به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 46
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام بيرد عزيز :
    بهشون فكر نكن - هر قدمي اونها بردارند بدان كه مجوزشو تو دادي پس اگه دوست نداري مجوز نده لازم هم نيست براي مجوز ندادن ازشون مجوز بگيري و اطلاع رساني كني غير از ارتباط رسمي ضروري كاري بي تفاوت باش اگر به غير كار فكر نكني . چيزي نمي بيني . اندازتو خودت تعيين كن نه رفتار ديگران . البته بدت هم نمياد كه بهت توجه ميكنند و... ولي سنگين باشي توجهات رسمي تر و مناسبتري در انتظارتند.

  2. 3 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    roze sepid (شنبه 07 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), میشل (شنبه 07 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام عزیزم.
    سلام ميشل عزيز

    تو خیلی روی اینها و نگاهشون و رفتارشون تمرکز کردی. با دیتیل زیاد توصیف می کنی، این معنیش اینه که اونها هم گاهی متوجه می شن که تو داری نگاهشون می کنی.
    تا قبل اون جريان اصلا اينطور نبودم اما بعد...
    اینقدر ذهنت رو درگیرشون نکن. اگه خودت حواست جمع کارها باشه، اونها هم تمرکز روی کار رو از رفتار تو متوجه می شن.

    اینکه اونها ممکنه به چه چیزهایی فکر کنن، اصلا چیزی نیست که تو بخوای روش تمرکز کنی. هر کسی ممکنه به هر چیزی فکر کنه. اما مهم اینه که اونها درک کنن تو فقط حواست به کاره، که به نظر نمی رسه تو روی کار متمرکز باشی. چون داری چیزایی رو تعریف می کنی که نشون می ده حواست خیلی جاها هست.
    ما هنوز كارمونو شروع نكرديم.
    حتما بهتره که سنت رو بدونن. اما نه اینکه مستقیما بهشون اطلاع بدی. یه وقتی میشه غیر مستقیم چیزی گفت که سن ازش برداشت بشه. مثلا قیمت کتاب وقتی شما دبیرستانی بودید، یا فاصله افتادن بین دبیرستان و دانشگاه. البته باید کاملا با بی تفاوتی باشه. نه اینکه این تصور رو ایجاد کنه که دارید از خودتون باهاشون حرف می زنید.
    موافقم.اما بايد فرصت مناسبي پيش بياد.
    تو تاپیک قبلیت گفتی دیگران متوجه سنت نمی شن. این فقط بخاطر ویژگی های فیزیکی تو نیست، احتمالا رفتار و برخوردت هم متناسب با 23 ساله هاست. رفتارت باید طوری باشه که یه پسر 23 ساله کاملا حس کنه که داره با فردی مسن تر، و جا افتاده تر از خودش صحبت می کنه. و درک کنه که خودش برای تو اهمیتی نداره و توجهت رو جلب نکرده، بلکه همه توجه تو به کاره. رفتارت باید خیلی جدی باشه باهاشون. اما نه از اون جدی های دخترای 23 ساله، اونها یه جور راحت نبودن رو القا می کنن که پسر ها اینطور برداشت می کنن که حتما براش مهم هستم که باهام اینجوره. به نظرم تو راحت نیستی.
    بله راحت نيستم.اما موضوع سنمو تمام كسايي كه بار اول آشناييمونه باتعجب بهم ميگن(دوستاي چندين سالمم همينطور).وميگن توخيلي سنگيني.اما روحيم طوريه كه با سن و سالهاي مختلف ميتونم ارتباط خوبي برقرار كنم.
    این دو تا پسر و کجا ایستادنشون و کی نگاه کردنشون و ... برات مهم شده، قاعدتا نباید مهم باشه. باید بی تفاوت باشه برات...
    حق با شماست واين به خاطر رفتار اون روزه.وگرنه من هيچكدوم از همكلاسيهاي پسرو نميشناسم.اصلا به اطرافم توجه نميكنم.اما اونجا هنوز استاد نيومده بودكه...بيشتر از اين ناراحت شدم كه وقتي من از ديدنش تعجب كردم باز هم داشت نگاه ميكرد وانگار داره يك منظره ثابتو تماشا ميكنه.
    چرا وقتی دیدی نگاهت می کنه، لبخند رو لبت خشک شد؟ مگه چی شده بود؟
    اون لحظه هيچ كاري به ذهنم نرسيد.فقط از شدت ناراحتي سرمو انداختم پايين.
    نوشتی که با پسر ها در ارتباط نبودی و این اولیشه. همین مسئله مهمیه.
    خب الان ميخوام اين فرصتو به خودم بدم تارفتارم درستو منطقي باشه.(البته باكمك خدا وتوصيه هاي شما دوستان خوبم)

