ببخشید یعنی چی نمیخوای تهمت بزنی ؟با این اوصاف بازم باورت نمیشه که .....نوشته اصلی توسط هاجس
زودتر به خودت بیا دختر . انگار نمیدونی دور و برت چی میگذره ...
تشکرشده 34 در 18 پست
ببخشید یعنی چی نمیخوای تهمت بزنی ؟با این اوصاف بازم باورت نمیشه که .....نوشته اصلی توسط هاجس
زودتر به خودت بیا دختر . انگار نمیدونی دور و برت چی میگذره ...
تشکرشده 1,864 در 493 پست
عمه خانم تنها زندگی می کنند؟
شما در یکسال ازدواج، چهار ماه را قهر بودی و خانه پدری؟ کسی نیامد بپرسه چرا که شما علت را بگی؟ مثلا پدر شوهر؟
وقتی پدر شوهرتون گفت نذار با عمه رفت و آمد کنه، نگفتی چرا؟ ادامه ندادی صحبت را؟ هر کسی باشه می پرسه چرا؟
آقایون معمولا کم وارد این مسایل می شن. ببین چقد جدی بوده که پدرشوهر به شما هشدار داده!!
چه رابطه دردناکی. من از خوندنش قلبم درد گرفت. کاش که دروغ باشه.
منظورت از فیلمی که می گی چی هست؟ مگه از خوابیدن هم فیلم خانوادگی و یادگاری می گیرند که شما می گه همه بودند و ...
تشکرشده 332 در 115 پست
پيدا عزيز من از پدر شوهرم دليلشو پرسيدم ولي ايشون گفت كه چون با هم صميمي هستن خواهر من دوست داشته خودش براش همسر انتخاب كنه و حالا كه شوهر من با من ازدواج كرده ممكنه بخواد زندگيمو خراب كنه
منم باور كردم
آخه شوهر من اهل نماز و روزه و عبادته نميتونم باور كنم كه داره همچين گناهي رو مرتكب ميشه راستش يه بار ازش پرسيدم كه اگه چيز بيشتري بينتون هست بذار منم بدونم كه به شدت عصباني شد
گفت چطور به خودت اجازه ميدي همچين فكري راجع به من بكني
كارشناساي عزيز نميخواين كمكم كنين
يعني بايد شوهرمو ، عشقمو ، عمرمو ، همه زندگيم رو تقديم كنم به عمه ش و طلاق بگيرم
واقعا منظورتون اينه
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
سلام هاجس عزیز
به نظر منم این احساسی که به عمه اش داره اصلا طبیعی نیست،اصلا من ذهنم رو جای بدی نمی برم ولی همین علاقه شدید اصلا جالب نیست،و اینکه میگه عمه ام رو از تو بیشتر دوست دارم..
نمی تونی با خود اون عمه صحبت کنی؟تا حالا صحبت کردی؟مادر شوهر هم داری؟
همسر شما خواهر نداره یا عمه دیگه ای نداره که با اونها صحبت کنید؟
به نظر من هرچه زودتر با همسرت حضورا پیش مشاور برید و مشکلتون رو مطرح کنید.
نازنین آریایی (جمعه 03 آذر 91)
تشکرشده 332 در 115 پست
خودم تا حالا باهاش صحبت نكردم آخه شنيدم كه خيلي بد دهنه ترجيح ميدم اصلا باهاش رودررو نشم
حتي پدر شوهر و مادر شوهرم هم ازش مي ترسن
خانواده شوهرمم باهاش سر همين موضوع قهرن حتي پدر شوهرم با شوهر منم حرف نميزنه ولي با من رابطه شون خوبه
بار آخري كه قهر كردم پدر شوهرم مجبورم كرد كه مهريه م رو اجرا بذارم گفت شايد با اين كار به خودش بياد و بچسبه به زندگيش ولي اثر نداشت
تو اين مدت خيليا رفته بودن باهاش صحبت كرده بودن حتي همكارا ولي همه وقتي برميگشتن ميگفتن كه بهشون توهين كرده
با اين وجود نميدونم چرا همسرم عاشق اونه
باور كنيد اونقدر زشته كه نميشه نيگاش كرد در صورتي كه من ازهمه لحاظ هيچ كمبودي ندارم نه ظاهر نه خانواده بدي دارم نه بددهنم هميشه م از لحاظ مالي بهش كمك كردم نميدونم چرا با من اينجوري ميكنه
ميگه من تو دنيا فقط دو نفرو دوست دارم اول عمه م بعدش تو
يه بار كه يه هفته قهر كردم وقتي برگشتم به گوشيش مسيج داده بود كه :
(( بازم عشقت برگشت تاريخ مصرف من تموم شد؟)) !!!!!
