به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوس داشتن اون شکلی منتفی هست.نهایتش به خاطر احساس کمبود سطح سوادو این چیزا بخاد جلب توجه کنه با این فرض خودت،به نظرم بابزرگواری وکرامت باهاش برخوردکن طوری که درشأن یک انسان باسواد باشه،واقعا وصادقانه ازخوبیهای شوهرش ومزیتهای زندگی خودش بهش بگو شنیدن اینها از زبان شما حالشو بهترمیکنه وبهش اعتماد به نفس میده اگه حسود هم باشه،آدمای حسود تمایل زیادی به برقراری رابطه صمیمی بادیگران دارند،شماقراره با این جاری سالیان سال زندگی کنی پس بهتره بادرایت وعاقلانه بااین مساله روبرو بشوی شایدواقعا در زندگی آیندت همین جاری کمکها ودلخوشیهای واست داشت.شوهرخودت هم طبیعتا درگیرزندگی خودش باشمامیشه.
    ویرایش توسط ammin : سه شنبه 15 مرداد 92 در ساعت 21:43 دلیل: حذف قسمت اضافه

  2. 8 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 15 مرداد 92), hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), meinoush (چهارشنبه 16 مرداد 92), mohammad6599 (پنجشنبه 17 مرداد 92), reihane_b (چهارشنبه 16 مرداد 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 16 مرداد 92), یکی مثل شما (چهارشنبه 16 مرداد 92), داود.ت (سه شنبه 15 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    شایدم با توجه به سنش که کمه این رفتارش یجور جلب توجه نابخردانه باشه.شاید میخواد با این رفتاراش جلب توجه کنه اما راهشو بلد نیست یا مثلا بگه من خیلی جذابم و همه بهم توجه دارن

    شما اگه یه مدت بهش رو ندی و باهاش سرسنگین باشی احتمالا حل و فصل بشه

    گفتنش به همسرت در شرایطی که مطمئن نیستی واقعا دلیل رفتاراش چیه درست نیست چون ممکنه دعواپیش بیاد باتوجه به اینکه همسرت زمینه ایجاد دعوا رو هم داره .

  4. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 شهریور 92 [ 22:38]
    تاریخ عضویت
    1391-10-01
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    783
    سطح
    14
    Points: 783, Level: 14
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 264 در 100 پست

    Rep Power
    26
    Array
    اولین کار اینه که احساساتت را کنترل کنی و مدام بدنبال نشانه های دوست داشتن جاریت نباشی.هستی جان اگر جاری شما به شوهر شما توجه میکنه میتونه بعلت فاصله سنی زیاد با همسرش باشه و چون با خانواده همسر زندگی میکرده و شوهر شما از نظر سنی بهش نزدیک بوده باهاش احساس راحتی میکرده و شاید هم شوهر شما را مناسبتر می بینه.
    شما به هیچ وجه نباید روی این موضوع پیش شوهرتون فوکوس کنید و اشتباه اولتون این بوده که با شوهرتون سر این موضوع بحث کردین و با این کارتون شوهرتون را حساس کردین.
    دوم در مورد عکس ها باهاش حرف زدین.سوم اینکه بشدت به سمت جاریتون سوگیری دارین و این باعث میشه که حتما بخواید به این نتیجه برسین که می خواد زندگی شما را از هم بپاشه.
    احتیاط شرط عقله و مطمئنا چیزی هست که شما را اذیت میکنه اما باید با تدبیر عمل کنید.اول اینکه باید شوهرتون را از محبت واقعی لبریز کنید .برگ برنده با شماست چون اون شما را انتخاب کرده پس بهش محبت کنید و مدام بهش در عمل و کلام بگید که بهش اعتماد دارین و میدونید که مرد زندگی ست. بهش بگید خوشحالید که خانواده ش انقد روش حساب باز میکنن و چقد خوشحال شدین که وقتی عکس جاریش امده ندیده و بلندشده رفته و بخاطر چشم پاکیش ازش تشکر کنید .
    در آرامش بهش بگید که خیلی خوبه که کمک حال خانواده است اما چون ازدواج کرده باید بیشتر به فکر زندگی مشترک باشه و با زبان زنانه بهش بگید که دوست ندارید که خودشو وقف کارهای جاری ها کنن.
    اما در ارتباط با جاریتون.....نمیدونم شما هم قراره توی همون خونه زندگی کنید یا نه؟دقت کنید ببینید رابطه ش با شوهرش چطوریه؟شوهرش باهاش چطور برخورد میکنه؟از نظر شغلی جایگاه شوهر شما بهتره یا همسرش؟

