    (2) تا لحظه جاری شدن طلاق هیچ وقت روند عادی زندگیتون رو رها نکنید. خونه رو ترک نکنید. باهاش قهر نکنید. رفتار خوبی باهاش داشته باشید

    (3) مهریه حق شماست. به هیچ عنوان فکر بخشش اونرو به ذهنتون راه ندید. در این مورد احساسی نشین. بخشیدن مهریه هیچ مشکلی از شما

    حل نمیکنه در عوض آینده شما رو با مشکلات جدی روبرو میکنه.

    (4) روی خودتون از لحاظ روحی روانی کار کنید تا آمادگی روبرو شدن با طلاق رو داشته باشید. مردها اگر ضعف طرف مقابل رو در برابر طلاق ببینند

    متاسفانه بیشتر به طلاق فکر میکنند(این نظر شخصی منه). بنابراین با این آمادگی در حقیقت شانس ادامه زندگیتون رو افزایش میدین ولی همونطور

    که گفتم نباید از ابراز علاقه تون بهش کم کنید و همچنین حتما بهش بگین که خودتون به ادامه زندگی تمایل دارید البته خیلی خونسرد .

  13. 6 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 31 مرداد 92), hana 68 (جمعه 01 شهریور 92), mahdis07 (پنجشنبه 31 مرداد 92), sanjab (پنجشنبه 31 مرداد 92), she (سه شنبه 21 آبان 92), tamanaye man (پنجشنبه 07 شهریور 92)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 02 اسفند 92 [ 16:51]
    تاریخ عضویت
    1392-3-01
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    479
    سطح
    9
    Points: 479, Level: 9
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از همه دوستانی که راهنمایی کردند سپاسگزارم همسرم برگشت . مشکل ما از 6 ماه پیش عمیق شد یعنی همون موقع که یه دفعه رفت تو خودش من خیلی اطلاعی درباره اینکه این مساله ممکنه بیماری باشه نداشتم و خیلی زود در برابرش جبهه گرفتم البته بعد که به روانپزشک مراجعه کرد و متوجه شدم افسردگی گرفته کمی مراقب بودم ولی گاهی انقدر آزار میبینم که نمیتونم خودمو کنترل کنم خصوصا که شوهرم داروهاشو نخورد و روز به روز بدتر میشه اینم بگم که من بسیار به شوهرم ابراز علاقه میکنم ولی انقدر بهم بدبینه میگه تو تظاهر میکنی البته نسبت به همه بدبینه حتی خانوادش و فکر میکنه هیچکس دوستش نداره و من به شخصه فکر میکنم مشکل افسردگی همسرم مربوط به شرایط کاریشه و البته سختیهای زیادی که این چند سال که با همیم کشیده چون ما خیلی زود و برخلاف میل خانواده و بدون پشتوانه مالی ازدواج کردیم و بعد ازدواج همسرم خدمت سربازی رفت . نکته جالب در مورد همسرم اینه که گاهی که پرخاشگر میشه و داد میزنه و توهین میکنه بعد نیم ساعتش پشیمون میشه و میگه دست خودم نیست حتی گاهی میگه خودمو دوست ندارم چند شب پیش سر دخترمون داد زد و بچه رفت از ترس خوابید باورم نمیشد یک ساعت با صدای بلند گریه میکرد و میگفت خدایا منو بکش خدایا غلط کردم یا امروز که اومد خونه به من گفت اصلا دوست ندارم آزارت بدم ولی دست خودم نیست

    - - - Updated - - -

    اینم بگم بهم گفت رفتم دادگاه پرونده تشکیل دادم که مهریتو خرد خرد بدم گفتم یعنی چی میخوای طلاقم بدی ؟ گفت نه میخوام حق و حقوقتو که انقدر واست مهمه بدم ماشینمم به نامت میزنم هر چی بهش گفتم من منظورم این نبوده میخواستم بهت بفهمونم قصد جدایی ندارم قبول نکرد و گفت چون به زبون اوردی حتما بهش فکر کردی در صورتی که من اصلا به این چیزا فکر نمیکنم یکی از دوستام بهم گفت به شوهرت اینو بگو که دیگه اسم طلاق رو نیاره و بدونه ضعیف نیستی

    - - - Updated - - -

    الان تصمیم دارم 3 ماه به خودم فرصت بدم و فقط درست رفتار کنم امیدوارم انقدر قوی باشم که در برابر رفتاراش جوش نیارم و تا جایی که میتونم صبور باشم ممنون میشم اگه کسی چیزی میدونه که به دردم بخوره بهم بگه بازم ممنون از همه که لطف کردند و راهنماییم کردند امیدوارم با حضور تو این تالار هر روز شاهد قدرتمندترشدن خودم و بهبود حال شوهرم باشم

  15. 2 کاربر از پست مفید mahdis07 تشکرکرده اند .

    shapoor (پنجشنبه 31 مرداد 92), she (سه شنبه 21 آبان 92)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 92 [ 21:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-06
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    724
    سطح
    14
    Points: 724, Level: 14
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 76 در 56 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    25
    Array
    سلام دوست عزیز ما هم برات ارزوی موفقیداریم

  17. کاربر روبرو از پست مفید niloo1 تشکرکرده است .

    mahdis07 (جمعه 01 شهریور 92)

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 آذر 94 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-07
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    3,323
    سطح
    35
    Points: 3,323, Level: 35
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,117

    تشکرشده 633 در 254 پست

    Rep Power
    45
    Array
    دوست عزیز این فرصت خیلی خوبیه و شما می تونید راهکار های مفید دوستانو اجرا کنید.

    به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی حرف جداییو نزنید و اگه ایشون چیزی در این زمینه گفتن شما اصلا" به روی خودتون نیارید. هدف اصلیتونو درمان افسردگی ایشون قرار بدید. یادتون باشه توی پرسه ی درمان ممکنه ایشون باز ناامید بشه و داروهاشو نخوره تشویق و دلگرمی شما میتونه خیلی بهشون کمک کنه. راجع به مسئله مهریه بازهم تاکید کنید که هدفتون این بوده که مانع جدایی بشید ولی اگه بازهم برای دادنش اصرار کردن پیشنهاد می کنم که اصرار نکنید من این رفتارا رو توی مردها خیلی دیدم که وقتی خانمشون حرف مهریه رو پیش می کشه دوست دارن به هر نحوی شده اونو بپردازن.

    راجع به عصبانیتشون هم خود مشاور میتونه راهماییشون کنه. شماهم با یه سرچ تو نت می تونید راهکارهاییو پیدا کنید و به ایشون منتقل کنید. چیزایی که گفتید خیلی طبیعیه تقریبا" بعد همه ی عصبانیت ها پشیمونی هست و گریه ایشون هم میشه پای افسرذگیشون گذاشت.

    موفق باشید.
    پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
    من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

  19. 2 کاربر از پست مفید shapoor تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 07 شهریور 92), mahdis07 (جمعه 01 شهریور 92)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.