به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 67

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هست ولی مثلا
    شوهرت دوست داره زیاد بره خونه مامانش مطمنا تو هم مخالفت میکنی ولی روش در ست اینه که قبل ازاینکه اون پیشنهاد بده بریم اونجا تو تمایل نشون بده دلم تنگ شده و برو (بااینکه اصلا راضی نیستی)چند بار که انجام بدی تفاوتشو میبینی من به چشم خودم دیدم بعد یواش یواش وقتی شوهرت ببینه تو مایلی بری دیگه اصرار بیش ازحد نمیکنه

    ..............................................
    سارا جان ممنونم بهم سر زدی من اوایل زندگی این روشو بکار بردم ولی باور کن بدتر هم شد دیگه صبح تا شب خونشون بودیم دیدم فایده نداره من 28 سالمه
    ...............................................
    ریحانه جان ممنونم بهم سر زدی نقاط مثبت همسرم :متین،سالم،دست و دلباز،کینه ای نیست، دوسم داره
    منفی: شاد نیست ، وسواسی داره،اهل بگو بخند نیست
    وابسته خونوادش، دوست داره حرف حرف خودش باشه،
    اجتماعی نیست ، بد دهن
    نقاط مثبت خودم: شاد و اهل بگو بخندم، اعتماد به نفس خوبی دارم، قیافه خوبی دارم ، همسرومو دوست دارم ولی عاشقش نیستم
    نقاط منفی: عصبی هستم ، کینه ای هستم، پرخاشگر و اهل داد و بیداد
    یه نمونه از دعواهامون: مثلا سر این که می خواستم بوفه بخرم واسه خونم جلو خونوادش می گه اگه بری بخری از پنجره پرتش می کنم پایین منم گفتم تو پرتش کن خودتم باهاش پرت می کنم دیگه گفت خیلی بی شعوری منم گفتم خودتی بی لیاقت حالا سر این موضوع ما بعدا اشتی کردیم ولی خونوادش مخصوصا پدر و مادرش حرص می خورن که من چرا به پسرشون فش دادم انگار کورن نمی ببین پسر خودشون چه جوری رفتار می کنه یا مثلا گیر می ده مانتو سفید نپوش برای بیرون اعصابمو خرد می کنه یا ارایش می کنی کرم پودر نزن خوشم نمی اد دوست داره الکی گیر بده یا چرا بچه دار نشیم مگه من چمه معتادم یا بیکارم و ...سر خریدن وسای منزل خیلی دخالت می کنه البته به خاطر وسواسیشه
    .............................
    ویولت عزیز 28 سالمه ممنونم بهم سر زدی

  2. کاربر روبرو از پست مفید سان آی تشکرکرده است .

    **سهیل ** (جمعه 11 مرداد 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    خب عزیزم اینکه میگن دعواها نباید به هییییچ وجه به خانواده ها کشیده بشه همینه.چون زن و شوهر همو می بخشن اما خانواده ها یادشون میمونه.و اینکه معلومه اونا حقو به پسر خودشون میدن حتی اگه پسرشون مقصر باشن.پدر مادر اونن هر چی باشه.
    همسر شما اصلا حق نداره به شما جلو خانوادش بی احترامی کنه قبول،اما شما هم اصلا اصلا اصلا نباید جلو خانوادش جوابشو بدی چون اینطوری شخصیت خودتو نشون میدی.حالا میشه به این سوالم جواب بدی.اینکه چه ربطی داره که شما درمورد خرید بوفه جلوی خانواده همسرت حرف میزنین؟؟؟

    - - - Updated - - -

    خداروشکر همسرت ویژگیهای مثبت زیادی داره و شمام همین.
    بهتره یکی یکی سعی کنی با کمک دوستان ویژگیهای منفی خودتو کم کنی و یاد بگیری درمورد ویژگی منفی همسرت چه برخوردی داشته باشی.
    درمورد وسواس بودن همسرت توضیح بیشتری بده.منظورت همون مانتو سفید و کرم پودره؟