  6. 2 کاربر از پست مفید یکی مثل شما تشکرکرده اند .

    hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), reihane_b (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  7. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    hasti25 عزیز

    به تالار همدردی خوش آمدی


    به هیچ عنوان حرفی مبنی بر علاقه جاری به همسرت نزن و به هیچ عنوان هم چنین برداشتی از حرفهای جاریت نداشته باش . با همسرت بر سر صحبتهای جاری برخوردهای تند و چکشی نداشته باش .


    بسیار با درایت و با محبت با جاریت رفتار کن و از زندگیش و نقاط قوتش تعریف کن و از اینکه چقدر او و همسرش به هم میایند و اینکه دوست داری به تو هم یاد بده که چطور آدم باید با شوهرش رفتار کنه که زندگیش را بهتر حفظ کنه و ابراز نابلدی کن و با دیالگی به این روش با جاریت صحبت کن :

    عزیزم با اینکه تو از من کوچکتر هستی اما می بینم پخته تری و من باید ازت یه چیزهایی یاد بگیرم تا بهتر بلد بشم همسر داری کنم و ... اگر بهم کمک کنی خوشحالم می کنی . آیا می تونم مثل یک خواهر روی تو حساب کنم و امیدوار باشم که قلق ها و روشهای شوهر داری را بهم یاد می دهی ؟

    اینگونه به او اعتماد به نفس می دهی و عزت نفس او را تقویت می کنی و با روشی زیرکانه و ظریف او را متوجه زندگیش و ارزشهای زندگیش می کنی . بعضی از نکته های مثبت رویه او در رفتار با همسرش را شکار کن و بهش ابراز کن که از این فلان رفتارت با همسرت خیلی خوشم اومد من هم سعی می کنم به کار ببندم . و ..... امیدوارم روندی که مد نظرم هست را متوجه شده باشی .

    به هیچ وجه از روابط گرم خودت و همسرت نزد جاریت حرف نزن بخصوص از محبتهای خصوصی . و به هیچ وجه جزییات روابطتتان را بیان نکن و بگذار تصور کنه که خجالت می کشی و .....

    در رابطه با جاریت خاکی باش و از دانشگاه و تحصیلات و ... از از جایگاه آگاهی هایت با او حرفی نزن . خودت را همسطح او از نظر آگاهی نشان بده و ویژگی های مثبتش را برجسته و تحیسن کن . در حضور او با همسرت به گونه ای نباش که حسرت برانگیز باشد و صمیمیتهایتان را در حضور او آشکار نکن .

    در خصوص صحبتهایی که در رابطه با همسرت و .... که غالباً حاکی از جلب توجه بخاطر ضعف اعتماد به نفس و ضعف عزت نفس دارد می کند حواست را پرت کن و با ظرافت بحث را عوض کن و ......

    در معرض دید او با برادر شوهرت یعنی همسر او روی حریمها در رفتار تأکید کن و نشان بده که حد و مرز ارتباطات با برادر همسر یابد چگونه باشه ( به صورت عملی و با رفتارت )

    بهتر هست زودتر مراسم عروسی را گرفته و مستقل شده و وارد زندگی شخصی شوید و همسرتان را از تنهایی بیرون باورید . فاصله مکانی شما با هم به مدت طولانی مناسب نیست .

    با همسرت خیلی ظریف از حد و مرزها صحبت کن و با هم قراردادهایی را طرح کنید و در آن خطوط قرمز روابط را هم مشخص کنید .