دلم نميخواد جا بزنم
ميخوام بشم تنها كسي كه همسرم عاشقشه
نميخوام طلاق بگيرم
مدير همدردي عزيز
نميخواين كمكم كنين؟؟؟؟؟
تشکرشده 379 در 146 پست
سلام عزیزم یعنی اینقدر وابستگی رو شما قبل از ازدواج نفهمیدی یا جتی همین پدرشوهر و مادرش بهتون نگفتن ؟؟!!!
خوب الان بگید که کمکتون کنند این موضوع یک کمی گنگ هست!!
هیچ چیز دیگه ای نیست که شما برامون نگفته باشید ؟
باید به مشاوره حضوری بروید و خیلی جدی روی این موضوع وقت بذارید چون خیلی مهمه
تشکرشده 332 در 115 پست
معلومه كه ميدونست
خودش بهم گفته بود قبل از اينكه نامزد بشيم گفت من دوتا مشكل دارم يكي مالي كه بخاطر وام هايي كه گرفتم خيلي بدهكارم
يكي ديگه م عاطفي
گفت من يه عمه دارم كه از كوچيكي با هم بزرگ شديم و اون عمه تا حالا خيلي به من كمك كرده اجازه بده بعد ازدواج بهش كمك كنم
منم چون فكر ميكردم يه مسئله طبيعيه قبول كردم بهش گفتم مشكلي نيست ولي بعد از ازدواج خانوادت بايد در اولويت باشن اونم گفت كه اينو ميدونه و فقط قصدش جبران كمك هاي عمشه
نميدونم چيكار كنم
باور كنم يا نه
اخه اگه فقط اينه پس چرا بهم دروغ ميگه و ميره اونجا
من كه بهش گفتم كه ديگه رو اين موضوع حساس نميشم
تشکرشده 257 در 72 پست
عزیزم بعضی مواقع باید حساس شد چون قضیه حساسه باید چشما رو باز کرد
اینکه دوروبری ها هم همه متوجه شدن نشون میده که این ارتباط به هیچ وجه معمولی نیست
لازم نیست فعلا انقدر به طلاق فکر کنی و بترسی
باید قضیه رو کامل واسه خودت روشن کنی بعد یه راهی پیدا کنی
تنهایی نمیتونی حلش کنی از کسایی که فکر میکنی صلاحیت دارن کمک بگیر
خانواده خودت میدونن؟عکس العملی نشون ندادن؟
سینان (جمعه 03 آذر 91)
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
حتما پیش یه مشاور برو و از پدر همسرت هم کمک بخواه.................................
eghlima (جمعه 03 آذر 91)
تشکرشده 332 در 115 پست
پدر شوهرم قبلا باهاش صحبت كرده ولي كارشون به دعوا و فحاشي رسيده
ولي اون بازم كار خودشو ميكنه و با مسيج دادن و مظلوم نمايي شوهرمو ميكشونه طرف خودش
هرچقدرم كه من محبت ميكنم و از در دوستي وارد ميشم فايده نداره
راستش شوهر من از همه لحاظ مرد خوبيه يعني اگه من با اين موضوع كاري نداشته باشم و خودمو بزنم به بي خيالي زندگيم عاليه
ولي به محض اينكه ازش گله كنم يا راجع به عمه ش كنجكاوي كنم از اين رو به اون رو ميشه
مشكل منم اينه كه نميتونم بهش فكر نكنم . وقتي ميره بيرون تن و بدنم ميلرزه
اونقدر پيش خودم فكراي ناجور ميكنم كه سر درد ميگيرم بعدشم وقتي مياد خونه يه بهانه جور ميكنم و الكي بهش گير ميدم بعدش دعوامون ميشه
يه عادت بد كه دارم اينه كه مدام ازش ميپرسم كه چرا منو دوست نداره
اين سوال خيلي عصبيش ميكنه
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)