  4. 2 کاربر از پست مفید reyhan تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (جمعه 11 مرداد 92), سان آی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ریحان جان مادرش سر از همه کارای ما در می اره از قبل شوهرم بهش گفته سوال کرد منم گفتم خودم می رم می خرم همین کلا فضول تشریف دارن از این که تو کارم فضولی کنن لذت می برن می خوام از این به بعد خیلی رسمی باهاشون صحبت کنم ظرفیت ندارن

    - - - Updated - - -

    نه عزیزم وسواسی داره اونم ارثی بهش رسیده از دایی هاش مثلا برای خرید یه دست مبل 8 ماه شاید بیشتر باید بگردیم تازه اگه چیزی خوشش نیاد دیگه بی خیال می شه ایناش ازارم می ده روانشاسی هم تا دلتون بخواد رفته ولی فایده ای نداشته چون اول خودش باید بخواد تا عوض بشه

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ریحان جان من 4 سال هر وقت می گه بریم خونه بابام می رم باهاش ولی یه لحظه خودتو بزار جای من وقتی می رم خونشون باباش دراز کشیده عمررا از جاش بلند نمی شه مامانشم گاهی وقتا بلند می شه بعد باباش به من و جاری می گه از خوشی باید الان پر و بال در می اوردید که همچین پسرایی بهتون دادم بعد سر سفره همش به زنش می گه بیا بشین عروس ها هشتند واسه یه برنج کشیدن همش انتظار داره مثل نوکر جلو دستش کار کنیم هم مادرش هم پدرش تحصیل کردن ولی متاسفانه زیر صفر هستند من تا حدی اونجا سرویس می دم واسه کار کردن نه بیشتر فقط سفره غذا رو پهن می کنم و ظرف ها رو با جاریم می شورم نه بیشتر و نه کمتر ولی اونا انتظار دارن مادرشوهرم بیاد لم بزنه رو کاناپه و ما مثل کلفت براشون کار کنیم اصلا عارش می اد چای به ما تعارف کنه سینی چای رو می زاره رو میز میوه و بقیه پذیرایی هاش همین طوره دیگه خودت باید از خودت پذیرایی کنی چون اونا عارشون می اد جلو عروس خدایی نکرده خم بشن بعد فورا پدر شوهرم می گه یه شامی دعوتمون کنید شما این همه می اید بزارید ما هم بیایم در حالی که من هر 3 ماه 1 بار دعوتشون می کنم اونم مفصل با تدارکات ولی هیچی جلو چششون نیست مادرشوهرم به همه گفته هر چی سان ای رو نگاه می کنم این همه طلا داره غصمه می گیره اخه من شاغل چرا نباید داشته باشم هر روز دنبال اینن ببین من چی می خرم فورا میره لنگه اونو با دخترش می خره پدرشوهرم همش می گه به شوهرم هیچ وقت خونه به اسم زنت نکنی ها زن مهریه داره عمرا این کارو نکنی این کار احمقاس جلو چشم خودم می گه دیگه جه جوری رغبت کنم برم اخه

