به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 مرداد 91 [ 13:50]
    تاریخ عضویت
    1391-2-10
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    736
    سطح
    14
    Points: 736, Level: 14
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 44 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    سلام عزيزم
    يكي از دلايلي كه شوهرت بهت نميگه اينه كه ميترسه دوباره بهش گير بدي و مجبور هست كه دروغ بگه.بزار راحت باشه و احساس نكنه با ازدواج اسير ميشه متاسفانه چون قبلا خيلي بهش گير ميدادي ديگه بهت نميگه چون حوصله جر و بحث نداره.از طرف ديگه شوهر شما با دوستاش بيرون ميره بايد از همين الان كه عروسي نكردي خوب فكر كني ببيني ميتوني كنار بياي يا نه؟چون فردا مشكلات زيادي رو به وجود مياره

  2. 6 کاربر از پست مفید بهار58 تشکرکرده اند .

    بهار58 (سه شنبه 10 مرداد 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 13 آبان 91 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1391-4-18
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    609
    سطح
    12
    Points: 609, Level: 12
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    148

    تشکرشده 148 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شارلوت


    .قران آوردم گفتم قسم بخور که کلاس بودی و شرکت نبودی.قسم نخورد

    واقعا همه می خوان بخونن و رد شن؟هیچکی کمکم نمی کنه؟
    به نظرم رفتارت خیلی اشتباهه..قران داراوردی که قسم بخوره...به نظرم حتی اگه مطمئن باشی که بت دروغ میگه نباید به روش بیاری چه برسه به قران قسم خوردن!! بذار بفهمه که بش اعتماد داری..این قدر هم بش گیر نده که مجبور بشه بت دروغ بگه..

    عزیزم این مردی بوده که دوست داشته...این خیلی خوبه...

    به نظرم به هر حال تا از عشقش مطمئن نشدی باش عروسی نکن...نگاهی به تاپیک های انیجا بنداز و با زندگی خودت بازی نکن..

    یه مدت رفتارت را تغییر بده که دوباره بت جذب شه..بعدش عشقش را امتحان کن!!

    مگه چجوری میخواین مراسم بگیرین که این قدر استرس به خودت و اون میدی...چشم و هم چشم را بذار کنار و سعی کن منطقی به مراسمتون را برگذار کنید..در حد توان مالی و زمانی که میخوان براش بذارین...اخه ارزش داره که تو خودت و شوهرت را کلی داغون کنی بعدش به هر حال ملت میان ایرادهای خودشون را میگیرن از همه چیز!!! اینم زندگی ما ایرانیهاست دیگه...بیخیال بابا..





  4. کاربر روبرو از پست مفید لبخند :-) تشکرکرده است .

    لبخند :-) (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آبان 91 [ 02:52]
    تاریخ عضویت
    1391-5-03
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    716
    سطح
    14
    Points: 716, Level: 14
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 199 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    شارلوت عزیزم
    یه مدت فکر کن که شوهرت یه همخونه ایه دانشجوییه که کی میره و کجا میره و ... به شما ارتباطی نداره و هیچی نپرس.مطمینم بعد از یه مدت خودش میاد بهت میگه کجا می رم و ... .
    من مطمینم که هیچ ریگی تو کفشش نیست فقط مغزش از سوال جواب خسته هست.
    ای خدا چرا ما زنها رو اینقدر احساساتی و گیر افریدی وقتی مردها خوششون نمیاد؟؟
    که حالا هی مجبور باشیم درست کنیم خودمون رو. ای بابا

  6. 4 کاربر از پست مفید زیبا خانوم تشکرکرده اند .

    زیبا خانوم (پنجشنبه 12 مرداد 91)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 بهمن 91 [ 00:56]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    نوشته ها
    200
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 568 در 180 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    شارلوت عزیز سلام.
    کمی اروم باشین توروخدا.
    من زیاد در بارتون نمیدونم دلیل این همه شک اونم الان که شمارش معکوس شروع زندگی مشترکتون اغاز شده چیه؟

    ببین اگه مشکلت دروغ گفتن ایشونه با این رویه ای که پیش گرفتی بیشتر وبیشتر به دروغ گفتن سوقش میدی .