  8. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 16 مرداد 92), deljoo_deltang (سه شنبه 22 مرداد 92), hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), meinoush (چهارشنبه 16 مرداد 92), mohammad6599 (پنجشنبه 17 مرداد 92), reihane_b (چهارشنبه 16 مرداد 92), یکی مثل شما (چهارشنبه 16 مرداد 92), مهربونی... (پنجشنبه 17 مرداد 92), سپيده سادات (شنبه 19 مرداد 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    هستی جان، هیچ وقت به برعکسش فکر کردی. شاید برات مهم شده چون تو فکر میکنی چیزهایی داره که اونو ازت سرتر میکنه.

    اینو گفتم چون اگه اینطور باشه بیشتر از اونی که روی جاریت تمرکز کنی باید روی خودت تمرکز کنی.
    نه اینطوری فکر نمیکنم، آخه احساس نمیکنم که اون چیزی از من بیشتر داشته باشه. کلی اختلاف سنی با همسرش داره درصورتیکه من و همسرم 3سال اختلاف سنی داریم. این جاریم مامان و باباش از هم جدا شدن و زیر دست نامادری بزرگ شده ولی نامادریش فوق العاده آدم خوب و مهربونی هست. از لحاظ تحصیلاتم من شرایطم بهتره. فکر نمیکنم حس حسادت بهش کنم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    دوس داشتن اون شکلی منتفی هست.نهایتش به خاطر احساس کمبود سطح سوادو این چیزا بخاد جلب توجه کنه با این فرض خودت،به نظرم بابزرگواری وکرامت باهاش برخوردکن طوری که درشأن یک انسان باسواد باشه،واقعا وصادقانه ازخوبیهای شوهرش ومزیتهای زندگی خودش بهش بگو شنیدن اینها از زبان شما حالشو بهترمیکنه وبهش اعتماد به نفس میده اگه حسود هم باشه،آدمای حسود تمایل زیادی به برقراری رابطه صمیمی بادیگران دارند،شماقراره با این جاری سالیان سال زندگی کنی پس بهتره بادرایت وعاقلانه بااین مساله روبرو بشوی شایدواقعا در زندگی آیندت همین جاری کمکها ودلخوشیهای واست داشت.شوهرخودت هم طبیعتا درگیرزندگی خودش باشمامیشه.
    بله منم باهاتون موافقم اگه اونو متوجه زندگی خودش کنم خیلی بهتره!!! مر30

