به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام خواهر گرامی

    در مورد دعوای اون شب و مسائل پیش اومده با نظر دوستای خوبم مبنی بر عدم دخالت کاملا موافقم.بذارید در درون خودشون مشکل حل بشه.فقط هر وقت شوهرتون اظهار علاقه کرد برای از بین بردن کدورت ها(مثلا با دعوت دوباره اونها)همراهیشون کنید.


    من پدرم انسانی عصبی است.ترکش این عصبانیت بارها به ما هم خورده.اما مادرم میگه پدرم سال به سال بهتر شد.منظورم این نیست که به امید خدا رهاش کنید که خودش خوب میشه.نه،دقیقا برعکسه.

    بارها از پدرم پرسیدیم که چطور اینقدر تغیر کردی.بابام در جواب میگه باز هم به همون راحتی و شدت عصبانی میشم .اما دیگه به همون راحتی بروز نمیدم.به همون زودی تصمیمم رو عملی نمی کنم.این چیزی که پدرم بهش رسید و خیلی خیلی خیلی سعی کرد تا بر نفس سر کش افسار بزنه.اما باز هم هر از گاهی عنان کار از کف میده.که خوشبختانه قابل اغماض(چون خیلی کمه)

    مشکلی که در افراد عصبی هست،عدم توانایی اونها در کنترل خشم خودشونه.کسب این مهارت(کنترل خشم) میتونه کلید حل این مشکل باشه.

    چیز دیگر هم در مواجهه با این افراد رفتار شما قبل ، حین و بعد از برخورده.البته شما به اگاهیتون نسبت به این موضوع اشاره کردید.ولی این کار رو بعد از 1.5 سال فرا گرفتید.یعنی بعد از شناخت همسرتون.حالا شوهرتون هم برای فائق شدن بر خشم خودش نیاز به شناخت داره.از خودش.از ضعف هاش.مشاور کاردان میتونه در این زمینه کمک حال خوبی باشه.

    به نظر من شما تا حدی میتونید رو ایشون تاثیر گذار باشید.شما بهتره برید پیش یه مشاوره خوب.شاید لازم شد و ایشون شما رو به یه روانپزشک هم ارجاع داد و دارو درمانی صورت بگیره.(گاهی کار تیمی از روانپزشک و روان شناس لازمه).

    خواهر گرامی،با حفظ ارامش سعی کنید شوهرتون رو همراه کنید به یک مشاور و حتی الامکان حواستون به مسائل تحریک کننده باشه.(دقت کنید خونواده ایشون و دخالت و انتقاد از خونواده ایشون هم میتونه یک محرک قوی باشد)

    به لطف خدا و همت شما و شوهرتون همه چیز حل میشه.نگران نباشید.

    فقط خدا

  2. 3 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    reyhan (چهارشنبه 09 مرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 09 مرداد 92), ویدا@ (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    شوهرم امروز میگفت کمکم کن.تو تنها کسی هستی که میتونی کمکم کنی.
    خب ما هم گاهی مثل همه زن و شوهرا بحث میکنیم و اون کلا زود عصبی میشه و من سعی میکنم کنترلش کنم تا به مرز جنون نرسه.
    من چطور کمکش کنم؟حس میکنم نیاز به درمان داره.هر چند خودم اعتقادی به داروهای روانپزشکی ندارم و شوهرمم فک نکنم قبول کنه بیاد.
    واقعا اگه شوهرم آروم بد،صبر داشت و جوابشونو نمیداد همه چیز به خیر و خوشی میگذشت.اما معلوم نیست 28 سالی که من نبودم چی به سرش آوردن که تحمل هیچ چیو نداره