    ازش چی دیدی که هی میگی ریگی توکفششه؟
    اینجوری همش میترسونیش.حق داره نگران باشه واسه بعدها .یکم رو خودت کار کن سعی کن اعتماد کنی وبشی یه اغوش واسه ارامش شوهرت .
    الان خیلی فشار روتونه میدونم ماهم اینجور بودیم یادمه 2هفته به عروسیمون بود هر روز باهم دعوا میکردیم چون همه مسئولیتا به عهده شوشو بودو منم مثل کنه بهش چسبیده بودم ومیخواستم سر هر چی نظرمو بگم .
    ازخرید کاسه توالت گرفته تا دسته گل عروسی سر همه چی دعوا کردیم بیچاره شوشو خسته که میشد تیکه های خواهرو اطرافیانم بهش اضافه کن منم هی میزنگیدم کجایی وچرا جواب تلفنامو نمیدی و......
    اینقدر بهش فشار اومد که تو اتاق عقد فشارش افتاد فکرشو بکن....
    ببخشید پرحرفی کردم یکم راحتش بگذاروببین خودش میاد طرفت اون تورو راحت بدست نیاورده که به این راحتیا ولت کنه.
    کم نیار الان وقتش نیست.
    الان وقت اعتماد وروحیه دادنه.
    بابا یکم سیاست زنونه بخرج بده.
    موفق باشی

  8. 4 کاربر از پست مفید هیام تشکرکرده اند .

    هیام (سه شنبه 10 مرداد 91)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    487
    امتیاز
    1,771
    سطح
    24
    Points: 1,771, Level: 24
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3,685

    تشکرشده 3,700 در 587 پست

    Rep Power
    63
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم


    شارلوت عزيز

    احساس ميكنم از بس به هم سخت گرفتيد و بار خاطر هم شديد الان ذهنتون دنبال راحت ترين و اسونترين راهه اونم جدايي

    هر دو انگار يك بار خيلي بزرگتر از ظرفيتتون رو دوش هم قرار داديد و انقدر بهتون فشار اورده كه ترجيح ميديد از زير اين فشار خودتونو به سرعت رها كنيد

    با شرايطي كه شما براي ايشون پيش اوردي با اونهمه فشار و كجا بودي و.... باور كن هر كس ديگه اي هم بود از اينده ميترسيد واحساس فشار ميكرد
    شما هم كه خودت منفي هاي ذهنتو چند برابر كردي , اونو تو شرايطي قرار دادي كه دروغ بگه و حالا دروغهاش ازارت ميده

    يه مدت همديگه رو ازاد بزاريد, سخته اما بهترين راه اينه دست از فشار بيشتر و زنگ هاي مدام و اين دور تسلسل برداريد تا بتونيد راحت تر فكر كنيد

    يه كم ارامشو به همديگه برگردونيد و اونوقت ميبيني كه مشكل فقط اين فشار بود

    رابطه رو قطع نكن و محبتتون رو هم قطع نكن اما كمش كن و احترام رو بيشتر, باور كن تحت فشار نباشه برميگرده و خودش سر صحبتو باز ميكنه

    فقط با ارامش

  10. 9 کاربر از پست مفید z o h r e h تشکرکرده اند .

    z o h r e h (سه شنبه 10 مرداد 91)

  11. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    سلام شارلوت جان

    خوبی؟

    همیشه فراهم کردن مقدمات عروسی فشار زیادی رو به دو طرف وارد میکنه.به دختر بابت جهیزیه و به پسر هم بابت خرج و مخارج تالار و ...
    اینا طبیعیه.فکر نکن فقط تویی که این درگیری رو داری.به زبان میگی که من درکش میکنم و .... اما از اون طرف انتظار محبت ازش داری.
    مردها مثل ما زنها چند بعدی نیستن.اینو یادت باشه.یه زن در عین حال میتونه غذا درست کنه..خونه تمیز کنه....بچه داری کنه...اما یه مرد نمیتونه.و برای انجام کاری روش تمرکز میکنه.
    به خاطر همیننم هست اکثر مواقع کارهای مردها دقیقه اما تکه.زنها برعکس.
    چند تا کار رو باهم انجام میدن اما با کیفیت پایین تر.

    بگذریم

    ببین من فکر میکنم شما خوب نمیتونی همسرت رو درک کنی.میگی وقتی من بهش خیلی خیلی احتیاج داشتم....
    فکر کردی با خودت شاید اونم اون لحظه خیلی خیلی خیلی احتیاج داشته به خواهرش سر بزنه...

    ببین سعی کن پیله نکنی بهش.مردها متنفرن از اینکه زنی بهش پیله کنه.
    اون چون میدونه شما از قهر و روترش کردنش حرص میخوری این کار رو میکنه.
    باور کن اگر حساسیتت رو کم کنی به این موضوع دیگه تکرار نمیکنه

    وای به روزی که مردی نقطه ضعف خانومش رو بفهمه.این نقطه ضعفها هم بیشتر قهر و طلاقه.

    درست نبوده قرآن اوردی.یکمی زیرک باش.خیلی صاف و ساده برخورد میکنی.منم جاش بودم بهم برمیخورد.