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط یکی مثل شما نمایش پست ها
    اولین کار اینه که احساساتت را کنترل کنی و مدام بدنبال نشانه های دوست داشتن جاریت نباشی.هستی جان اگر جاری شما به شوهر شما توجه میکنه میتونه بعلت فاصله سنی زیاد با همسرش باشه و چون با خانواده همسر زندگی میکرده و شوهر شما از نظر سنی بهش نزدیک بوده باهاش احساس راحتی میکرده و شاید هم شوهر شما را مناسبتر می بینه.
    شما به هیچ وجه نباید روی این موضوع پیش شوهرتون فوکوس کنید و اشتباه اولتون این بوده که با شوهرتون سر این موضوع بحث کردین و با این کارتون شوهرتون را حساس کردین.
    دوم در مورد عکس ها باهاش حرف زدین.سوم اینکه بشدت به سمت جاریتون سوگیری دارین و این باعث میشه که حتما بخواید به این نتیجه برسین که می خواد زندگی شما را از هم بپاشه.
    احتیاط شرط عقله و مطمئنا چیزی هست که شما را اذیت میکنه اما باید با تدبیر عمل کنید.اول اینکه باید شوهرتون را از محبت واقعی لبریز کنید .برگ برنده با شماست چون اون شما را انتخاب کرده پس بهش محبت کنید و مدام بهش در عمل و کلام بگید که بهش اعتماد دارین و میدونید که مرد زندگی ست. بهش بگید خوشحالید که خانواده ش انقد روش حساب باز میکنن و چقد خوشحال شدین که وقتی عکس جاریش امده ندیده و بلندشده رفته و بخاطر چشم پاکیش ازش تشکر کنید .
    در آرامش بهش بگید که خیلی خوبه که کمک حال خانواده است اما چون ازدواج کرده باید بیشتر به فکر زندگی مشترک باشه و با زبان زنانه بهش بگید که دوست ندارید که خودشو وقف کارهای جاری ها کنن.
    اما در ارتباط با جاریتون.....نمیدونم شما هم قراره توی همون خونه زندگی کنید یا نه؟
    نه من به نظرم قضیه دوری و دوستی خیلی صادقه. و به همسرم گفتم که باید خونه جدا داشته باشیم و همسرم قبول کرده.
    دقت کنید ببینید رابطه ش با شوهرش چطوریه؟
    زیاد جلوی ما رابطه ای ندارن و اگه شوهرش کارش داشته باشه صداش میکنه یه گوشه کارشو میگه!! البته من و همسرم هم سعی میکنیم جلوی بقیه زیاد رابطه عشقولانه نداشته باشیم و کلا چون حسادتشون گل نکنه با همسرم زیاد حرف نمیزنم و با خواهرشوهرام و جاریهام گرم میگیرم و کمکشون میکنم.
    شوهرش باهاش چطور برخورد میکنه؟
    برخوردش خوبه ولی هیچوقت جلوی بقیه ابراز احساسات نمیکنه-حداقل جلوی من که اینطوری بوده- ولی شوهر من هرچقدرم من خودمو با کارا مشغول کنم بازم سرو کله اش پیدا میشه و میاد تو آشپزخونه میشینه نگام میکنه یا بهم لبخند میزنه ...
    از نظر شغلی جایگاه شوهر شما بهتره یا همسرش؟
    جایگاه همسر اون بهتره. و شوهر من فعلا بیکار هست و کمرش چند وقته درد میکنه و کار سنگین نمیتونه انجام بده... این مشکلاتو تو پست همش با شوهرم دعوام میشه گفتم
    ممنون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    به هیچ عنوان حرفی مبنی بر علاقه جاری به همسرت نزن و به هیچ عنوان هم چنین برداشتی از حرفهای جاریت نداشته باش . با همسرت بر سر صحبتهای جاری برخوردهای تند و چکشی نداشته باش .
    -چشم تمام تلاشم رو میکنم و ازین به بعد هدفم همینه که دیگه شوهرمو با این حرفا حساس نکنم و به حرفای جاریم هم اهمیتی ندم.

    بسیار با درایت و با محبت با جاریت رفتار کن و از زندگیش و نقاط قوتش تعریف کن و از اینکه چقدر او و همسرش به هم میایند و اینکه دوست داری به تو هم یاد بده که چطور آدم باید با شوهرش رفتار کنه که زندگیش را بهتر حفظ کنه و ابراز نابلدی کن

    اینگونه به او اعتماد به نفس می دهی و عزت نفس او را تقویت می کنی و با روشی زیرکانه و ظریف او را متوجه زندگیش و ارزشهای زندگیش می کنی . بعضی از نکته های مثبت رویه او در رفتار با همسرش را شکار کن و بهش ابراز کن که از این فلان رفتارت با همسرت خیلی خوشم اومد من هم سعی می کنم به کار ببندم . و ..... امیدوارم روندی که مد نظرم هست را متوجه شده باشی .

    آره به نظر منم فرشته جون این بهترین راه حله و باید کاری کنم که به زندگی خودش توجه بیشتری کنه مرسیییییییییی

    به هیچ وجه از روابط گرم خودت و همسرت نزد جاریت حرف نزن بخصوص از محبتهای خصوصی . و به هیچ وجه جزییات روابطتتان را بیان نکن و بگذار تصور کنه که خجالت می کشی و .....
    منم همیشه همینکارو میکنم چون دوست نداشتم کسی بهم حسادت کنه واسه همین با این رفتارهاش فکر کردم چون من اینطوری رفتار کردم اون با خودش فکر کرده که همسر من رفتار خوب و گرمی با من نداره واسه همین تصمیم گرفته بودم تغییرش بدم. ولی باشه بازم همینطوری رفتار میکنم.


