سلام
نمی دونم از کجا شروع کنم راستش حدود یه سال از یه دختر بدجور خوشم اومده که حتی به خاطر اون به هیچ دختری حتی نگاهم نکردم
پارسال بود که یه جایی دیدمش باهاش یه کم صحبت کردم(البته با خونواده بودند)نه در مورد دوستی در مورد درس و پول و...
خلاصه شروع کردم به تحقیق در موردش شمارش رو از دختر داییم که دختر عمه اون دختر گرفتم(البته دختر داییم نفهمید)خلاصه این که شماره غریب جواب نمیده و حدود سی بار بهش زنگ زدم تا جواب (خودم رو معرفی نکردم) خواستم باهاش دوست بشم اما نشد چون دختر خیلی باهوش و محکمیه
خلاصه بگم یه روز از دی پارسال بهش اس دادم و گفتم من ازت خوشم اومده و این حرفا اما اون گفت که با هیچکی دوست نمیشه و این حرفا و گفت هیچ حسی به من نداره منم دیگه زیاد تو فکرش نبودم تا اینکه چند روز پیش دختر داییم اس داد و تاریخ تولد من رو می خواست نمی دونم واسه چی می خواست اولش نگفتم ولی بعدش با اصرارش تاریخش رو گفتم اما سالش رو می خواست به نظرم واسه اون می خواست
نمی دونم ولی یه حس عجیبی بهش دارم اصلا به خاطر صورت و پول و اینها نمی خوامش .اون یه دختر باهوش و محکم و خونواده دار
خلاصه می خواستم به دختر داییم بگم که تا بره باهاش صحبت کنه ببینه چی میگه و بگه من قصد دوستی ندارم و فقط می خوام چند وقت با هم آشنا بشیم اگه از هم خوشمون اومد با هم ادامه بدیم
همین
حالا نمی دونم این کار درستیه یا نه
من نوزده سالم و رشته ریاضیم و باید امسال کنکور بدم و اون 17 سالش
من از نظر دانشگاه و سربازی مشکلی ندارم چون سربازی معافم و دانشگاه هم اگه به خاطر اون باشه حاضرم رتبه زیر صد بیارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)