    من یه تجربه از خودم بهت بگم:

    من یه بار تو دعوا با همسرم ، همسرم وسایلش رو برداشت که بره.جلوی پدر و مادرم.من رفتم به دست و پاش افتادم.همسرم هم خیلی مصمم تر رفت و تا یه هفته هیچکس ازش خبر نداشت.گذشت و گذشت تا دوباره همچین موضوعی پیش امد.دوباره همسرم وسایلش رو برداشت بره.من هیچ کاری نکردم و فقط نشستم و نگاهش کردم..

    اون هی دست دست میکرد که نره ! اخر سر گفت نمیای جلومو بگیری..؟
    گفتم نه...هر جور راحتی همونطور رفتار کن.

    اون بار اول و اخرش بود که این کار رو کرد.

    رها کن همسرت رو.

    اگر میگه طلاق به دست و پاش نیفت.بهش بگو من زندگیمو دوست دارم.این تویی که طلاق میخوای.پس خودت برو اقدام کن.

    مگه شما تو موبایلش تجسس میکنی؟


  12. 6 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (سه شنبه 10 مرداد 91)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شارلوت
    وقتی زنگ زد دانشگاه نبود و شرکت بود و باز به من دروغ گفت که دانشگاهم.خلاصه ساعت 8 امد خونه و در این مدت همش به من میگفت دودقیقه دیگه میرسم.وقتی اومد لباساش رو عوض نکرد و گفت افطاری بخورم میخام برم کار دارم.واقعا داشتم از دروغاش منفجر میشدم.قران آوردم گفتم قسم بخور که کلاس بودی و شرکت نبودی.قسم نخورد و حلقشو دراورد و گفت دیگه نمیخامت و میرم و... وسایلشو جمع کرد ولی من نزاشتم بره.دیدم لباساشو عوض نکرده که زود بره.بهش گفته بودم منم باهات میام(ماشین دوستش دستش بود و ما با اون دوستش رفت و آمد داریم و مشکلی نداشت منم باهاشون برم)وقتی افطاری میخورد من رفتم آماده شدم که تو عمل انجام شده قرار بگیره.اما باورتون نمیشه.جلو بابام گفت نه نمیخام بیای میرم یک ربعه برمیگردم بریم کاراتو انجام بدیم.زد بیرون از خونه.منم ماشینو برداشتم رفتم بیرون.زنگ زدم کجایی جوابمو نمیداد و فقط داد میزد و فحش میداد.ساعت 8 و ربع رفته بود و گفته بود یک ربعه برمیگرده.من 9 اومدم خونه.اون ساعت 11 اومد.وقتی اومد مهمون داشتیم.وسایلشو برداشت بره نزاشتم.
    این همه تعقیب و گریز مال یک روز بوده؟

    بیچاره احساس می کنه اسیر شده. احساس خفگی می کنه. جرات تکون خوردن نداره.

    مستقیم بهت می گه نیا، شما می گی لباس پوشیدم تو عمل انجام شده قرار بگیره؟

    واسه یه شرکت بودی یا دانشگاه، واسش قرآن می آری که قسم بخور ؟!؟!

    از خونه می ره بیرون، ماشین برمی داری می ری دنبالش؟

    بازم اون بوده که دوباره برگشته، من بودم اصلا دنبال سایلم هم نمی آمدم. از همون ور می رفتم خونه خودمون.

    به جایی رسوندیش که سه بار در روز حرف از طلاق و جدایی و حلقه در آوردن و نخواستن و ... بزنه؟

    من نمی دونم همسر شما خائن و دروغگو هست یا نه، اما می دونم با این رفتارها نه می تونی بفهمی آیا هست یا نه
    و اگر هم باشه
    نمی تونی با این کارها جلوش را بگیری یا اصلاحش کنی.

    پس در هر حال کارهات بی فایده است. با این کارها فقط باعث می شی ازت خسته و دلزده بشه.


  14. 8 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (سه شنبه 10 مرداد 91)