    در رابطه با جاریت خاکی باش و از دانشگاه و تحصیلات و ... از از جایگاه آگاهی هایت با او حرفی نزن . خودت را همسطح او از نظر آگاهی نشان بده و ویژگی های مثبتش را برجسته و تحیسن کن . در حضور او با همسرت به گونه ای نباش که حسرت برانگیز باشد و صمیمیتهایتان را در حضور او آشکار نکن .
    راستش فرشته مهربون کلا من خودم آدم خاکی هستم و ازینجور کارها خوشم نمیاد و هروقت باهاش حرف میزنم اصلا طوری رفتار نمیکنم که فکر کنه من خودمو ازون بالاتر میدونم کاملا خاکی برخورد میکنم.

    در خصوص صحبتهایی که در رابطه با همسرت و .... که غالباً حاکی از جلب توجه بخاطر ضعف اعتماد به نفس و ضعف عزت نفس دارد می کند حواست را پرت کن و با ظرافت بحث را عوض کن و ......
    در معرض دید او با برادر شوهرت یعنی همسر او روی حریمها در رفتار تأکید کن و نشان بده که حد و مرز ارتباطات با برادر همسر یابد چگونه باشه ( به صورت عملی و با رفتارت )

    چشم

    بهتر هست زودتر مراسم عروسی را گرفته و مستقل شده و وارد زندگی شخصی شوید و همسرتان را از تنهایی بیرون باورید . فاصله مکانی شما با هم به مدت طولانی مناسب نیست .
    راستش فرشته مهربون منم دوست دارم ولی این مشکلو هم توی یه موضوع دیگه با اسم " همش با شوهرم دعوام میشه " گفتم خواهش میکنم کمکم کنین


    با همسرت خیلی ظریف از حد و مرزها صحبت کن و با هم قراردادهایی را طرح کنید و در آن خطوط قرمز روابط را هم مشخص کنید .
    صحبت کردم و بهم اطمینان داد که رفتارشو کمی کنترل شده میکنه تا خدایی نکرده باعث سوء تفاهم نشه. خیلی دلداریم داد و بهم گفت تو نباید اینقدر ضعیف باشی و کاری کنی که اون به هدفش برسه و خوشحال بشه که تورو ناراحت کرده و اینکه قبول کرد اون حتما مشکل اخلاقی داره که اینطور رفتار میکنه.
    فرشته جون بینهایت ممنونم که کمکم کردین

