ازتون ممنونم.خیلی.
از فکور عزیز،صبای عزیز
،سرافراز عزیز
و امیران عزیز
.
خیلی ممنونم.
خیلی خوشحال شدم که دیدم بعضیا شرایط منو طی کردن..بهم حس امیدواری میده.
بله همونطور که خودم و فکورجان گفتیم..من برای تصمیم گیری خیلی اذیت میشم..دست و پام میلرزه..هزارتا فکر میاد تو سرم که هرکدوم منو از یه راهی میکشونه.
مثه اینکه سر یه چند راهی نشستی.هر کدوم از راهها به حرف میان و میگن اون یکی راهه بده..اگه بری چندسال بعد ال میشی بل میشی.
من خیلی چیزا رو باید در نظر بگیرم..ایندم..زمانم..شرایطم.. همه چی..
و خیلی سخته..چون اگه اشتباه کنم سخت میتونم جبران کنم.
برای تصمیمگیری میخوام از شهودم تبعیت کنم.نمیدونم چقد منطقیه؟
هرچند استرسها ولم نکردن.
الان زمان خوبی برای استراحت نیست..نه قبل گرفتن تصمیم..مثه سوزوندن فرصت.
نمیدونم..
اصلا نمیدونم چطور ارامشم رو حفظ کنم.
شهودم داره میگه اول یه دوره ای رو باید ثبت نام کنم..نمیدونم چقد بهش اطمینان کنم؟؟
ولی تا حالا از اطمینان بهش ضرر نکردم.
این چند روز دارم مرتب تکرار میکنم من بار این مشکلات رو روی دوش خدا میذارم..دلم میخواد بهم نشون بده کدوم راهو برم.
اما هنوزاسترس دارم.
توی یه کتاب خوندم که اشکال ادما اینه که فکر میکنن جنگ از ان خودشونه..اونوقت برای رسیدن به هر چی میجنگن..در حالیکه باید بدونن جنگ از ان خداست.
ما فقط باید سفارش بدیم. و حواسمونو جمع کنیم تا جواب خدا رو بشنویم.
من نمیدونم چقد از پس اینکار برمیام.
موفق باشید







،صبای عزیز

علاقه مندی ها (Bookmarks)