  15. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    سلام
    من دارم دیوونه میشم.تو شرایطی نیستم که سرزنش بشنوم.میدونم اشتباه کردم اما چرا اشتباهات اونو نمیبینین؟
    من هیچ فشاری نیاوردم روش برای برگزاری مراسم عروسی.من از روز اوال که اومد خواستگاری گفتم که عروسی نمیخام و از عروسی متنفرم.اینکه داره عروسی برپا میشه اصرار خودش و خونوادشه.
    درسته من گیر دادم اما قول داده بود دروغ نگه.منکه 3 هفتس اصلا کاری به کارش نداشتم.هرجا خواسته رفته و هرکار خواسته انجام داده.دلیلی نداشت منو نبره.
    در ضمن من هیچوقت به خودم اجازه ندادم حلقمو دربیارم و اون تا حالا 3بار حلقشو پس داده بهم.هیچوقت هم حرف طلاق نزدم چون حس میکنم سردی میاره حرفش هم.
    حالم خیلی بده.باهم خوبیم اما تا یادش میفتم اشکم سرازیر میشه.من نمیتونم با آدم دروغگو زندگی کنم.چون دروغ گفته به همه چی شک میکنم.
    تنها مشکل منو شوهرم همینه.
    قبلا دوبار دو تا دختر بهش زنگ زدن که اول زد زیرش و گفت نمیشناسه اما بعد رو شد که 3 یا 4 سال پیش باهاشون تلفنی در ارتباط بوده.من از اون موقع خیلی حساس شدم و میترسم دوباره یکی زنگ بزنه.واسه همین بود که بعضی وقتا به بهانه عکس یا فیلم گوشیشو چک میکردم.قرار بود خطش رو عوض کنه اما نکرد.من میترسم با این اوضاع اگه یکیشون زنگ بزنه جذبش بشه

  16. کاربر روبرو از پست مفید شارلوت تشکرکرده است .

    شارلوت (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  17. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    سلام شارلوت جان

    این لینک رو بخون حتما

    http://www.hamdardi.net/thread-8696.html

  18. 3 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  19. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: طلاق خواسته هردوتامون شده.کمک کنید کار به جای باریک نکشه.من دوسش دارم

    سلام گلم

    3 هفته زمان زیادی نیست برای ایجاد تغییر و اینکه باورت کنه که بهش اعتماد داری و دیگه نمیخوای بهش گیر بدی.

    پس به جای دیوانه شدن کمی بهش زمان بده. من با یکی از آشنایانمون یک مسئله ای پیدا کردم به خاطر اخلاق و

    رفتارهای بد اون خانوم با من ، چند سال طول کشید تا باور کنم واقعا عوض شده و قصد جبران داره. به ظاهر هم ابم

    باهاش خوبه اما دیگه باهاش مثل سابق نیستم.

    میخوام بدونی برخی از رفتاهای ما چنان مخاطب رو تخریب می کنن تو 1 لحظه که شاید باور اینکه ما عوض شدیم و

    دیگه نمیخوایم اشتباهات گذشته رو تکرار کنیم (به شرطی که واقعا عوض شده باشیم ها) برای مخاطب خیلی سخت

    باشه پذیرشش! مثلا همسر شما انقدر در گذشته از رفتاری دلخور شده با اینکه الان شما سعی داری تغییر کنی و

    تغییر رویه بدی (تغییر در طولانی مدت نثبیت و نهادینه میشه) اما هنوز باورش نکرده و به شیوه خودش ادامه میده.

    مثل شما که هنوز از همسرتون سر اون کارش در پارک ناراحتین و هنوز روی دلتون مونده ، اون هم انگار هنوز

    رفتارهای گذشته شما رو دلش مونده. پس بهتره با آرامش سنگ هاتون رو با هم وا بکنین و یک فرصت دوباره بهم

    بدین. ضمنا شما شک رو در وجودتون درمان کنین و همچنین حساسیت هاتون رو.

    تاثیر تغییر همسرتون رو در بلند مدت خواهید دید پس نگران نباشین که دارین با 1 دروغ گو زندگی می کنین.

    به هر 2 نفرتون زمان بدین.

    البته من منکر کارهای بد ایشون نیستم اما اینجا ما تنها با شما در تماس هستیم نه همسرتون.

    در مورد اون دخترها هم که میگین اگر همسرتون اونها رو میخواست که الان شما همسرش نبودین!

    ولی بی تدبیری های آتی شما در زندگی مشترک ممکنه زمینه های این کار رو فراهم کنه. پس با افزایش مهارت ها

    در زندگی این زمینه ها رو از بین می برین.

    ضمنا یادتون باشه تغییر و اثراتش در طولانی مدت رخ میده.


    موفق باشین



  20. 6 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 11 مرداد 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وابستگی من به شوهرم وتحقیرهای اون...افسرده ام...
    توسط saba.khaste در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 شهریور 94, 17:29
  2. خواستگار قد بلند و اعتماد بنفس پایین من ...( ادامه ی قدم کوتاه است.)
    توسط sima.aass در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 21 شهریور 94, 00:03
  3. خسته شدم از قد کوتاهم تورو خدا کمک کنید :(
    توسط 23Gharibe در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 مرداد 94, 17:01
  4. خواستگارکوتاهتر!
    توسط kija در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 17 آبان 93, 09:46
  5. در جواب به خواستگارم دچار شک وتردیدم..لطفا سریع کمکم کنید..
    توسط maniash در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 مرداد 93, 11:18

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.