با سلام من چند ماه پیش با پسری که 2 سال از من بزرگتر هست یهنی 29 سالش هست .از طریق اینترنت باهاش آشنا شدم آشنایی ما یک ماه طول کشید در این 1 ماه دوره شناخت ما بود و همش با هم بحث داشتیم. ایشون هم مثل من فوق لیسانس هستند و استاد دانشگاه هم می باشند. اینطور که از رفتارشون پیداست و خودشون میگند اهل نماز و روزه هستند حج عمره رفتند و خانواده خوبی دارند حتی عکس تمام افراد خانوادشون رو بهم نشون دادند. مثل من فرزند آخر هست و تفاوت سنیش با خواهر و برادرش زیاده درست مثل من. همینطور سن پدر و مادرش درست مثل پدر و مادر من هستش. دقیق بعد یک ماه رابطه ما قطع شد چون ایشون از من خواست که مواقعی که خانوادش نیستند به خونشون برم نه اینکه کاری کنیم فقط در کنار هم باشیم. اما برای من امکانپذیر نبودو نیست هرچند که به ایشون اطمینان دارم . میدونم ادم بدی نیست. چند وقت پیش ایشون توی یک سایتی من رو اد کرد و دوباره با هم دوست شدیم و بخاطر یک سری کارهای دانشگاهی دوباره با هم دوست شدیم.اما بعد از 1 هفته دوباره این پیشنهاد رو به من داد و چون من نسبت به ایشون علاقمند هستم الان توی تنگنا قرار گرفتم. اگرچه دیشب باز بهش گفتم این کار برای من مقدور نیست و مثل یک تابو شکستن هستش.ایشون هم بشدت به این موضوع پافشاری کرد و گفت خوب اگر نمیخوای دیگه میتونیم مثل 2تا دوست خیلییییی معمولی باشیم.حالا باید چی کار کنم؟ احساس مینک بهش وابسته شدم و بهش علاقه دارم. توروخدا کمکم کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)