سلام..همسنیم.25 سالشه..در مورد فرهنگش..خانوادتا یه مقدار مذهبی تر از ما هستن..قبل از نامزدیم یه تاپیک تو هیمن سایت زدم(با یه اسم دیگه که نام کاربری و رمزم بعد از یه مدت دیگه بالا نیومد) و راجع بع همین مساله بحث کردم..و در آخر چون پسر نجیب و کاری در کل خوبی بود حاضر شدم یه سری اختلافات فرهنگی رو بپذیرم.مثلا روسری..یا یه مقدار تو نحوه پوشش سعی کردم باهاش راه بیام.در مورد بد بینی این اقا اوائل دوستی اصلا بدبین نبود..تو دوستی ما خیلی اتفاقات افتاد که باعث شد جفتمون اعتمادمونو بهم از دست بدیم...گرچه میدونم جفتمون از نامزدی دیگه کاری نکردیم..اما من سعی کردم بپذیرم دیگه دوست نیستیم و اعتماد کنم اما اون هنوز داره تو عالم دوستی میچرخه.
از دیشب که این رفتارو کرده خیلی ناراحتم..حالم بده..ازش میترسم..چندین بار جدی باش حرف زدم که از زندگیم بره..با این حال که خیلی سختمه..5 سال خاطره و علاقه:( اما عقلانیش همین بود..از دیشب میگه من که اینقد مغرورم چند بار گفتم غلط کردم..دیگه تکرار نمیشه..اما اوقات تلخی درست کردناش بار اولش نبوده که بگه عذر میخوام منم ببخشم..خصوصا دیشب که دیگه گل کاشت:(
- - - Updated - - -
سلام..همسنیم.25 سالشه..در مورد فرهنگش..خانوادتا یه مقدار مذهبی تر از ما هستن..قبل از نامزدیم یه تاپیک تو هیمن سایت زدم(با یه اسم دیگه که نام کاربری و رمزم بعد از یه مدت دیگه بالا نیومد) و راجع بع همین مساله بحث کردم..و در آخر چون پسر نجیب و کاری در کل خوبی بود حاضر شدم یه سری اختلافات فرهنگی رو بپذیرم.مثلا روسری..یا یه مقدار تو نحوه پوشش سعی کردم باهاش راه بیام.در مورد بد بینی این اقا اوائل دوستی اصلا بدبین نبود..تو دوستی ما خیلی اتفاقات افتاد که باعث شد جفتمون اعتمادمونو بهم از دست بدیم...گرچه میدونم جفتمون از نامزدی دیگه کاری نکردیم..اما من سعی کردم بپذیرم دیگه دوست نیستیم و اعتماد کنم اما اون هنوز داره تو عالم دوستی میچرخه.
از دیشب که این رفتارو کرده خیلی ناراحتم..حالم بده..ازش میترسم..چندین بار جدی باش حرف زدم که از زندگیم بره..با این حال که خیلی سختمه..5 سال خاطره و علاقه:( اما عقلانیش همین بود..از دیشب میگه من که اینقد مغرورم چند بار گفتم غلط کردم..دیگه تکرار نمیشه..اما اوقات تلخی درست کردناش بار اولش نبوده که بگه عذر میخوام منم ببخشم..خصوصا دیشب که دیگه گل کاشت:(









علاقه مندی ها (Bookmarks)