به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 21:02]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    958
    سطح
    16
    Points: 958, Level: 16
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    22

    تشکرشده 12 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    راهنمایی از تــمامــی دوسـتـان (اختلاف سنی)

    سلام به همگی شما عزیزان
    من تازه عضو این انجمن شدم و امیدوارم به عنوان برادر کوچکترتون منو بپذیرین
    ----
    من 19 سال دارم و خانومی که قصد ازدواج با ایشون رو دارم 11 ماه از من بزرگتره،ایشون دوسال رو جهشی خونده و الان دانشجوئه.خانومم در دانشگاه دولتی رشته ی عمران و شهرسازی میخونه.ترم 4 هست،انشاالله 2 سال دیگه فارق التحصیل میشه و خودم براش جشن فارق التحصیلی میگیرم :)
    من امسال در کنکور 91 شرکت کردم و در رشته ی تربیت بدنی [رشته ی مورد علاقه ام] قبول شدم.ولی نرفتم دانشگاه آزاد.امسال دارم درس میخونم که انشاالله در کنکور 92 شرکت کنم تا رشته ی بهتری قبول بشم یا در دانشگاه فردوسی مشهد [تربیت بدنی] قبول بشم،پدرم قول داده اگه دانشگاه سراسری (در هر رشته ای) قبول بشم برام پژو پارس میخره :)
    ما باهم قرار گذاشتیم که 4 سال دیگه عقد کنیم،در 4 سال بعد انشاالله ایشون فوق لیسانسش رو گرفته و منم 2 سال بعدش لیسانس میگیرم،من و خانومم قرارگذاشتیم توی این 4 سال پایه های زندگیمونو باهمدیگه بسازیم و محکم کنیم.به امید خدای بهترین زندگی رو باهم داشته باشیم.مادوتا از صمیم قلب عاشق همدیگه ایم و عاقلانه و منطقی همدیگه رو انتخاب کردیم
    ----
    از 14 شهریور 1391 (ساعت 5 صبح) ما باهمیم تا الان.خانومم دختری بود که با هیچ پسری دوست نمیشد و پسرای زیادی دنبالش بودن،پسرا وقتی میدیدن خانومم حتی بهشون نگاه هم نمیکنه بیخیالش میشدن.راستش من از صمیم قلبم عاشقش بودم،برای بدست اوردنش خیلی صبوری کردم و دنبالش رفتم تا اینکه یک روزی بهش ثابت شد من با همه ی پسرا فرق میکنم و انقد عاشقشم که براش جونمو میدم [بعدا فهمیدیم که اونم منو دوس داشته ولی دلش میخاسته من یه قدمی بردارم]
    من و خانومم خیلی باهم خوبیم،الحمدلله هردو طرفدار و خاطر خاه زیاد داریم (بخدا نمیخام تعریفی کرده باشم،به خدا قسم خوردم که فک نکنین اغراق میکنم،واقعا خوشتیپ و خوشگلیم)
    اصلا مغرور نیستیم.فک نکنین چون تعریف کردم ادم مغروری ام.دوتامون اجتماعی هستیم و دوستای خیلی زیادی داریم
    از نظر سطح خانوادگی و فرهنگی فوق العاده زیاد تفاهم داریم.شناخت زیادی از خانواده های همدیگه داریم.مادر خانومم و مادر من هردو معلم هستن و همدیگه رو دورا دور میشناسن
    از نظر خانوادگی و فرهنگی و اوضاع مالی دوتامون خدا رو شکر وضعمون نسبتا خیلی عالیه
    ----
    به نظرتون اینکه ایشون 11 ماه از من بزرگتره خدایی نکرده در آینده مشکلی پیش میاد ??
    ----
    من قبلا gf داشتم و بخاطر همسرم از اون دختر که یک رابطه ی احساسی و بچگانه بود جدا شدم،اون دختر آدم کینه ای و عقده ای و دنبال طلافی کردنه،من به اون دختره نگفتم که بخاطر یک دختر دیگه ازش جدا شدم تا خیلی ناراحت نشه ولی فکر کنم در آینده مشکل ساز بشه و بیاد به خانومم بگه که من باهاش در ارتباط بودم و نامه هایی که از من داره شاید به همسرم نشون بده،البطه به خانومم گفتم که قبلا یک رابطه ی بچگانه داشتم و اونم مشکلی با گذشته ی من نداره چون پاک موندم و زنا و رابطه ی جنسی نداشتم،راستش میترسم آینده بیاد به خانومم دروغهایی بگه تا زندگی مارو بهم بزنه.اگه این کارو بکنه زندگیشو سیاه میکنم.عین آوار روی سرش خراب میشم و شقه شقه میکنمش
    راستش به خاطر این از اون دختر جدا شدم که از بچه بازی و رابطه ی بی سر و ته خسته شده بودم.میخام عاقلانه زندگی کنم نه از روی احساسات کاذب و زود گذر.دلم میخاد الان که بالغ هستم ازدواج کنم تا به گناه و زنا کشیده نشم.قصد دارم بدن خودم رو نگه دارم واسه همسری که اونم مال خودمه.البطه تا دانشگاه خانومم تموم نشده ازدواج نمیکنیم.تا 2 سال دیگه قصد ازدواج نداریم

    شرمنده طولانی شد
    راستی فرا رسیدن ماه محرم رو به تک تک شما داداش,و ابجی های عزیز تسلیت میگم

  2. 2 کاربر از پست مفید HakhaamanesH تشکرکرده اند .

    HakhaamanesH (شنبه 27 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راهنمایی در پروسه ازدواج
    توسط mahmood.hero در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 آبان 95, 15:44
  2. شوهرم زبونی میگه دوسم داره اما باطنا ازم فاصله داره.
    توسط pbsm در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 بهمن 93, 17:15
  3. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 18:50
  4. آمده موسم فتح و ايمان
    توسط آرمان 26 در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 18 بهمن 87, 11:13
  5. عروسک هایی به شکل ویروس!!
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 مهر 87, 16:34

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.