    - - - Updated - - -

    همسرم خیلی انسان پاک،سالم،با خدا و مهربونیه.از طرفی در تحصیلات و کارشم بسیار موفق و توانمنده.با همه هم رابطه خوبی داره.الان که حدود 3 ساله از عقدمون و یک سال و نیمه از عروسیمون میگذره همه فامیل من به شدت دوسش دارن.با همه جور آدم میسازه و دوست خوبی هست.من نشانه های عصبانیتو فقط درش پشت فرمون میبینم که اگه یکی مثلا براش بوق الکی بده میخواد جبران کنه و اذیت کنه طرفو و ... غیر از اون فقط نسبت به من و خانواده خودش بخصوص پدر مادرش اینطوریه.یعنی غیر از ماها تقریبا هیچ جای دیگه مشکلی نداره و به شدت محبوب هم هست و دوستاشم اونو خیلی خوش اخلاق میدونن.حتی دوستای هم خوابگاهیش که 4 سال با هم بودن.
    خودشم بارها اقرار کرده و میگه چون شماهارو دوست دارم و ازتون انتظار دارم ارتون ناراحت میشم و عصبی.

  4. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام مجدد

    خب این خیلی خوبه که ایشون چنین دیدی نسبت به شما داره.حالا که این شانس رو داری از دستش ندید و قانعش کنید واسه رفتن پیش یه مشاور.

    اتفاقا یه جاهایی باید به دارو اعتماد کنید.انسان موجود پیچیده ای .گاهی کم و زیاد شدن یه هورمون میتونه سیستم انسان رو به کل به هم بریزه.

    با این تفاسیر شوهرتون خوبی های زیادی دارن.البته شما هم بزرگوارید که این خوبی ها رو در ایشون می بینید و صرفا فدای اندک عیوب ایشون نمی کنید.واقعا نکته ای که گفتید درسته.شما 1.5 ساله این ادم رو می شناسید.ادمی که 28 سال نمیشه فهمید دچار چه مشکلات و عقده هایی شده.(تو این زمینه هم مشاور میتونه با ریشه یابی اساسی کمک خوبی باشه).

    خواهر خوب من،همه ما گرفتار یک سری عیوبیم.یکی مسئولیت پذیر نیست،یکی بد بینه،یکی خسیسه،یکی هم مثل شوهرتون عصبیه.قرار نیست که همه خوبیها در یک نفر جمع شده باشه.

    ان شاءالله موفق می شید

    فقط خدا

  6. 2 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    reyhan (چهارشنبه 09 مرداد 92), ویدا@ (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط faghat-KHODA نمایش پست ها
    سلام مجدد

    خب این خیلی خوبه که ایشون چنین دیدی نسبت به شما داره.حالا که این شانس رو داری از دستش ندید و قانعش کنید واسه رفتن پیش یه مشاور.

    اتفاقا یه جاهایی باید به دارو اعتماد کنید.انسان موجود پیچیده ای .گاهی کم و زیاد شدن یه هورمون میتونه سیستم انسان رو به کل به هم بریزه.

    با این تفاسیر شوهرتون خوبی های زیادی دارن.البته شما هم بزرگوارید که این خوبی ها رو در ایشون می بینید و صرفا فدای اندک عیوب ایشون نمی کنید.واقعا نکته ای که گفتید درسته.شما 1.5 ساله این ادم رو می شناسید.ادمی که 28 سال نمیشه فهمید دچار چه مشکلات و عقده هایی شده.(تو این زمینه هم مشاور میتونه با ریشه یابی اساسی کمک خوبی باشه).

    خواهر خوب من،همه ما گرفتار یک سری عیوبیم.یکی مسئولیت پذیر نیست،یکی بد بینه،یکی خسیسه،یکی هم مثل شوهرتون عصبیه.قرار نیست که همه خوبیها در یک نفر جمع شده باشه.

    ان شاءالله موفق می شید

    فقط خدا
    سلام،ممنونم ازتون،حرفاتون بهم آرامش داده.چون همسرم گرایش مذهبی داره همیشه سعی کردم ازین راه وارد شم .تا حدی هم موفق بودم
    چشم،سعی میکنم راضیش کنم برا مشاوره رفتن.البته سخته،تابحال چنین تجربه ای نداشتیم.فعلا باید یه کم صبر کنم تا این عصبانیتش فروکش کنه.

