سلام

در پست قبلیم دوستان راهنمایم کردن تشکر میکنم .تا حدی مشکلم حل شده .اما همچنان مشکل دارم خودم مشکلی دارم هر کاری میکنم نمیتونم
همسرم رو دوست داشته باشم .بود و نبودش برایم فرقی نمیکنه .براش دلم تنگ نمیشه
تو خیابون که باهم راه میریم هیچ حسی بهش ندارم سعی داره دستمو بگیره اما من مایل نیستم
وقتی در منزل هستیم به صورتش نگاه نمیکنم نمیتونم یعنی لذتی نمیبرم . چهر معمولی داره نمیگم باید زیبا باشه نه
نمیدونم دوست ندارم نگاهش کنم با همسر قبلیم هم مقایسه نیکنم دارم فراموشش میکنم بایدم فراموشش کنم

با خودم میگم از این زندگی که لذتی نمیبرم .دلمم نمیاد طلاقش بدم چون میشکنه
نمدونم تصمیمم عاقلانه هست یا نه .
میخوام بچه داربشیم حداقل به عشق بچه کنارهم زندگی کنیم.
خواستم بدونم اینگونه زندگی یا تصمیم درسته .

همچنان رفتار کودکانه اش را داره اما کمی کمتر شده
دوستان عزیز راهنمایی نیاز دارم .فکرم خیلی مشغوله