سلام عزیزان من.ممنون از شما دوستان
راست میگی خوش خبر جان ,خودم اعتقاد دارم ,که برای جدا شدن عجله ای نیست. اما این حرفش که , دو هفته فکر کن ,می خوای بمون یا برو .
خیلی هولم کرد.استرس و دلشکستگی بدی روم گذاشت.
تا آخرین لحظاتی که می شد, سعی می کنم, لیست درست و کاملی از این مواردی که گفتین تهیه کنم.میبرمش لیستم و پیش مشاور , که استاندارد باشه.ممنون از نکاتی که گفتین.
درسته احتمال تغییرش کمه و اینو خوب میدونم. اما از پذیرشش واقعا می ترسم. چون چیزی که برام شک ایجاد میکنه , مربوط به این مورد که احساس تعهد نداره به من و فقط به من احساس مسئولیت داره همین.
انقدر دلم می خواست خودم این کار و باهاش میکردم بفهمه چه ایجاد نفرتی میکنه این کارش که من و تحت فشار گذاشته.
کاش این عجله از جانب من بود.کاش من تند میرفتم و با این گفته ی شما کمی فکر می کردم برای صبر و شکیبایی.
درسته همهی حرفاتون. ممنون , باشه حتما پیش مشاور رفتن رو ادامه می دم .حرفای شما و مشاور در آرامش من تاثیر گذاره.منم واقعا مشکل وحشتناکی نمی بینم, در زندگیم ,که بخوام بهم بزنم.
ولی رفتار ها و افکار همسرم مدام زندگیمونو میبره به سمت , بحران و بزرگ نمایی میکنه ,همه چیز رو.نمی دونم چرا؟!
به نظرم مفید ترین کار تهییه این لیست.با تجربیاتتون بگین
یه زن توقعاتی که از همسرش باید داشته باشه چیست؟
و از زندگی مشترک چه توقعاتی داشت؟
جواب این سوالات دوستمون به من کمک می کنه فقط خودبین نباشم و منطقی تر به زندگیم و توقعات خودم جهت بدم.واقعا از این که وقت میگذارید ممنونم.
از دیروز انقدر این شعر و مرور کردم که بهم امید بده . بیشتر از خودم انرژی بذارم
اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل مارا
بدو بخشم تن و جان و سر و پا را
جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی
نه چون حافظ که می بخشد سمرقندوبخارا را
جواب: اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل مارا
به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
سرو دستو تن و پا را که گور می بخشند
نه بر آن مه لقای ما که شور افکنه دنیا را









علاقه مندی ها (Bookmarks)