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    عزیزم در رفتار شما کاملا عصبی بودن به چشم میخوره.سعی کن خودتو کنترل کنی بخصوص تو جمع و ازین به بعد اصلا جوابشو ندی.ضمن اینکه اصلا نباید اجازه بدی دیگران در مسائلی که مربوط به زندگی خودتونه دخالت کنن و اگر سوالی پرسیدن خیلی کوتاه اما محترمانه جواب بدی که بفهمن دوست نداری دخالت کنن.
    خب اگر میشه چند نمونه از وابستگی همسرت به خانوادشو بگو.یعنی زیادی باهاشون مشورت داره؟یا تو تصمیماتون دخالت مستقیم دارن یا فقط به رفت و آمد زیاد ختم میشه؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    سان آی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم عزیزم برام وقت گذاشتی وابستگیش در حدی که روزی 2 بار با خونوادش (مادرش) حرف می زنه هر چی بخوایم بخریم یا هر جایی بریم اطلاع دارن خیلی ازار دهندس یه دوربین عکاسی خواستیم بخریم به پسرشون گفتن بیا شریکی بخریم شریکی خریدن تردمیل هم شریکی خریدن همش هم خونه اوناست من تا حالا نرفتم رو تردمیل باورت می شه چون خونه اوناست به شوهرم بارها گفتم که سعی کنه فرق بین مجردی و متاهلی رو درک کنه الان دیگه مجرد نیست که همه چیزش با اونا شریک باشه از بانک بهش سهمیه می دن دو دستی تقدیمشون می کنه و..... مادرش همش می گی ما پیر شدیم با ما مسافرت نمی اید می خواد تحریکش کنه که باهاشون بریم منم دوست ندارم تا حالا 2 بار رفتیم دیگه نمی خوام برم دوسشون ندارم

    - - - Updated - - -

    رفت و امد هم هفته ای 2 بار دوست دارم دو هفته یه بار باشه ولی اگه بگم نمی ام دعوا به پا می شه وقتی هم می رم اون جا پدرشوهرم مثلا تحصیل کردس دراز کشیده عمرا بلند نمی شه یه یا الله بگه و همش به زنش می گه بیا بشین کم کار کن ادم از رو می ره به خداا

  10. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    رابطه تون در حالت کلی چطوره؟تا حالا شده از راه محبت وارد شی؟
    یعنی یه مدت بدون هیچ چشمداشتی فقط بهش محبت کنی.اینطوری وابستگیش کمتر نمیشه؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    سان آی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باور کن هر جوری بهش محبت کنی به مادرش وابسته ارزومه یه روز بهش زنگ نزنه اخه مرد 34 ساله زشته والله هر روز مثل نی نی ها به مادرش زنگ بزنه محبت می کنم ولی چون عصبانی می شم از کاراش فکر کنم همه چیزو خراب می کنم باور کن برای یه پروژه دانشگاهیش چند ماه زحمت کشیدم براش اونوقت سر خونوادش همین مونده منو قورت بده

  13. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سعی کن هیچ وقت پیش اون از خانوادش بد نگی.هیچ وقت.اینطور حرف زدنها نه تنها تاثیری نداره اونو وابسته ترم میکنه.واقعا تجربشو داشتم.
    فقط سعی کن ازین به بعد کار خودتو درست انجام بدی و اصلا به اونا کاری نداشته باش.همسرت شغلش چطوریه؟اینطور که معلومه سرش زیاد شلوغ نیست.
    سعی کن وقتشو پر کنی.هر هفته برنامه بیرون دونفره ترتیب بده.یه غذایی درست کن و بگو بریم بیرون.بهش خیلی محبت کن.باز هر لحاظ.بسعی هم کن عصبانیتتو کنترل کنی.من خودم یه دفتر دارم که وقتی اعصابم به هم میریزه توش مینویسم.یه جایی هم گذاشتمش هیچ کی نبینه.هر حرفیو که دلم میخواد اون لحظه به شوهرم یا هر کسی که ازش ناراحتم بگم توش مینویسم و اینطوری خالی میشم.این کارو بکن حتما.

  14. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    سان آی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  15. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم ریحان جان سعی خودمو می کنم که به اعصابم مسلط باشم و همه رو کاغذ بنویسم


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  2. دعوای مادر شوهر - چطور با مادر شوهرم کنار بیایم (دخالت های مادر شوهر)
    توسط عسلک در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 29 دی 91, 23:48
  3. دعواهای همیشگی وحل نشدنی
    توسط ghamar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 00:32
  4. عواملی که موجب پایان یک رابطه می شوند
    توسط keyvan در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 شهریور 91, 23:56
  5. نامزدم عوض شده !
    توسط melisaa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 19 آبان 90, 13:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.