سلام به دو سال که ازدواج کرده ام و شوهرم با اینکه کار ثابتی ندارن و از نظر اخلاق و رفتار مشکل دارن میگه بچه میخواد من هم چون در ازدواج تقریبا درست عمل نکرده ام دلم نمی خواد بچه دار شدن هم بشه اشتباه
بچه ایی بیارم که خودم باید به دخل و خرج و تربیتش برسم
همون طور که الان دخلو خرجم با خودمه پوشاک و شهریه دانشگاه ....
به همین دلیل من پافشاری میکنم و همسرم میگه از اول میگفتی من هم میگم تو هم از اول میگفتی که کار بلاتکلیفه با این شرایط سنی که داری هیچ کس بهش کار درست نمیده کار الانش با وامی که گرفتم و ماشین خریدیم داره کار میکنه .... فقط یک چهارم از پول ماشینو داده که اون هم از ارثی که بهش رسیده بود
الان که تصادف کردیم پول نداره خرجش کنه و منتظر پدرش از مسافرت برگرده از اون پول بگیره و بعد از بیمه بگیره بده بهش
حالا فردا هم که من بچه دار بشم باید صبر کنم تا پدرش پول بده و از کجا معلوم بتونه از پسش بر بیاد
به همین خاطر من پافشاری میکنم .... و بچه نمی خوام طلاق هم نمیده هر چند با این اوضاع نمیشه جدا شد و تنها زندگی کرد چون طلاق عواقبش خیلی بدتر از این می باشد
خیلی نگران و مستاصل هستم که چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم دیگه چه کار باید بکنم و واقعا احساس تنهایی میکنم و احساس میکنم هیچ کس نیست بهم کمک کنه
خیلی به خودم تلقین میکنم نباید ناامید بشم ولی چه کار کنم که نمیشه هر روز یک اتفاق و یک دعوا









علاقه مندی ها (Bookmarks)