سلام
من 28 سالمه نامزدم 35 .1 ماه هست که عقد کردیم.حدود 5 ماه اشناییمون طول کشید.تو اون مدت هفته ای به بار بیرون میرفتیم که رستورانهای خوب می برد منو.من کلا ادمی نیستم که بگم مثلا فلان چیز رو می خوام.حتی با پدر و مادرم هم روم نمیشد هیچ وقت بگم.
تو دوران اشناییمون هیچ هدیه ای نگرفت برام حتی روز تولدم ! ( البته چند روز قبلش منو برد بازار گفت من بلد نبستم خودت یه چیز بخر که منم روم نشد و گفتم لازم نیست اینم کلا نخرید)
تو دوران عقدمون هم تا حالا هیچ چی برام نخریده.( البته دو سه بار پول داد بهم کلا 250 تومان).
چند روز رفتیم مسافرت ( منزل خواهر من).هر جا رفتیم شوهر خواهر من حساب میکرد این فقط تعارف میکرد.من گفتم یکم لواشک بخر نخرید گفت سر درد میگیرم از ترشی.بعد هی میگفت صنایع دستی میخوای بخر!!
رفتیم یکم سوغاتی بخریم ( یه نوع شیرینی) دیدم فوری یکم گرفت و از مغازه اومد بیرون حتی وای نستاد که بقیه پول رو پس بگیره و به من گفت تو بقیش رو بگیر بیار! من احساس کردم در رفت که نکنه مال خواهرم اینا رو حساب کنه.نمی دونم.
اخه خیل دم از لارج بودن میزنه و ادمهای خصیص رو مسخره میکنه.
از نظر در امد هم در امد خیلی خوبی داره.
خیلی افسرده شدم .میترسم.خیلی خجالت کشیدم جلو خواهرم.من همیشه به دست و دلبازی معروف بودم.
البته خودش که میگفت به خواهرم اینا که بیاین شهر ما حسابی جبران میکنم.نمی دونم چی کار کنم.خواهش میکنم کمکم کنین.اصلا مغزم کار نمی کنه.