  10. 2 کاربر از پست مفید hasti25 تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 16 مرداد 92), مهربونی... (پنجشنبه 17 مرداد 92)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 94 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    2,416
    سطح
    29
    Points: 2,416, Level: 29
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 89 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام هستی جان
    دوستان همه نکات مفید رو گفتن ولی من هم چون شرایطی تقریبا مشابه شما داشتم خواستم چیزهایی بگم شاید به دردت بخوره.
    جاری منم ازم کوچیکتره اون دیپلمه و من فوق لیسانس و کارمند. از روز اول خیلی بمن حسادت میکرد کاملا مشهود بود حتی بچه 2ساله هم میفهمید ما هم تو 2تا شهر جدا هستیم ولی خوبیش اینه که شوهرم پیش خودمه و کارش اینجاس ولی همون معدود دفعاتی که میرفته شهرشون که من باهاش نبودم یا مثلا قبل از ازدواجمون جاریم یه چیزایی میگفت
    مثلا یه بار گفت شوهرت اومده خونمون منم یادم رفته عکس عروسی رو از رو اپن آشپزخونه بردارم دیدم همه ش شوهرت سرش پایینه گفتم اوا این چرا امروز انقد سربزیر شده بعد فهمیدم واسه عکسه بعد خودش قهقه میخندید یا مثلا میگفت با شوهرت درددل کردم از مامانش و باباش و.... و اونم راهنماییم کرده بین خانواده شون فقط شوهرت خوبه حرف منو میفهمه..... حالا من چیکار کردم اولا اصلا جواب ندادم فقط هرز گاهی سرمو از لپ تاپ بلند میکردم و با یه لبخند عاقل اندر سفیه نگاش میکردم یه مدت اینجوری بود انقد گفت و گفت تا خسته شد منم نه هیچی به شوهرم گفتم نه عکس العمل به خودش نشون دادم چون میفهمیدم داره از حسودی میمیره چون موقعیت ظاهر تحصیلات اخلاق و همه چی خودم و شوهرم ازون و شوهرش بیشتره گاهی هم دلم براش میسوخت چون از لابلای همه حرفاش عقده معلوم بود تا اینکه گذشت و خودش خسته شد و حالا میشینه با من درددل میکنه اینکه چقد با شوهرش و خانواده ش دعوا داشته شوهرش زده تو دهنش و مادر شوهرم و پدر شوهرم بهش بدوبیراه گفتن و..... حالا فهمیدم واقعا اونا همه عقده بوده
    پس شما هم اصلا عکس العمل نشون نده تحصیلات شما خاری توی چشمشه و نمیتونه تحمل کنه فقط بهش لبخند بزن به هیچ عنوان باهاش صمیمی نشو درد دل نکن به جز مسایل روزمره اونم اگه مجبور شدی باهاش حرف نزن فقط شنونده باش اینو با اطمینان 100% میگم فقط میخواد حرصتو در بیاره و کمبودهایی که خودش تو زندگیش داره رو تو زندگی شما هم ایجاد کنه دقیقا مثل جاری من و شما هم مثل من با صبوری و بی اعتنایی و تحویل نگرفتنش خسته ش کن. و در مورد شوهرت انقد بهش محبت کن رگ خوابشو با ترفندهای زنونه بدست بیار تا یه جوری وابسته ت شه که چشم بسته به حرفات گوش کنه اونوقت ازش بخواه دیگه جاریتو اینور اونور نبره اگه هم برد با مادرش باشه تنها نرن بگو لااقل به خاطر حرف مردم ولی با دعوا و غرولند هیچی رو از مردها نباید بخوای.موفق باشی

  12. 2 کاربر از پست مفید ارغوان62 تشکرکرده اند .

    hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), meinoush (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  13. #17
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hasti25 نمایش پست ها
    آقای rude boy منظورتون اینه که من دخالت نکنم یا جاریم؟؟؟ :) اگه منظورتون منم پس چیکار کنم؟؟ به نظرتون درست حدس زدم یا نه؟؟ اون زن هدفش چیه؟؟؟
    نمی گم دخالت نکنین، می گم اون طوری که توی تیتر تاپیکتون نوشتین، بیان نکنین و مستقیم توی روی شوهرتون نگین که رابطه ات با زن برادرت یا رابطه اون با تو غیرعادی هست.

    هوشمندانه و بدون تابلو شدن در راستای کاهش رابطه شون و بهتر شدن رابطه خودتون اقدام کنین.

  14. 2 کاربر از پست مفید Rude Boy تشکرکرده اند .

    hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), نیلا (سه شنبه 22 مرداد 92)

  15. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    همه اینو گفتن منم یه بار دیگه بهت بگم :) توی این مدل مسایل اصلا در کل درست نیست که ادم بیاد به شوهرش بگه فلانی احساسش اینطوریه نسبت بهش. چرا؟ چون اینطوری انقدر اون دخترو بزرگ کردی که در حد یه رقیب حسابش اوردی و مطرحش کردی علنی! این باعث میشه شوهرت به اون دختر و رفتاراش حساس شه و دقت کنه. و خدای نکرده این احتمال هست که بعد از اینکه مطرح کردی موضوعو و شوهرت هم متوجه حضور اون خانم و رفتاراش شد کم کم همونی بشه که نشده!! این یه قانون کلیه. اما هر ادمی رفتارا و اخلاقای خودشو داره. راهنمایی های دوستان مخصوصا فرشته مهربونو انجام بده. دلیل اینکه اینکارو نکنی رو هم بهت گفتم که یه وقت از دهنت نپره توی عصبانیت. خودت باید مشکلتو با هر زن دیگه ای حل کنی وقتی شوهرت وسط مشکل نیست در واقع. روش حل کردن مشکلت رو هم که فرشته مهربون گفت. حرص هم نخور. صبور باش. راستی ارغوان هم راهنمایی خوبی کرده. موفق باشی.