  4. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    میشل (شنبه 07 اردیبهشت 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    ببین عزیزم
    این حرفی که می زنم در مورد تمام شرایطیه که انسان با جامعه درگیره . اولا اینکه احساس می کنم که یه مقداری در روابط اجتماعی ضعیف هستی ، این همه استرس و جزیی نگری نشونه همینه
    اما حرف اصلیم
    تو مسئول تمام کارها و افکار و اعمال خودت هستی . و مسئولیت افکاری که دیگران در مورد تو می کنن به عهده تو نیست. انسان نهایتا بتونه تمام تلاشش رو به کار ببره و افکار و اعمال خودش رو کنترل کنه و اون ها رو به طرز صحیحی انجام بده . اما هرگز نمی تونی افکار دیگران و اعمال اون ها رو تو کنترل کنی.
    بنابراین
    دست از فکر کردن بیهوده در مورد اینکه این چه فکری در موردم کرد و اون چه فکری در موردم کرد بردار . این کار فقط باعث فرسایش روح تو میشه .
    تو درست رفتار کن و راحت زندگی کن .
    موفق باشی .

  6. 4 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    roze sepid (شنبه 07 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), میشل (شنبه 07 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام
    البته بدت هم نمياد كه بهت توجه ميكنند و...
    ميشه بگيد چطور به اين نتيجه رسيديد؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    ممنون از توصيه هاي خوبت آسماني محترم
    اگه اينطور باشه كه خيلي راحت ميشم و فقط مواظب رفتار خودم هستم كه درست باشه
    خب خواهرم بي نهايت اجتماعيه به طوري كه مردا جرات ميكنن تومحيط كار راحت باشن باهاش واما من دوست دارم همه كارهامون فقط در حد كار باقي بمونه.(قابل توجه حسين آقا كه ميگن بدت نمياد بهت توجه كنن:همه آدما چه زن وچه مرد توجه ديگرانو دوست دارن منم دوست دارم بهم توجه كنن اما به خوبي مورد احترام باشم نه اينكه توجه نامحرمو جلب كنم كه اگر اينطور بود سعي نميكردم بفهمم راه درستو سالم ارتباطي چيه ومن چطور بايد رفتار كنم؟)

  8. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), میشل (شنبه 07 اردیبهشت 92)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    دوستاي خوبم يه چيزي شده ...........دعاكنيد به خير بگذره...........

    - - - Updated - - -

    اونوبعد براتون ميگم........



    همه اطرافمن اما انگار هييييييييييچ كسو ندارم.تنهام.خيلي تنهام............

  10. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    اگه دوس داری عنوان کن در موردش صحبت کنیم .

  12. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    درمورد اون موضوع فرداحرف ميزنم.
    بچه ها من نميدونم چمه.واقعا گيجو سردرگمم.هر كي ازدواج نكرده بهتر ميتونه دركم كنه.
    تا حالا به اندازه موهاي سرم خواستگار داشتم اما كسايي كه منوپسنديدن واقعا بد بودن.البته اينو بعد از كلي تحقيق فهميدم.
    دوستام همه ازدواج كردنو 2-3تابچه دارن.
    همش از خدا ميخوام منوبكشه.ديگه دوست ندارم تو اين دنيا بمونم.
    دنيايي كه نميتوني حتي به يك خواسته طبيعي زندگيت برسي.
    اين حرفا فايده اي نداره اما تمام اعتماد به نفسموباباي بي فكرم كشت.همش از پسرا منو ترسوند وحتي زماني كه كوچيك بوديم ميگفت اگه بخواين مث خاله هاتون دوست پسر داشته باشين سرتونو ميزارم لب باغچه ميبرم.من هميشه تصور اينو داشتم كه بابام اصلا قلب نداره كه ميخواد سر منو بزنه.
    جرات نداشتم به پسراي كوچيكتر از خودم كه توفاميل بودن بگم...جان.اين زماني بود كه اونا12-13داشتن.
    البته بابام همه كار براش آزاد بود.
    وقتي بچه بودم فرق دخترو پسرونميدونستم وفكر ميكردم همه مثل همن وزمان بلوغ يكي پسر ميشه يكي دختر.تو بچگي گريه ميكردمو از خداميخواستم خدايا كاري كن من بزرگ شدم پسر بشم آخه پسرا خيلي راحتن.همه جا ميرن.هر وقت بخوان ازدواج ميكنن وبابا ميشن دستور ميدن...اما من بچه هامو دوست خواهم داشت ونوازششون ميكنم...باباي من از نظر همه بهترين باباي دنيا بود اما هر وقت ميرفت ماموريت هممون ازخدا ميخواستيم بره زير تريلي 18چرخ.به خاطر اينكه احتمال زنده موندنش به صفر برسه.وقتي ميومد بهترين اسباب بازيهاي خارجي رو برامون مياورد اما دوساعت بعد روز از نو روزي ازنو...
    الان بهتر دركم ميكنيد كه چرا اينقدر واسه ارتباط بااين پسرا استرس دارم.
    از بچگي تا حالاهميشه از اشتباه كردن ميترسم چون تا 10سال پيش براي هر اشتباه تنبيه بدني درنظر گرفته ميشد.
    چه اون اشتباه گرفتن نمره تك بود وچه شكستن يك وسيله به طور غير عمد.
    تقريبايك سالي هست كه مامانو بابام از هم جداشدن اماهنوز پس لرزه هاش تو رفتارمون مونده.هر چند وقت يكبار به خاطر اينكه آه نكشه بهش يك پيام ميدم اما اصلا دوسش ندارم.تمام عمرمو تو ترسو وحشت به سر بردم.تازه وقتي نبود مامانم ميگفت بزار بابات بياد...اه ازش متنفرم.