  8. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    چه جالب.
    چون من هم 1/5 سال عقد بودم و 1/5 ساله عروسی کردم. شوهرم هم پاکه هم با خداست هم سالم. هم مهربون هم خوش قلب و با هیییییچ بشری تا به حال دچار تنش نشده جز من !!! و هرکس که من پاش رو به زندگیم باز کردم. چه خونواده خودش بودن چه خونواده من .
    کم کم دارم به این نتیجه تأسف بار میرسم که خودم این خاطرات تلخ این چند سال رو رقم زدم. امیدوارم برای ترمیم و جبران دیر نشده باشه.
    ویرایش توسط گل آرا : چهارشنبه 09 مرداد 92 در ساعت 20:22

  10. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    reyhan (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  11. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    امروز خیلی خوب کنارش بودم.کلی آروم شد اما خب ناراحته.میدونم خیلی طول میکشه تا این قضیه درست شه.
    اون الان باهام خوبه.منم خیلی باید حواسمو جمع کنم.چون از قاعده عصبی شدنش مستثنی نیستم.مثلا اون امروز یه سره درمورد خانوادش بد میگفت اما من یه بارم حرفشو ادامه ندادم.فقط گوش کردم.چون بارها بخاطر همین پدر مادرش با همه آزاراشون با هم دعوامون شده.من با همه صبرم در حالت عادی اگه کوچیکترین حرفی درمورد پدر مادرش بزنم باهام برخورد میکنه و ازشون دفاع میکنه.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    چه جالب.
    چون من هم 1/5 سال عقد بودم و 1/5 ساله عروسی کردم. شوهرم هم پاکه هم با خداست هم سالم. هم مهربون هم خوش قلب و با هیییییچ بشری تا به حال دچار تنش نشده جز من !!! و هرکس که من پاش رو به زندگیم باز کردم. چه خونواده خودش بودن چه خونواده من .
    کم کم دارم به این نتیجه تأسف بار میرسم که خودم این خاطرات تلخ این چند سال رو رقم زدم. امیدوارم برای ترمیم و جبران دیر نشده باشه.
    گل آرا جان.در روابط زن و شوهر این زنه که نقش اصلیو ایفا میکنه و میتونه یه رابطه رو حفظ کنه یا خراب میکنه.ولی جایی که عوامل بیرونی دخالت دارن کنترل اوضاع خیلی سخت میشه.مثل کار همسرت.کاملا درکت میکنم.زمانی که شوهر آدم بهونه گیر میشه آدم از به دنیا اومدن پشیمون میشه.دعا میکنم به این شب عزیز مشکلات همه حل شه.

  12. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    گل آرا (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام دوستان.شوهرم بهتره حالش اما همچنان ناراحت هست و تازه عذاب وجدانم اومده سراغش.خب این مسئله چند وقت دیگه تموم میشه اما من چیکار میتونم بکنم که این اتفاق دیگه نیفته؟آیا غیر از مشاوره و درمان کاره هست که من بتونم انجامش بدم؟چطور میشه کنترل کرد خشمشو.من واقعا میترسم خدای نکرده ایندفعه اتفاق بدتری بیفته.

  14. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام دوستان خوبم
    بیشتر از یک هفته از اون ماجرا میگذره.ما دیگه خونشون نرفتیم .شوهرم هم با پدرش هیچ تماسی نداشتن.فقط مادرش چند باری زنگ زد.شوهرم میگه فردا بریم خونشون.اما من به شدت استرس دارم.با اینکه من هیچ کاری نکردم.اما خیلیییییییییییی میترسم.قلبم تند میزنه.اینکه فردا چی میشه.پدرش چه برخوردی باهامون خواهد داشت.من چیکار کنم و چه رفتاری داشته باشم.و اینکه خدای نکرده چیزی پیش نیاد که دوباره دعوا شه.چون واقعا پتانسیلش وجود داره.
    پدرشوهرم کلا آدم کینه ای نیست اما اینبار بدجور ناراحت شده.دارم از استرس می میرم.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.