  16. 5 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    gheryeh (دوشنبه 21 مرداد 92), hasti25 (چهارشنبه 16 مرداد 92), mohammad6599 (پنجشنبه 17 مرداد 92), reihane_b (چهارشنبه 16 مرداد 92), shabe niloofari (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ارغوان62 نمایش پست ها
    مثلا یه بار گفت شوهرت اومده خونمون منم یادم رفته عکس عروسی رو از رو اپن آشپزخونه بردارم دیدم همه ش شوهرت سرش پایینه گفتم اوا این چرا امروز انقد سربزیر شده بعد فهمیدم واسه عکسه
    یا مثلا میگفت با شوهرت درددل کردم از مامانش و باباش و.... و اونم راهنماییم کرده بین خانواده شون فقط شوهرت خوبه حرف منو میفهمه.....
    پس شما هم اصلا عکس العمل نشون نده تحصیلات شما خاری توی چشمشه و نمیتونه تحمل کنه فقط بهش لبخند بزن به هیچ عنوان باهاش صمیمی نشو درد دل نکن به جز مسایل روزمره اونم اگه مجبور شدی باهاش حرف نزن فقط شنونده باش اینو با اطمینان 100% میگم فقط میخواد حرصتو در بیاره و کمبودهایی که خودش تو زندگیش داره رو تو زندگی شما هم ایجاد کنه دقیقا مثل جاری من و شما هم مثل من با صبوری و بی اعتنایی و تحویل نگرفتنش خسته ش کن. و در مورد شوهرت انقد بهش محبت کن رگ خوابشو با ترفندهای زنونه بدست بیار تا یه جوری وابسته ت شه که چشم بسته به حرفات گوش کنه اونوقت ازش بخواه دیگه جاریتو اینور اونور نبره اگه هم برد با مادرش باشه تنها نرن بگو لااقل به خاطر حرف مردم ولی با دعوا و غرولند هیچی رو از مردها نباید بخوای.موفق باشی
    مرسی عزیزم!!! چه شباهتی!!! خودمم هنگ کردم جدی همشم بهم میگه از همه خانوادشون اخلاق شوهر تو بهتره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    نمی گم دخالت نکنین، می گم اون طوری که توی تیتر تاپیکتون نوشتین، بیان نکنین و مستقیم توی روی شوهرتون نگین که رابطه ات با زن برادرت یا رابطه اون با تو غیرعادی هست.

    هوشمندانه و بدون تابلو شدن در راستای کاهش رابطه شون و بهتر شدن رابطه خودتون اقدام کنین.
    مرسی، الان منظورتونو فهمیدم

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    [سلام خانم هستي؟
    راه حل هارو همه دوستان گفتن ولي اهميت يك موضوع بدرستي ادا نشد و اون بخاطر اهميت و عبرت همه مون بايد گفته بشه و ازت ميخوام كه به دل نگيري فقط عمق مطلبو درك كني! اينكه تو با مطرح كردن ذهنيت اين موضوع تخم فتنه اي را كاشتي هم در دل خودت و هم شوهرت و هم خانواده
    اشاعه گناه خيلي بدترو گناه تر از خود گناه است تو اينكارو كردي. روابط افراد خانواده در حالات و موقعيتهاي مختلف شرايطي را ايجاب ميكند بايد آنرا پذيرفت و در صورت ضرورت و اهميت زمينه كج رفتاري را از بين برد نه كه آنرا علني و اثبلت نمود؟ انسان خيلي چيزهارو ميبيند ولي نبايد دنبال افشا و رسميت دادن به هيجانات و اتفاقات بود؟

    - - - Updated - - -

    بنظرم شما بر خلاف ادعاي خاكي بودنت كه ممكن است در رفتارهاي روز مرگيت جاري باشه ادعاي تيزي و فهم سريع و ... در درونتون هست كه بخودتون اجازه ميدين آنرا به ديگران بفهمونين.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.