    - - - Updated - - -

    فقط ازتون ميخوام راهنماييم كنين چون به اندازه تمام عمرم سرزنش شدم.
    چقد دوست دارم گريه كنم.بعضي وقتا مث ديوونه ها وقتي كار بدي ميكنم باخودم حرف ميزنم وخودمو دلداري ميدم ميگم ...عزيزم خيلي دوستت دارم ...واسه خودم مادر ميشم ومثل يك مادر واقعي كودكمو آروم ميكنم.اونوقت ميگم توخيلي خوبي وعاشقتم.همه اشتباه ميكنن. مهم اينه كه خداي بزرگ دوستت داره.البته گاهي اوقات حس ميكنم خداهم دوستم نداره.(تو نا اميدي)

  13. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    [سلام پرنده عزيز:
    البته كه منظورمن از جلب توجه توجه متعارف بوده نه توجه نوع ديگر اگر خيلي خلاصه و رك نوشته بودم عذر خواهي ميكنم.
    با توضيحي كه داديد متوجهمون ساختي كه تو از نگاهها استرس و نگراني داري با توجه به محدوديت و ترسي كه سالها همراهت بوده و تو را يا از نگاهها ترساندن يا از تنبيهات بعديش و در نگاه پسران چيز مثبتي را مطرح نكرده اند.
    اتفاقاً من خودم آدم خيلي حساس و ملاحظه كاريم در رفتار با ديگران تا آزارشون نداده باشم ولي اينجا روشي را گرفتم كه دوستان مقداري با واقعيتهاي زندگي درگير شوند و كلنجار روند و قوي شوند و تمرين كنند كه بايد با تمام ناملايمات بايد به خودشون ارزش قائل بوده و اعتماد كنند و در مقابل رفتار ديگران رلكس و عادي باشند جايي هم لازم ديدند تو دهن طرفشون بزنند ولي مودب و با احترام و با شخصيت باشند نه حساس و تاثير پذير . و بايد خودمان را بزرگ و بالغ و مقتدر و باانصاف و مدير تصور كنيم ورفتارمون مديرانه باشد نه وارفته يا پرخاشگر و فشل .

  15. 2 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    roze sepid (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  16. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    ممنون حسين آقا.
    شايد من بايد زودتر از اينا درمورد خودم توضيح ميدادم تا براي كسي سوءتفاهم پيش نياد گرچه كه اينجا همه بدون نگراني حرف ميزنند ومنو شما هم از اين قاعده مستثنا نيستيم.
    از شمادوستان عزيزو محترم ممنونم كه به تاپيكم سر ميزنيد.حرفاتون واسم مايه آرامشه.راهنماييهاتون واسم بهترين هديه است.من هيچي نميدونم.هيچي...
    ازتون ميخوام دعام كنيد.اين تالار تفريح من واوقات فراغت منه.اينجا حس ميكنم همه پيشمن وهمه مردم دنيا مهربونن.
    تمام گلها وزيباييهاي دنيا تقديم شما دوستاي خوبو گلم.:):):):):):)


    من دوست دارم خوب درس بخونم وتمركز فكري داشته باشم.يك راه خيلي ساده وكاربردي وسريع ميخوام ميتونيد كمكم كنيد؟

    - - - Updated - - -

    :):confused:

  17. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  18. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    برد عزیز،

    متاسفم بخاطر اتفاق هایی که توی زندگیت افتاده و مشکلاتی که تجربه کردی.
    بخاطر آسیب هایی که در گذشته دیدی آرامش نداری. نگرانی حتی توی تاپیکهات هم دیده می شه.

    یه چیزی را خواهرانه ازم قبول کن.
    امیدوارم بهت برنخوره و ناراحت نشی.
    هیچ سنی برای درس خوندن دیر نیست. اصلا اصلا.
    اما هر سنی باید حواسمون باشه که کارهایی که مال همون زمان هست را انجام بدیم.
    و الان برای شما مهم تر از همه ازدواج است. برعکس همه فکر و ذکرت شده دو تا دانشجوی لیسانس که احتمالا 3-22 سال بیشتر ندارند.
    کارت را انجام بده، اما تمرکزت و فکرت را نذار روی این افراد.

    بهتر هست که ارتباطات خودت را در فضاها و با افرادی که می تونند به طور بالقوه در ازدواج شما موثر باشند گسترش بدی.

  19. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), com_eng (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), roze sepid (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.